روزنامه هفت صبح| یک: گفتوگوی سه ساعته علی علیزاده (فعال رسانهای ساکن لندن) با محمد مرندی از اتفاقات مهم رسانهای در هفته گذشته بود. محمد مرندی در هر دو دولت روحانی و رئیسی معاون بینالملل رسانهای مذاکرهکنندههای هستهای ایران بوده و به نوعی جعبه سیاه اتفاقاتی که از سال 92 تا 1401 در مذاکرات متعدد میان ایران و آمریکا و اروپا شکل گرفته است.
نام او چه درست و چه غلط با تئوری زمستان سخت و بانی ایده زمستان اروپا در راه است گره خورده و حالا او را به عنوان یکی از طراحان مذاکرات هستهای و از دلایل شکست این مذاکرات معرفی میکنند. مرندی اما هردو موضوع را تکذیب میکند و میگوید هیچ وقت در اتاق مذاکرات حاضر نبوده است و اصولا مذاکرات شکست هم نخورده است و اشارهاش به زمستان هم به شکل نمادین به محرومیت اروپا از دو کشورر بزرگ حامل انرژی یعنی روسیه و ایران بوده است و براي درک این مسئله باید کمی صبر کرد.
دو: او طی این سالها مدافع اصلی و پای ثابت مناظرههای شبکههای خارجی در مورد ایران و برنامه هستهای بوده است. تسلطش بر زبان انگلیسی به خاطر گذراندن 12 سال از کودکیاش درآمریکا بوده. او پسر دکتر علیرضا مرندی پزشک مخصوص آیتالله خمینی و وزیر بهداشت در دولت هاشمی بوده است و کسی که بعد از جنگ پیام ویژه هاشمی رفسنجانی را به بغداد برده بود. دکتر مرندی پس از ماجرای 15 خرداد 42 برای تکمیل تحصیلاتش به آمریکا رفته بود و تا انقلاب در آنجا ساکن بود و پسرش محمد در همان آمریکا به دنیا آمده بود.
محمد با خانوادهاش به ایران میآید و در سال 1361 و در حالی که 16 ساله بوده به یگان غواصها میپیوندد و در عملیاتهای متعددی شرکت میکند و بسیاری از همرزمان و دوستانش شهید میشوند. خودش هم آنطور که در همین مصاحبه روایت میکند دوبار شیمیایی شده، یک بار با گلوله و یک بار هم با ترکش مجروح شده است. او دکترای ادبیات انگلیسی از انگلیس دارد و حالا هم استاد مطالعات شرق در دانشگاه تهران است.
سه: این گفتوگوی طولانی شاهد تلاش مستمر علیزاده بودیم که به مرندی همچون طعمهای برای پروموت کردن ایدههای غرب ستیزانه خود مینگریست و محکوم کردن رسانههای اصلاحطلب و زیر سوال بردن سیاستهای ظریف و همه به نفع دولت فعلی و گرایش به سمت چین و روسیه. مرندی اما در اکثر موارد از این دام میگریزد. او به شکل دور از انتظاری به دکتر ظریف ارادت نشان میدهد و توانایی ظریف را در عرصه دیپلماسی عمومی بینظیر میداند. هرچند تاکید میکند که شیوه دکتر باقری کنی کاملا با دکتر ظریف متفاوت است و این شیوه هم بسیار کارآمد است.
او سختگیری باقری کنی و گریزان بودنش از حضور رسانهای را برگ برنده تیم هستهای جدید میداند که موجب میشود طرف مقابل به شکل اتوماتیک آماده برخی امتیازات به او باشد. مرندی میگوید که شاکله تیم مذاکرهکننده از قبل باقی مانده است و باقری کنی دو سه نفر را به این گروه اضافه کرده است. همچنین شرح میدهد که باقری کنی در هتل کوبورگ مستقر نیست و در یک هتل ارزانتر در نزدیکی این هتل ساکن شده است هرچند اضافه میکند که سکونت دکتر ظریف در این هتل در حین مذاکرات سال 1394 با هزینه دولت اتریش بوده است.
چهار: مرندی درباره توقف مذاکرات برجام و این که آمریکا شاید به مذاکرات برنگردد میگوید که در مرداد ماه جوزف بورل متین را به ما ارائه داد که حاوی بسیاری از خواستههای ما بود. ما و آمریکاییها متن را گرفتیم و به ایران بازگشتیم. در تهران چند خواسته دیگر را به فهرست اضافه کردیم و به بورل منتقل کردیم. این به نظر ما متن نهایی توافق جدید هستهای بود. جمله بورل در ارزیابی ما این گونه بود که خواستههای ایرانیها منطقی است. این یعنی ما با مسئول سیاستهای خارجی اتحادیه اروپا به توافق رسیده بودیم.
حتی در تهران دکتر باقری جلسهای را با برخی از ژورنالیستها برگزار کرد تا آنها را از برخی جزئیات توافق که بسیار در دسترس میرسید مطلع کنند. اما طرف آمریکایی جواب را به تاخیر انداخت. اول به خاطر نگرانی دولت بایدن از انتخابات بین دوره کنگره آمریکا. چرا که معمولا حزب حاکم انتخابات بین دوره را میبازد و بایدن با توجه به مخالفت احتمالی کنگره در آرایش جدیدش جواب خود را به تعویق انداخت.(البته برخلاف تصور دموکراتها نتیجه خوبی به دست آوردند). نکته دوم هم شروع اعتراضات در ایران بود. مرندی با اشاره به قابل حل بودن اختلافات با آژانس، میگوید که از نظر ما متن توافق هستهای آماده است و فقط باید آمریکا اراده سیاسی لازم را نشان دهد.
پنج: مرندی بهرغم فرار کردن از دام انتقاد از ظریف و اصرار مدام علیزاده در این مورد، آگاهانه بین ظریف و روحانی تمایز قائل میشود و به شکل نامحسوس نقاط ضعف مذاکرات و عهدنامه برجام در سال 1394 را به حضور حسین فریدون در مذاکرات مربوط میکند و حتی خاطرهای نقل میکند از مجادله لفظی بسیار شدید بین ظریف و فریدون که از اتاقها به راهروهای هتل کشیده میشود. او از متدین بودن و تعهد ظریف و تسلطش بر دیپلماسی یاد میکند.
با این حال مرندی در نهایت در چند مورد به انتقاد از ظریف تن میدهد. مثلا درباره جمله نقل شده از ظریف درباره قدرت نظامی آمریکا در مقابل قدرت نظامی ایران، یا جای دیگر وقتی که ظریف خیلی زود کار اسد در سوریه را تمام شده قلمداد کرده و به مرندی هم این نکته را گوشزد کرده. مرندی به شکل ویژهای در مورد مصاحبه شش ساعته ظریف با لیلاز هم به حرفهای ظریف در مورد تضاد میدان و دیپلماسی ایراد میگیرد و با اطمینان میگوید که حضور روسیه در ایران با طراحی سردار سلیمانی شکل گرفته است و نه برعکس.
شش: مرندی چندین بار بر عزم گروه مذاکرهکننده در به سرانجام رساندن مذاکرات برجام تاکید میکند اما نه با شرایط مذاکره قبلی. او میگوید که در مذاکرات دکتر ظریف و تیمش با آمریکاییها، این عدم اطمینان به قول و قرار آمریکاییها را چندین بار به دکتر ظریف گوشزد کرده است. او درک خود از عدم وفای آمریکا به عهد و پیمان خود را حاصل درک متفاوت و شخصیاش از فرهنگ آمریکا و آشنایی با ادبیات و سینمای این کشور میداند. او به عنوان مثال از ماجرای اوکراین یاد میکند و قراردادهای مینسک یک و دو که شامل تعهد ناتو به عدم نفوذ به اوکراین بوده است .
اما بعدها مشخص شده که این دو معاهده فقط نوعی وقتکشی بوده تا دولت کودتا در اوکراین (به عقیده دکتر مرندی، دولت مردمی اوکراین در سال 2014 با توطئه غرب سرنگون شده است) بر مصالح قدرت مسلط شود و بعد ایده پیوستن به ناتو را مطرح کنند. او عقیده دارد که این عهدشکنی و وقتکشی را آمریکاییها در معاهده برجام چه در دوره اوباما و چه ترامپ نشان دادهاند.مرندی عقیده دارد که پرونده ایران بعید است در صورت عدم توافق برجام، به شورای امنیت برود و مکانیسم ماشه فعال شود. به نظر او اروپاییها میدانند که چنین اتفاقی به سود هیچکس نیست.
هفت: به عقیده مرندی مقصر جنگ اوکراین صددرصد ناتو بوده است و در صورت عدم واکنش روسیه، پروژه بعدی، حضور ناتو در گرجستان میبود. او در مورد جنگ اوکراین عقیده دارد که هزینههای این جنگ فوقالعاده کمرشکن است و بسیار هم پرتلفات. مرندی میگوید که ارتش روسیه به خاطر تمرکز بر نیروهای توپخانه و زرهی و ضدهواییها تلفات کمتری از حریف اوکراینی خود دارند. طولانی شدن جنگ، اروپا را به عنوان بازنده اصلی برجای میگذارد و با یک اروپای به شدت تضعیف شده و خالی شده از منابع مالی و انرژی روبهرو خواهیم بود.
او آمریکا را به عنوان برنده اولیه این جنگ قبول میکند چرا که از وابستگی اروپا به روسیه و ایجاد خط گاز نورداستریم2، جلوگیری کرد اما در نهایت مرندی اعتقاد دارد که با تضعیف اروپا به عنوان مهمترین متحد آمریکا، به شکل غیرمستقیم آمریکا نیز در طولانی شدن جنگ تضعیف خواهد شد. به نظر او از دیگر تبعات جنگ اوکراین تقویت موضع ایران چه در مقابل غرب و چه روسیه بوده است. به نظر او جنگ اوکراین آنقدر برای آمریکا مهم است که در فقدان تمرکز این کشور بر بقیه سوژهها، دولت طرفدار ایران در عراق بر سر قدرت آمده است.
هشت: او در مورد روابط با چین هم به سفر پرخسارت رئیسجمهور چین به ایران اشاره میکند. هرچند حاضر نمیشود در مورد توالت خراب اتاق جی پینگ اظهارنظری کند اما میگوید که چینیها از سطح استقبال و پذیرایی به شدت دلخور بودند چرا که همان روزها به عربستان و مصر هم سفر میکنند و بااستقبال بسیار گستردهای روبهرو میشوند.
او همچنین از اخراج متخصصان چینی از پروژههاي وزارت مسکن و وزارت نفت در دولت روحانی گلایه میکند و این که این پروژهها را به کشورهای اروپایی دادند بدون آنکه فایدهای داشته باشد. او از نقش مهم دکتر لاریجانی در ترمیم رابطه با چین و قرارداد 25 ساله تمجید میکند و گزارههای مستعمره شدن توسط چین را مضحک میداند. او میگوید دهها هزار متخصص چینی در امارات و قطر و عربستان مشغول به کارند در حالی که در ایران این متخصصها به هزار نفر هم نمیرسند.



