روزنامه هفت صبح، نگین باقری| صبح جمعه ماجرای حمله به سفارتخانه مثل یک بمب خبری در رسانه‌ها سر و صدا کرد. زمانی خبر پیچید که حدودا دو ساعتی بود متهم بازداشت شده و فرمانده پلیس تهران مقابل سفارتخانه جزئیات حادثه را اعلام ‎می‌کرد. موازی با این هیجان خبری که مرد ارومیه‌ای برای «گلنار» در محله پاسداران به پا کرد، در میدان عطار خبرهای دیگری زمزمه می‌شد. خبرهایی که درنهایت به اعلام برکناری سردار رحیمی منتهی شد. سردار تهران به خاطر این حادثه جنایی برکنار شده؟ به نظر نمی‌رسد که اینطور باشد. بیایید روال وقایع را یک بار مرور کنیم:

ساعت ۱۰:۳۳ خبر حمله به سفارت آذربایجان در تهران در خبرگزاری فارس منتشر شد. خود واقعه ساعت 8:25 اتفاق افتاده بود و فرمانده انتظامی پایتخت دو ساعت بعد خبر بازداشت متهم را اعلام کرد. تا ساعت 12 ظهر دیگر خبر به گوش همه رسیده و سردار رحیمی محل حادثه را ترک کرده بود که همان موقع وبسایت‌های مختلف خبر برکناری او و انتصابش به عنوان معاون اقتصادی فراجا را روی خروجی‌های خود گذاشتند.

برای چند دقیقه کسی نمی‌دانست حالا جزئیات بیشتر این حادثه مهم پلیسی را چه کسی باید بدهد؟ رحیمی یا فرمانده جدید؟ با این حال کمی بعد خبرها از روی این وبسایت‌ها برداشته شد و تا ساعت 13:35 که خبر را خبرگزاری فارس به انتشار درآورد، دیگر اشاره‌ای به تغییرات در فرماندهی انتظامات کشور نشد. احتمالا می‌توان اینطور گفت که از مدتی پیش درباره برکناری سردار رحیمی تصمیم‌ها نهایی شده بود ولی همزمانی این واقعه با حمله به سفارتخانه باعث شد موقتا خبر انتصاب به تاخیر بیفتد.

یار غار رادان
جانشین سردار رحیمی کیست؟ سردار عباسعلی محمدیان که حالا به عنوان رئیس پلیس جدید تهران معرفی شده، تا هفته پیش فرمانده انتظامی البرز و قبل از این‌ها، یعنی از سال‌ 1386 تا 1396 رئیس پلیس آگاهی تهران بوده است. اتفاقا نکته جالب اینکه همان زمان هم این حکم خود را از دست سردار رادان گرفته بود. حالا با ارتقا رادان به عنوان فرمانده انتظامی کشور، سردار محمدیان هم به جایگاه بالاتری رسیده است.

از پر سر و صدا‌ترین پرونده‌های دوران او در کرج باید به ضرب و شتم یک نفر از سوی پلیس البرز در جاده چالوس اشاره کنیم که با واکنش‌های زیادی روبه‌رو شد. همچنین یکی دیگر از پرونده‌های جالب دوران او کلاهبرداری یک نوجوان ۱۳ ساله از ۲۳۴ هزار نفر بود که همین تابستان اتفاق افتاد. همه این‌ها را فراموش کنید چراکه مهمترین پرونده دوران کاری او درگیری مردم در اتوبان کرج است که به دنبال اعتراضات اخیر اتفاق افتاد. حوادثی که به دنبال آن تاکنون حکم قصاص دو نفر اجرا شده است. خود سردار محمدیان خبر بازداشت متهمان این پرونده را کمی بعد از این واقعه در تلویزیون اعلام کرد.

از کلانترهای تهران چه می‌دانیم؟
به بهانه همین تغییرات که روز جمعه در نیروی انتظامی تهران اتفاق افتاد بیایید مروری روی فرماندهان پلیس تهران و مهمترین پرونده‌هایی که در کارنامه‌هایشان داشتند داشته باشیم. از سال 1378 تا به امروز.

فرهاد نظری: تیتر تبرئه، به همراه عکسی از فرهاد نظری فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران در روزنامه بهار احتمالا نشان می‌دهد که مهم‌ترین پرونده این فرمانده انتظامی پلیس تهران به کدام دوران برمی‌گردد. تابستان سال 1378 یکی از اولین بحران‌های سیاسی کشور بعد از انقلاب شکل گرفت. آن زمان فرهاد نظری یک مامور 29 ساله خرم آبادی بود که به عنوان سرپرست رئیس پلیس تهران انتخاب شد. آن چند دقیقه نیمه شب هفدهم تیر ماه که دانشجویان معترض از کوی خارج و راهی خیابان شده بودند از مهم‌ترین لحظات زندگی سردار برای تصمیم گیری بود.

خود نظری اینطور روایت می‌کند که وزارت کشور از یک طرف به دانشجویان مجوز اعتراض نداد و از یک طرف نمی‌گذاشت که با کسی برخورد شود. اینطور که او تعریف کرده پلیس تا ساعت 4 بامداد 17 تیر ماه برخوردی نمی‌کند تا اینکه موسوی لاری، وزیر کشور وقت دستور برخورد را می‌دهد و اتفاق‌های تلخ کوی تهران رخ می‌دهد. اتفاقا او کتابی هم درباره حوادث 18 تیر 1378 نوشته که حدودا 50 بار تا امروز تجدید چاپ شده.

نظری که مانند دو فرمانده دیگر متولد سال 1342 بوده بعد از این ماجرا 20 سال خانه نشین شد و به زندگی روزمره‌اش پرداخت. روایت او از اتفاق‌هایی که منجر به محاکمه پلیس شد را اصلاح‌طلبان قبول ندارند اما گفته می‌شود که محمد خاتمی هم بابت برخی بی‌انصافی‌ها از او عذرخواهی کرده. دو ماه بعد از واقعه برکنار شد و بعد از این گفت‌وگوهایی با رسانه‌ها داشت که در آن گفته بود شش بار در معرض ترور نافرجام بوده است.

محسن انصاری: بعد از فرهاد نظری، محسن انصاری به فرماندهی پلیس تهران آمد. او هم مانند بسیاری دیگر از مقامات راه رسیدن به فرماندهی پلیس تهران را از پلیس راهور طی کرد. دوره مدیریت او از سال 1378 تا دی ماه 80 ادامه پیدا کرد اما ارتباط او با کار سیاسی قطع نشد. بعد از این به بنیاد شهید آمد، سپس برکنار شد و بعد سال 1396 حکم خود را به عنوان مشاور نیروی انتظامی از سردار اشتری گرفت.

مرتضی طلایی: طلایی حدودا 40 ساله بود که با حکم قالیباف فرمانده کل نیروی انتظامی در آن سال‌ها به فرماندهی پلیس تهران رسید و چهار سال و 9 ماه بعد هم به دلیل بازنشستگی از سمت خود کنار رفت. احتمالا اینکه برای اولین بار فرمانده پلیس تهران با لهجه اصفهانی در اخبار با مردم حرف بزند، یکی از مهم‌ترین مولفه‌هایی بود که او را بیشتر از بقیه برای تهرانی‌ها شناخته شده کرد. در دوران او گروگانگیری‌های مختلفی اتفاق افتاد که یکی از معروف‌ترین‌هایش گروگانگیری نظام آباد بود که طلایی با جسارت ماجرا را حل و فصل کرده بود. خودش در مصاحبه‌اش از آن ماجرا به عنوان خاطره‌انگیزترین تجربه کاری‌اش روایت می‌کند. او متولد 1337 و از همه فرماندهان تهران بعد از انقلاب مسن‌تر است و از یاران نزدیک قالیباف محسوب می‌شد.

احمدرضا رادان: سردار رادان هم مانند برخی فرماندهان پلیس دیگر شهر تهران در اصفهان متولد شده و درست هم سن سردار رحیمی 60 ساله است و مانند سردار رحیمی هم از مسیر فرماندهی نیروی انتظامی سیستان و بلوچستان به تهران آمده. در واقع وقتی سردار طلایی فرمانده تهران شد، رادان مدتی با او همکاری می‌کرد و وقتی طلایی به بازنشستگی رسید، جای خود را سال 1385 به رادان داد و تا سال 1387 هم همانجا نشست.

از دوران ریاست سردار احمدی مقدم بر نیروی انتظامی حرف می‌زنیم و سال‌هایی که قالیباف شهردار تهران شده است. مهم‌ترین بحران اجتماعی در دوران فرماندهی سردار رادان، ‌ایجاد گشت‌های ارشاد بود که با سختگیری‌های افراطی خودشان زمینه‌های نارضایتی گسترده‌ای را فراهم کرده بودند. او در مقوله جمع‌آوری دیش‌های ماهواره‌ای نیز فعالیت بیش از حدی را از پلیس تهران طلب کرده بود.

سردار رجب‌زاده: سردار از سال 1387 به فرماندهی پلیس تهران منصوب شد. یعنی درست سالی که ایران تکان‌دهنده‌ترین انتخابات را پیش‌روی خود داشت. او حالا 66 سال دارد و احتمالا مهم‌ترین لحظه‌های تجربه کاری‌اش عاشورای سال 88 رقم خورده. بعدا سخنگوی کمیسیون امنیت داخلی به فارس خبر داد که سردار رجب‌زاده درست در روز عاشورای 88 به یکی از نهادهای امنیتی احضار و دو ساعت در حال بازجویی بود. از قضا یک روز بعد پلیس تهران بیانیه داد و نوشت که در جریان این روز سردار و تعدادی از نیروهایش مجروح شدند. اسم او بعدا در ماجرای پیگیری‌های قوه قضائیه از کهریزک هم آمد که از آن اتهام تبرئه شد. دو ماه بعد از دی ماه 88، رجب‌زاده برکنار و جای خود را به سردار ساجدی‌نیا داد.

حسین ساجدی‌نیا: او یک‌سال از سردار رحیمی بزرگ‌تر است و اتفاقا مانند رحیمی و انصاری از پلیس راهور به این صندلی رسید. محل تولد ساجدی‌نیا خیلی هم از رحیمی فاصله ندارد. او در اصفهان به دنیا آمده و رحیمی متولد دلیجان است. ساجدی نیا دهه 70 یکی از معاونان سردار طلایی بود ولی مهم‌ترین سمت، یعنی همین فرماندهی نیروی انتظامی تهران را بعد از واقعه عاشورای 88 و به دنبال انتقادها به پلیس گرفت. آن حادثه صندلی فرماندهی پلیس تهران را در مسیر ساجدی نیا قرار داد که تا مرداد سال 1396 ادامه داشت. در دوره ساجدی‌نیا همان ابتکاراتی که رادان برای برخورد با ماهواره و حجاب داشت ادامه پیدا کرد.

سردار حسین رحیمی: در شش سالی که سردار رحیمی از تریبون فرمانده انتظامی تهران حرف می‌زد، اعتراض‌هایی مانند آبان 98 و دی ماه 1396 رخ داد اما هیچ‌کدام از آنها نتوانستند صندلی سردار را تغییر دهند. دست آخر به دنبال ناآرامی‌هایی که بعد از مرگ مهسا امینی اتفاق افتاد رحیمی در 60سالگی خود برکنار شد. او در دوران سردار اشتری رئیس پلیس تهران بود و در بدو ریاست سردار رادان از منصب خود کنار رفت.

او هم از پلیس راهور به این جایگاه آمده و قبل از این فرمانده نیروی انتظامی سیستان و بلوچستان بود. رحیمی که اتفاقا اخیرا به عنوان رئیس هیات ووشو پلیس منصوب شده، حالا به اداره امنیت اقتصادی انتقال یافته که همان اداره مبارزه با پولشویی و قمار است. همان اداره‌ای که اخلالگران ارزی و مشابه آنها را بازداشت می‌کند. حوزه‌ای که از قضا خیلی هم با آن غریبه نیست و در همین مدت چندین پرونده مهم شبکه قمار، حتی در سطح بین‌المللی در دست او بود که توانست به بخش زیادی از آن فیصله دهد.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - سیاسیرا اینجا بخوانید.