روزنامه هفت صبح، نگین باقری| در 48 ساعت گذشته دو ویدئوي مناظره از رسانه‌های تصویری متفاوت بازنشر شده، که توئیتر و اینستاگرام را مشغول خودش کرده. یکی مناظره بیژن عبدالکریمی و مجید توکلی درباره انقلاب یا اصلاح؛ مناظره‌ای که نکته جالب آن این بود که مخاطب را با یک بیژن عبدالکریمی جدیدی روبه‌رو می‌کند. این استاد فلسفه که همیشه در تلویزیون در قامت اپوزیسیون و منتقد ظاهر می‌شد، اینجا در موضع یک متفکر محافظه‌‌کار موافق وضع موجود قرار گرفته.

مقابل او مجید توکلی، فعال سیاسی راستگرای دیگری است که عبدالکریمی را متهم به انفعال می‌کند و موافق پیوستن به نظم جهان است. مناظره دوم هم مناظره اخیر غنی‌نژاد است. متفکری که مثل همیشه عزیمت خود را با حمایت فکری از کشورهای بازار آزاد شروع کرده. در دستگاه فکری کودتا بودن حادثه 28 مرداد انکار می‌شود و در عوض می‌گویند که مصدق با ملی کردن نفت به دنبال شعار‌های پوپولیستی بوده.

همزمانی مناظره بین سه طیف مختلف فکری لیبرال اتفاق عجیبی نیست که برای اولین بار اتفاق افتاده باشد. اتفاق عجیب این بود که این بار یک نفر از میان تماشاچیان مناظره غنی‌نژاد بلند می‌شود و استدلال‌هایی مقابل او می‌آورد که دیگر در زمین فلسفی افراد قبل نمی‌گنجد. این بخش از ویدئو حرف‌های این تماشاچی به نام دکتر افشین جعفرزاده که پزشک و فارغ‌التحصیل رشته تاریخ است مانند خود مناظره بارها و بارها بازنشر شد.

غنی‌نژاد چه گفت؟
در محور حرف‌های غنی‌نژاد که 28 مرداد در رسانه‌ها منتشر شد این نکات می‌گذشت که ‌سیاست‌‌‌های مصدق پوپولیستی بوده و اعتقاد به دموکراسی نداشته. او همچنین اعتقاد داشت که مصدق مشروطه‌خواه نبود و از این جهت نقش بسیار مخربی در فرآیند تاریخ معاصر ما داشت که باعث شد دستاوردهای مشروطیت به باد برود. مثالی که آورد هم این بود که مصدق می‌‌‌دانست شاه می‌تواند او را عزل کند و اطرافیانش هم به او این موضوع را گوشزد کرده بودند اما پاسخ دکتر مصدق این بود که شاه جرات نمی‌‌‌کند.

غنی‌نژاد اینکه انگلیس و آمریکا در سرنگونی مصدق نقش داشتند مسلم می‌داند اما این اقدام را مداخله در امور داخلی ایران می‌داند که اگرچه محکوم است اما معنای آن کودتا نیست. یک اشاره دیگر او شباهت نفت و انرژی اتمی بود که در آن اعتقاد او بر این است که وقتی می‌‌‌گوییم حق مسلم ما انرژی هسته‌‌‌‌‌‌ای است این گونه شعارها میراث مصدق است. این در حالی است که سیاست بحث منافع ملی است و نه بحث حق و باطل.

کودتا همان کروناست
دکتر افشین جعفرزاده، پزشک و البته دارای کارشناسی ارشد تاریخ که در بین مخاطبان نشست نشسته بود، اظهارات انتقادی نسبت به غنی‌نژاد داشت. او بحث را از اینجا شروع کرد که یک پزشک است و در زمان کرونا بیمارانی را به یاد داشت که با پی سی آر مثبت، گلوی ملتهب و نشانه‌های دیگر اصرار داشتند کرونا نگرفته‌اند بلکه سرما خورده‌اند. ادامه اظهارات او را می‌خوانید:

حالا این قصه همین افرادی است که می‌گویند 28 مرداد کودتا نبوده. در هزاران سندی که دکتر گرجستانی ( نیکلا گرجستانی، مقام ارشد سابق بانک جهانی و نگارنده کتاب میراث مصدق به زبان انگلیسی) ارائه بارها واژه کودتا آمده است.

اسناد نشان می‌دهد که از 9 ماه قبل از 28 مرداد آمریکا دنبال ساقط کردن مصدق بود. سلسله زنجیره‌هایی وجود دارد که این را ثابت می‌کند: اول خرید ده‌ها نماینده که اسنادش در بانک جهانی موجود است. دوم واقعه 9 اسفند (تلاش طرفداران شاه و به درخواست خود او برای به قتل رساندن مصدق)، سوم چاپ و انتشار پول برای ایجاد اختلال در اقتصاد کشور، چهارم ماجرای اردیبهشت 1332 که کودتاچیان رئیس شهربانی را مثله کردند.

22 مرداد 1332 فرمان نصب سرلشکر زاهدی به نخست وزیری صادر می‌شود و دو روز بعد فرمان عزل مصدق. چقدر این دوستان کودتاچی عجله داشتند که نفهمیدند ما در 48 ساعت دو نخست وزیر داشتیم. شاه حکم عزل را به سرهنگ نصیری می‌دهد که ساعت یک نصف شب به خانه او بفرستد در حالی که همان زمان گروه دیگری از کودتاچیان مهندس حق‌شناس، وزیر راه و مهندس زیرک‌زاده، اعضای فراکسیون نهضت ملی و دکتر فاطمی را با کامیون نظامی بازداشت می‌کنند. از سوی دیگر در بازار به بازاریانی که طرفدار مصدق بودند هم حمله می‌شود.

شما می‌گویید که مصدق نگاه به مشروطه نداشت؟ مصدق همان کسی است که آبان ماه 1304 که در آن جلسه تصمیم مجلس پنجم را غیرقانونی اعلام کرد. (روز 9 آبان 1304 گروهی از نمایندگان مجلس پنجم، ماده واحده‌ای را به مجلس دادند و خواستار انتقال قدرت از قاجار به پهلوی شدند. مصدق مخالف این طرح بود و می‌گفت این انتخاب استبداد است.)

مجلس هفدهم به هیچ وجه منحل نشد. پروسه انحلال رویه پیچیده‌ای داشت که بعد از ترور شاه، به دلیل ترسی که به جان شاه افتاده بود در 1327 فرمان تشکیل مجلس موسسان را صادر و آن پیچيدگی را برای انحلال لغو کرد تا اختیار انحلال مجلس شورای ملی و سنا را بگیرد. متن روزنامه هست و تاریخ انحلال آن را 28 آذر 1332 اعلام کرده که می‌شود 4 ماه بعد از کودتا.

هر دو مجلس به فرمان ملوکانه منحل و دستور انتخابات صادر شد. اینکه شما می‌گویید مرداد ماه دستور انحلال صادر شده مغالطه سیاسی و حقوقی است و به هیچ وجه آن زمان چنین دستوری داده نشده است. مصدق مرد قانون بود و تنها کاری كه کرد استمزاج به رای مردم بود. اتفاقا مصدق دنبال منافع ملی نبود بلکه دنبال حقوق ملی بود. حقوق ملی را در زیل آزادی می‌خواست و می‌گفت منافع ملی در ادامه به دست آوردن حقوق ملی به دست می‌آید.

پیوستن به نظام جهانی یا محافظت از وضع موجود؟
اختلاف در مناظره دوم که سه روز پیش برگزار شد اختلاف بر سر دخالت کشورهای دیگر، پیوستن به نظام جهانی و تغییرات در نظام‌های سیاسی دنیا بود. گفت‌وگوی روبه‌روی هم بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه و مجید توکلی، فعال سیاسی از یک موضع اقتصاد سیاسی واحد اما با دو تاکتیک متفاوت. مجید توکلی یک فعال راست‌گرا، مخالف اعتراض‌های خیابانی ولی از ایده پیوستن به غرب حمایت می‌کرد و دیگری عبدالکریمی که منتقد وضع موجود که بر تمامیت ارضی و حفاظت از امنیت موجود تاکید داشت. بخشی از مناظره را اینجا می‌خوانید:

توکلی: چرا ما بخشی از نظام جهانی نباشیم که برای ما هم کاری بکند؟

عبدالکریمی: اگر نظام جهانی می‌خواست برای ما کاری بکند، مصدق را سرنگون نمی‌کرد.

توکلی: چرا آدرس‌های قدیمی می‌دهید؟ الان ما چرا جزو نظام جهانی نباشیم؟ چرا برخی از کشورهای منطقه که به آن پیوستند شرایطشان بهتر شده؟

عبدالکریمی: نظام جهانی برای خودش می‌دود. برای ما کاری نمی‌کند. درباره چه شرکتی حرف می‌زنید؟ چند شبه کشور که سرمایه‌های آمریکایی آنجا رسیده چند شیخ و خلیفه هم گذاشته‌اند و یک جامعه نو ساختند که دو ساعت مقابل صدام نتوانست مقاومت کند. ما داریم درباره جامعه خودمان که کهنسال‌ترین ملل روی زمین است صحبت مي‌كنيم. دولت ریشه تاریخی دارد و مشکلات آن هم تاریخی است. دولت شبه مدرن مسئله ایران است.

مادامی که این مسئله را حل نکنیم، چه حکومت سکولار باشد یا دینی، مشکلات ما حل نخواهد شد. ما نیازمند تغیيریم ولی وضعیت کنونی قابل ادامه دادن است. تغییر اجتناب‌ناپذیر است و تا اینجا با هم هم‌عقیده‌ایم. اما شرایط ما شرایط انقلابی است؟ نه. شرایط واقعی ما در کف خیابان چیزی نیست که رسانه‌های خارجی برساخت‌اند. تغییر سیاسی در امروز را سم می‌دانم. با کدام نیرو می‌خواهید تغییر ایجاد کنید؟ با کلیک؟ با سلبریتی‌ها؟ آن هم در جهانی که قدرت‌های سیاسی قدرت سرکوب دارد، قرار است با آنها مقابله کنید.

بعد از آن اگر چیزی در کشور تغییر کند، با خلأ قدرت چه خواهید کرد؟ نتیجه آن آنارشیسم است و حاکمیت آمریکا و اسرائیل. خطاهای تصمیم گیری در همه جای جهان وجود دارد. حکومت جمهوری اسلامی حکومتی ضد ملی نیست. ممکن است که بر اساس رهیافت‌های ایدئولوژیک خودش خطاهای استراتژیکی داشته باشد اما حکومتی که نگذاشت یک سانتی متر از این خاک جدا شود و الان زیر فشار سلطه است می‌توانیم آن را غیر ملی بدانیم؟ نه. غلط بودن یک چیز است و اینکه آگاهانه خیانت بکنند چیز دیگری است.

توکلی: همه ما فهمیدیم که ما می‌خواهیم به سمت مدرنیته حرکت کنیم. مدل خیابان‌گرایی (اعتراض در خیابان) در ایران اشتباه است و باید قدرت را تسخیر کرد. البته مشکل این است که جامعه ما مدرن شده است اما دولت نه. مردم نیاز به یادگرفتن چیز دیگری ندارند و فقط دولت باید تغییر کند. من اینجا هستم تا بگویم هر کدام از ما ممکن است که در مسیری قرار بگیریم که مشکلات را ساده سازی و توجیه گری بکنیم و در خدمت شر قرار بگیریم.

ما ممکن است مثل نخبگانمان مشکلات جامعه را طوری نشان دهیم که خودمان تبدیل به مشکل شویم. نخبگان ما شجاعت نقد حکومت را نداشته‌اند. مثلا شما می‌گویید ما استقلال داریم. یعنی کشورهایی که به نظام سیاسی پیوستند استقلال ندارند؟ چنین چیزی وجود ندارد. ما باید یک کشور معمولی مثل بقیه کشورها بشویم. نظام لیبرال دموکراسی بر ما حاکم شود و اینگونه مسائل دیگر هم حل شود. دنبال رای دادن و گرفتن نباید برویم. ما نمی‌توانیم کریدور جهانی باشیم ولی می‌توانیم نیروی کار ارزان جهانی باشیم.

سایر اخبارکاربران ویژه - سیاسیرا از اینجا دنبال کنید.