روزنامه هفت صبح، مصطفی آرانی| وفات دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی، در این هفته، در 99 سالگی، دومین داغی بود که جامعه حقوقی ایران در طول حدود بیست روز دید. داغ اول، روز 21 بهمن روی تن این جامعه نشست، وقتی خبر آمد که دکتر سید محمد هاشمی، استاد ارشد حقوق اساسی و عمومی در دانشگاه شهید بهشتی، در هشتاد و یک سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرده است. هر دوی آنان تقریبا از یک نسل حقوقی دانشگاه تهران بودند.
نسلی که در حدود سال 40 وارد این دانشکده شدند و هر دو صاحب تالیفاتی بودند که جزو منابع اساسی حقوق در ایران است: دکتر محمد جعفر جعفری لنگرودی، در میان آثار فراوان خود دو کتاب دارد که جزو آثار گرانسنگ حقوقی به حساب میآیند: «ترمینولوژی حقوقی» که به نوعی یک لغتنامه برای این علم است و «دانشنامه حقوقی» که یک دایرهالمعارف حقوقی است در 5 جلد. دکتر هاشمی نیز مولف کتاب «حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران» است در دو جلد که منبع اولیه رشته حقوق اساسی در دوره کارشناسی است.
اما دکتر جعفری لنگرودی از یک زاویه دیگر نیز شخصیتی مورد توجه در ایران است. او یکی از شش نفری است که در ابتدای انقلاب پیشنویس قانون اساسی را نوشته است. همین موضوع دلیلی شد تا این هفته به نویسندگان قانون اساسی ایران بپردازیم و روند تدوین و تصویب آن را مورد بررسی قرار دهیم.
دکتر ناصر کاتوزیان را بسیاری به عنوان پدر علم حقوق در ایران میشناسند. کتاب او، «مقدمه علم حقوق» معمولا نخستین کتابی است که یک دانشجوی کارشناسی حقوق در ترم اول میخواند. همچنین کتاب دیگر او «قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی» مهمترین شرحی است که بر یک کتاب در زمینه حقوق قراردادها و معاملات در ایران نوشته شده است.
او که در آستانه انقلاب، استاد تمام دانشگاه تهران و نیز یک قاضی دادگستری بود؛ البته بعد از انقلاب مورد بی مهری قرار گرفت. او که رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بود بعد از انقلاب فرهنگی، تا 11 سال به این دانشکده مجددا راه پیدا نکرد و بعد از آن هم که دوباره وارد دانشکده شد، به مناسبتهای گوناگون من جمله آمدن دولت احمدینژاد، مورد تحدید علمی قرار میگرفت.
کاتوزیان یکی از اعضای گروهی است که پیش نویس قانون اساسی را نوشته است. او در خاطرات خود آورده است: «امام هنوز در اروپا بودند (این یعنی تاریخ این خاطره بین مهر 1357 تا بهمن 1357 است)…در این زمان، از عدهای که حدود ۴۰ یا ۵۰ نفر میشدند، دعوت کردند که در منزل آقای صدر حاج سیدجوادی که بعدها وزیر دادگستری دولت موقت بازرگان شد، گرد هم آیند.»
حاج سید جوادی که بود؟
احمد صدر حاج سید جوادی را همین جا معرفی کنیم. او متولد 1296 است و در آن روزها 61 ساله است. حاج سید جوادی، در 11 فروردین 1392، در بیمارستان آبان تهران درگذشت. او خانواده عجیبی دارد. نسبتش به زید بن علی میرسد که مراد و امام شیعیان حوثی در یمن است ولی دو فرزندش از اعضای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) هستند و یکی از آنها یعنی شهرزاد همسر محمود عضدانلو، برادر بزرگ مریم رجوی، رهبر این فرقه و گروهک است. نیلوفر دیگر دختر حاج سید جوادی یکی از کشته شدگان در ماجرای سرنگونی هواپیمای اوکراینی در دی 1398 است. او زن سابق رضا بنی صدر، برادرزاده ابوالحسین بنیصدر بود.
سید جوادی، یکی از فارغالتحصیلان دانشکده حقوق دانشگاه تهران است. او در 26 سالگی وارد خدمت قضایی شده و حتی توانسته به دادستانی تهران هم برسد. اما رویکرد مستقل و تا حدودی ضددرباری او باعث میشود که او از این کار برکنار شود و وارد وکالت شود. او وکیل شخصیتهای برجستهای چون آیتالله سید علی خامنهای، اکبر هاشمی رفسنجانی و دیگرانی در جریان انقلاب بوده است.
او پس از انقلاب، در دولت موقت به عنوان وزیر کشور و سپس به عنوان وزیر دادگستری فعالیت کرد ولی پس از آن استعفا داد و دیگر منسب رسمی نداشت و صرفا به برخی وکالتهای موردی میپرداخت و ضمنا عضو نهضت آزادی ایران هم بود. او بعدها به عنوان یک چهره مخالف نظام شناخته شد و حتی برای مدتی بازداشت و زندانی و ممنوع الخروج هم شد.
حاج سید جوادی در آن جلسه چه گفت؟
کاتوزیان میگوید در آن جلسه صدر حاج سیدجوادی گفته: به هر حال امام روزی به ایران خواهند آمد و ما باید آمادگی داشته باشیم. دست روی دست گذاشتن درست نیست، باید قانون داشته باشیم. آن گردهمایی تا چند جلسه دیگر هم ادامه یافت، ولی اختلاف نظرها در آن گروه بسیار زیاد بود و از همان ابتدا معلوم بود که به نتیجهای نخواهند رسید به همین جهت دکتر حسن حبیبی بهعنوان نماینده امام از اروپا به تهران آمد و گفت امام گفتهاند یک عده محدودی که هم مسلمان باشند و هم آگاه به مسائل روز و انقلابی باشند، انتخاب کنید و از آنان برای نوشتن پیشنویس قانوناساسی استفاده شود.
حسن حبیبی کیست؟
دکتر حسن حبیبی کوچکتر از حاج سید جوادی بود. متولد 1315. او باسابقهترین معاون اول رئیسجمهور در ایران است که از 30 مرداد 1368 تا 4 شهریور 1380 این سمت را بر عهده داشته است. او دکترای جامعه شناسی و حقوق از دانشگاه سوربون داشته و در آن زمان ظاهرا در اروپا ساکن بوده است.
او که در سال 1391 در بیمارستان فرهنگیان تهران درگذشت، به عقیده دکتر کاتوزیان، در آن زمان «ترجمهای از قانوناساسی فرانسه (یا طبق برخی گفتهها بلژیک) را تهیه کرده و به امام نشان داده بود که امام گفته بودند به ایران بروید و دکتر حبیبی نیز آن را در کمیسیون حقوقی مطرح کرد. اما آنچه بهعنوان پیشنویس تصویب شد و از کمیسیون بیرون آمده و به دولت موقت داده شد، آن چیزی نبود که دکتر حبیبی تهیه کرده بود.»
هیات شش نفره
دکتر کاتوزیان در خاطرات خود گفته: «اولین پیشنویس قانوناساسی در هیاتی تصویب شد که اعضای آن عبارت بودند از دکتر حبیبی، دکتر جعفری لنگرودی، مرحوم فضلالله [یا فتحالله] بنیصدر، آقای لاهیجی، آقای میناچی و خود من. آقای میناچی بهدلیل مشغله زیاد کمتر در جلسات کمیسیون شرکت میکرد. بنی صدر نیز از نیمه راه از ما جدا شد و گفت انقلاب در جای دیگر به من نیاز دارد.»حالا باید به معرفی اعضای این جمع بپردازیم:
جعفری لنگرودی
او را به اختصار در ابتدای این متن معرفی کردیم ولی حالا باید مفصل از او بگوییم. متولد 1302 است در لنگرود. پدرش ظاهراً از اهالی علم دین بوده و روحانیمسلک. از همینروست که نخستین معلمش میشود پدر و خمسه نظامی و کلیله و دمنه را نزد او میخواند. با این حال، پدری که از اهالی دین بوده لباس دین نمیپوشیده و روزی خود را از مسیر تجارت دنبال میکرده است. راهی که پسر هم ادامه داد و با اینکه در حوزه علمیه تحصیل کرد و تا مدارج عالی رفت؛ هیچگاه لباس روحانی بر تن نکرد و بلکه از راه علم روزگار گذراند.
محمدجعفر بعد از تحصیل نزد پدر، تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در لنگرود تمام کرد. بعد از آن هم به دانشسرای رشت رفت که ظاهراً به دلیل عدم توانایی در پرداخت هزینه آنجا (و بنا به روایتی دیگر به خاطر مرگ پدر و مادرش)، تحصیل را ناتمام گذاشت، به حوزه علمیه قم رفت و بعد از آن هم در حوزههای علمیه مشهد، اصفهان و همدان درس خواند. البته مدت کوتاهی بعد از تحصیل دانشسرای رشت، به حکم ضرورت دخل و خرج زندگی مدتی را در اداره ذوبآهن بندر نوشهر کار کرد.
29 ساله بود که تصمیم گرفت در عرصه دیگری هم تحصیل کند و از این رو وارد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شد تا در رشته حقوق قضایی تحصیل کند. هشت سال بعد از این دانشکده فارغالتحصیل شد در حالی که توانست رساله دکترای خود را با عنوان تأثیر اراده در حقوق مدنی بنویسد و یک سال بعد هم آن را به چاپ بسپارد. با این حال، این نخستین کتابش نبود چرا که میگویند در سال اول تحصیلش کتابی با عنوان اصول فلسفه حقوقی نوشت تا مهارتش را در این رشته به رخ بکشد. البته نباید از حدود 10 سال تحصیل او در حوزه به عنوان یک پشتوانه برای تحصیل در رشته حقوق و نگارش چنین کتابهایی گذشت.
در میانه تحصیل دو ماجرای دیگر در زندگی جعفری لنگرودی رخ داد. یکی اینکه به خدمت دستگاه قضا درآمد و دیگر اینکه شروع به تدریس در دانشگاههای تهران و شهید بهشتی (ملی سابق) کرد. اما کار مهمتر این بود که شروع به نگارش کتابی با عنوان دایرهالمعارف حقوقی کرد. کتابی که برای نوشتن آن 22 سال زحمت کشید و به جرات میتوان گفت که در تاریخ حدودا 120 ساله حقوق در ایران بیبدیل است.
البته جعفری لنگرودی در کنار دایرهالمعارف نویسی، کتبی در حوزه مقدمه علم حقوق، فلسفه حقوق و حقوق خصوصی (مدنی) هم نوشته است و جالب اینکه در کنار این موارد، کتبی در حوزه ادبیات و تاریخ به خصوص تاریخ حقوق هم دارد و از این رو شخصیت ذو وجوهی در اذهان از این استاد حقوق شکل گرفته است. اکثر کتب استاد جعفری لنگرودی توسط انتشارات گنج دانش به چاپ رسیده است.جعفری لنگرودی در سال 1358 ایران را ترک کرد و در انگلستان (ایستبورن) اقامت کرد تا شاید بتواند مداقه در علم حقوق را با آرامش و فراغ خاطر دنبال کند هر چند که باید اذعان کرد که مسایل سیاسی نیز در این موضوع تاثیر گذار بوده است.
فتحالله بنیصدر
برادر بزرگتر ابوالحسن بنی صدر، نخستین رئیسجمهور ایران است و 12 سال زودتر از او به دنیا آمده است. (پدر بنیصدر، میرزا سید نصرالله معروف به صدرالعلما و از روحانیون سرشناس استان همدان به جز او و فتحالله دو پسر دیگر هم داشت.)فتحالله پس از تحصیل در رشته حقوق، در دوران پیش از انقلاب کار خود را به عنوان قاضی آغاز کرد و در دوره حکومت مصدق، او یکی از جوانترین قاضیان دیوان کیفر (مربوط به محاکمات جزایی) بود.
پس از کودتای 28 مرداد 1332، عضو جبهه ملی شد و در دولت مهندس بازرگان دادستان کل کشور شد و وقتی برادر کوچکترش، رئیسجمهور شد، او پست مشاور حقوقی رئیسجمهور را به عهده گرفت. او پس از برکنار شدن بنیصدر از ریاستجمهوری ایران، دستگیر شده و به زندان فرستاده شد، لیکن بعد از مدتی آزاد شد. فتحالله بنیصدر در29 مهر 1375 درگذشت. در مورد او در کتابخانه ملی، دیتایی پیدا نکردیم و در مجلات هم ظاهرا یک مقاله در کانون وکلا در فروردین و اردیبهشت 1340 با عنوان «انتقاد از قانون طرز رسیدگی به جرایم عمومی» منتشر کرده با سمت بازپرس شعبه 12 دادسرای تهران.
لاهیجی
نام کامل او عبدالکریم لاهیجی است و متولد 1319 است و تنها فرد در قید حیات از آن گروه شش نفره است. لاهیجی در حال حاضر یکی از سران اپوزیسیون نظام جمهوری اسلامی با محوریت ادعاهای حقوق بشری است و طبیعتا معرفی او در این مجال یک بحث تاریخی است. او هم فارغالتحصیل دانشگاه تهران است و پیش از انقلاب نیز سابقه وکالت داشته است. لاهیجی در اسفند سال 1360، ظاهرا پس از یک سال زندگی مخفیانه در ایران به ترکیه و پس از آن به فرانسه میرود.
ناصر میناچی
او متولد سال 1310 در تهران بود و 5 بهمن 1392 در همین شهر درگذشت. نام او با حسینيه ارشاد گره خورده جایی که در سال 1343، با دو تن دیگر یعنی محمد همایون و عبدالحسین علی آبادی، آن را تاسیس کرد و تا پایان عمر نیز عهده دار مدیریت آن بود (و حتی میخواست در آنجا نیز دفن شود که بعد از مرگش این مسئله ممکن نشد). او که در دولت موقت مهندس بازرگان سمت وزارت تبلیغات و جهانگردی را به عهده داشت؛ حقوق خوانده بود اما بیش از حقوق به همنشینی با جامعه شناس شهیر انقلابی پیش از انقلاب یعنی دکتر علی شریعتی شناخته میشد.
پیش نویسی که دگرگون شد
حالا باید به سراغ ادامه آن نقل قول برویم. کاتوزیان در ادامه میگوید: «از آن جمع چهار نفری، بنده مسئول نوشتن اصول پیشنویس شدم. در طول دو یا سه ماه توانستیم کار را تمام کنیم. بهطوری که گاهی در روز ۱۵ ساعت کار میکردیم و بالاخره ۱۵۰ اصل قانوناساسی را نوشتیم. دکتر حبیبی از امام وقت گرفت، روزی بود که افراد نیروی هوایی نیز به دیدار امام آمده بودند، در آن روز به خدمت امام رفتیم.
طرح را خدمت امام دادیم، ایشان مدتی ما را دعا کردند و گفتند پاداشی ندارم که به شما بدهم، پاداش شما با خدا باشد. امام در آن جلسه گفتند طرح شما یک مدتی پیش من بماند تا مطالعه کنم. ایشان اصرار داشتند تا طرح را به قم نیز بفرستیم تا جمعی از علمای قم نیز آن را بخوانند تا از نظر شرعی اشکالی نداشته باشد. از آن به بعد چون آقای دکتر حبیبی با قم بیشتر آشنا بود، به آنجا میرفت و طرح را به علما نشان میداد. علما نیز اظهارنظرهای خود را مطرح میکردند. بعضی از آنها که قابلیت داشت، اعمال شد.»
یک روایت دیگر
روایتی دیگر هم از این ماجرا البته وجود دارد که آن از سایت موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی برای شما نقل میکنیم:در تهران کمیسیونی نهایی برای نوشتن متن پیشنویس قانون اساسی در دفتر دکتر سحابی تشکیل شد که ابوالحسن بنیصدر، یدالله سحابی، عزت الله سحابی، مرتضی مطهری، بازرگان، دکتر کریم سنجابی، دکتر صحت (از حزب ملت ایران) و دو نفر قاضی از دیوان عالی کشور و لاهیجی اعضای آن بودند.
در این کمیسیون به پیشنویس قانون اساسی، نظام داده شده و اصل ولایت فقیه هم در آن نبود.متن پیش نویس شده توسط امام خمینی در فرانسه برای اظهار نظر مراجع و مدرسین قم فرستاده شده بود که آیتالله مشکینی برای این منظور جلسه فوقالعادهای با اعضای جامعه مدرسین ترتیب داد و در طی یک هفته به بررسی پیشنویس پرداخته شد.
قانون اساسی چگونه مصوب شد؟
اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی با انتخاباتی که در روز 12 مرداد 1358 برگزار شد انتخاب شدند. از 72 نماینده انتخاب شده توسط مردم، 71 نفر مرد بودند و يك نفر زن یعنی خانم منیره گرجی. همچنین از میان این افراد، 50 نفر روحانی بودند و 22 نفر غیرمعمم. (این مجلس یک عضو هم به نام عبدالرحمن قاسملو داشت که رهبر حزب دموکرات کردستان بود و پس از آنکه حزب او غیرقانونی تشخیص داده شد، از حضور در این مجلس بازماند. )
این مجلس در 28 مرداد ماه 1358 با پیام امام خمینی آغاز به کار کرد و برای تدوین و تصویب مواد قانون اساسی نزدیک به 90 روز وقت صرف کرد. آخرین جلسه این مجلس 24 آبانماه 58 برگزار شد و قانون بررسی شده در 11 و 12 آذر ماه به رفراندوم گذاشته شد. در این قانون اصل ولایت فقیه هم بود. اصلی که در 22 شهریور 1358 با 53 رای موافق در این مجلس تصویب شد. * جیمز مدیسون را بهعنوان نویسنده قانون اساسی آمریکا میشناسند و استفاده از این اصطلاح به این دلیل است.



