روزنامه هفت صبح، نگین باقری| از دو روز پیش که هنوز هیچ خبری درباره عوض کردن یا نکردن فرمانده نیروی انتظامی در رسانهها به طور قطعی مطرح نشده بود، حضور احمدرضا رادان در توئیتر پررنگ شد. او سال پیش عضو این شبکه اجتماعی شده بود و تا همین چند روز اخیر هیچ توئیتی در صفحهاش نداشت.
در عوض از روز جمعه یک بار عکس سردار قاسم سلیمانی را گذاشت وچند ساعت بعد هم یک متن مذهبی. تا اینکه دیروز خبر انتصاب او به عنوان فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی ایران منتشر شد. با این تغییرات او روی صندلی سردار اشتری نشست که تا همین چند وقت پیش از مدافعان عملکرد نیروی انتظامی در ناآرامیهای اخیر بود.
رادان کیست؟
سردار رادان در حافظه تاریخی ما اسم پررنگی دارد. احمدرضا رادان سال 1342 در اصفهان به دنیا آمده. سال 1359 عضو سازمان بسیج میشود، از آن مسیر به سپاه میپیوندد و بعد در دوران جنگ به مسئول گزینش سپاه ارتقا پیدا میکند. رادان از سال 1376 دائما به عنوان فرماندههای انتظامی استانهای مهم مرزی انتخاب شده است.
اول کردستان، بعد سیستان و بلوچستان و بعد خراسان تا اینکه فرماندهی در نیروی انتظامی تهران برای او شروع میشود. رادانی که ما میشناسیم از همین روزها کمکم شهرت پیدا کرد. اسم رادان با طرحهای مهمی که همزمان با دولت نهم در تهران اجرا میکرد به راس اخبار میرسید. نشستن روی صندلی فرماندهی نیروی انتظامی تهران تا 1387 ادامه مییابد و اواخر این دهه به درجه سرتیپ تمامی میرسد.
ارتقای درجه رادان همان و انتخاب در سال 1393 به عنوان جانشین فرمانده ناجای کشوری همان. حالا هم رادان قرار است به همان ساختمان میدان عطار، یعنی ستاد فرماندهی کل ناجا رفت و آمد کند ولی این بار برای او یک فرق معنادار دارد. زمانی او جانشین اسماعیل احمدی مقدم بود و حالا خود رادان در جایگاه فرماندهی قرار خواهد گرفت.
ماجرای دزد سردار رادان
پیش از اینکه حکم جدید برای رادان منصوب شود او کجا بود؟ سردار رادان بعد از تمام شدن دوره جانشینی فرمانده نیروی انتظامی دیگر به مرکز مطالعات راهبردی فراجا رفته بود و مسئولیتی نداشت که جلوی چشمها باشد. به همین خاطر هم معمولا کمتر خبری از او منتشر میشد.
آخرین بار که اسم او رسانهها را پر کرد به پنج سال پیش برمیگردد. سال 1396 تلویزیون دزدی را نشان داد که چمباتمه زده روی آسفالت با سری پایین زیر آفتاب نشسته بود. خبرنگار میکروفن را جلوی او گرفت و دزد ماجرا را تعریف کرد. او آخر شب بعد از آخرین دستبرد، کیفی را از یک ماشین برمیدارد و نیم ساعت بعد بازداشت میشود.
کیفی که به سردار رادان تعلق داشته. اینطور که در مصاحبه روایت میشود داخل کیف او چند دسته چک بوده. بعد از بازداشت سردار به او گفته بود که یک بار سراغش بیاید با او شامی بخورد و بعد از زندان شغلی برایش پیدا کند که دیگر معلوم نشد سرنوشت آن دزد به کجا رسید. خودش که میگفت از زندگی به سبک و سیاق دزدها خسته شده بود و از پیشنهاد سردار استقبال کرده است.
سردار و برنامه فرزاد حسنی
اولین جایی که سردار رادان برای نسل جوان دهه پنجاهی و شصتی بیشتر از قبل به چشمها آمد به برنامه کوله پشتی برمیگردد. به سال 1387. همان برنامه با دکور سفید-صورتی و مجریگری فرزاد حسنی که همه چیزش نسبت به قبل متفاوت بود. در یکی از برنامهها که سردار رادان یک طرف میز و فرزاد حسنی سمت دیگر نشسته بود، مجری بحث گشت ارشاد را پیش کشید.
آن روزها تازه گشت ارشاد گهگاهی در سطح شهر اجرا میشد. طرحی که خشت اول آن را خود سردار و به اصرار برخی از روحانیون سرشناس گذاشت و همیشه از آن دفاع میکرد. حسنی در آن برنامه 4 دقیقه بیوقفه ماجرای برخورد گشت ارشاد با خودش را که روی صندلی پارک نشسته بود تعریف میکند تا بحث ادبیات نیروی انتظامی را پیش بکشد و بعد هم نحوه برخورد این گشت با دختران را زیر سوال ببرد.
رادان در تمام این دقایق با سری پایین گاهی چیزی روی کاغذ مینوشت اما غالبا بالا را نگاه نمیکرد. این برش 4دقیقهای هنوز یکی از مهمترین برشهای صداوسیماست که شایعاتی میگفت حسنی بعد از آن ممنوعالکار شده است چرا که یک برنامه بعد از این اجرا کرد و دیگر حسنی برای همیشه از کوله پشتی رفت.
داستان سولهای که کسی زیر بار آن نرفت
چند سال از آن ماجرا گذشت و انتخابات دولت دهم در سال 1388 خیابانها را ملتهب کرده بود. در جریان همین انتخابات بود که او به جانشینی فرماندهی نیروی انتظامی رسید. بعد از این در جریان دادگاه کهریزک هم نام او چند باری برده شد. رسانههای داخلی خبری منتشر کرده بودند که قاضی پرونده با او گفتوگو داشته و برای آزادیاش قرار التزام صادر کرده ولی این موضوع را مقام فرادستی رادان همان وقت تکذیب کرد.
با این حال رسانههایی مانند پارلمان نیوز که آن زمان پایگاه خبری فراکسیون اقلیت مجلس بود، ادعا میکرد بازداشتگاه کهریزک به نیروی انتظامی تعلق داشته و وقتی که طرح امنیت اجتماعی از سوی او اجرا شد، این مکان سوله نگهداری اراذل و اوباش بوده.
خشت اول طرح امنیت اجتماعی
پرسر و صداترین طرحی که رادان کلید زد طرح امنیت اخلاقی بود که از فروردین ماه سال 1386 در دستور کار قرار گرفت. آن زمان رادان فرماندهی نیروی انتظامی تهران را برعهده داشت. به دنبال آن سال بعد به مقام جانشین فرماندهی کشور ارتقا یافت و این باعث شد که طرح به شکل گستردهتری اجرا شود. سیاستگذاریهای نیروی انتظامی از سال 1390 به این سمت پیش رفت که به جای گشت ارشاد از کلمه ونهای گشت امنیت اخلاقی استفاده کند و این طرح از تهران، گیلان و مازندران شروع شود.
معاون رادان آن زمان گفته بود که 70 هزار نیرو برای این کار اختصاص داده است. هدف نیروی انتظامی هم آن زمان هم این بود که نیروهای آموزش دیدهای به خیابان بفرستد که با زنان بدحجاب برخورد کنند. دولت وقت معمولا در شعارهای انتخاباتی و سخنرانیهای خود نارضایتی از این طرح را نشان میداد. مثلا یک بار بعد از یک انتقاد غلامحسین الهام، سخنگوی دولت نهم محمود احمدی نژاد، خبرنگاران در مراسمی رادان را دوره کردند تا درباره این موضوع سوال کنند.
یکی از به یادماندنیترین اظهارنظرهای او همان روز مطرح شد. یکی از خبرنگارها درباره پوتین پوشیدن زنها از رادان سوال کرد که او گفت: «پوتین روی شلوار برای خانمها تبرج محسوب میشود ولی اگر تبرج نباشد هم اشکال دارد.» کلمه تبرج برای اولین بار بود از زبان یک مقام مسئول برای مردم به زبان میآمد و تازه بعدا مشخص شد این کلمه به معنای جلوهگری است. به جز این مورد، حضور او در معاونت نیروی انتظامی تهران و بعد کشور همزمان بود با عصر شرکتهای هرمی و نتورکی آن زمان رادان به خاطر این موضوع زیاد به تلویزیون میآمد.
بازداشت ریگی
سردار رادان را واقعا باید مرد عمل بدانیم. حالا در اینکه این عمل چه اندازه مورد وفاق همه بوده حرف است. مثلا یکی از طرحهای مهم دیگری که از زمان حضور او در ساختمان عطار کلید زده شد، همین طرحهای جمعآوری اراذل و اوباش بود که هنوز به اسمهای مختلفی ادامه دارد و پلیس از آن دفاع میکند. یکی از بحرانهایی که رادان در دوران جانشینی فرماندهی کل کشور پشت سر گذاشت، حادثه سراوان بود که ریگی و گروهش همه گروگانهای ایرانی این شهر مرزی در سیستان و بلوچستان را به شهادت رساندند. سرانجام کمتر از یکسال بعد که ریگی بازداشت شد، رادان باز هم در همین سمت قرار داشت.



