روزنامه هفت صبح| صندلیهای لرزان مدیران دولتی، به جابهجاییهای زیادی در هفته اول دی ماه منجر شد. آخرین جابهجایی هم صندلی مدیرکل بانک مرکزی بود که چند وقت پیش با خنده گفته بود «بنده با قدرت در بانک مرکزی در حال انجام وظیفه هستم.» زمزمههای برکناری صالحآبادی اولین بار همزمان با شایعه برکناری رئیس سازمان برنامه و بودجه مطرح شد. فعلا این صندلی احتمالا تا تعیین تکلیف شدن بودجه 1402 از میرکاظمی در سازمان بودجه گرفته نخواهد شد اما بقیه تیم اقتصادی دولت حداقل در ظاهر در حال پوست اندازی است.
صالحآبادی از قهر تا استعفا: وقتی رئیسی یکی یکی مهرههای کابینه را میچید، علی صالحآبادی چندمین مدیری بود که از دانشگاه امام صادق به دولت میآمد. این مرد حدودا 40 ساله سبزواری قبل از این رئیس سازمان بورس و مدیرعامل بانک صادرات شده بود اما هیچ وقت سمتی در برج بلند بانک مرکزی در میرداماد نداشت.
برجی که روزهای آخر خود را در آن با تلخی به پایان برد. به خصوص بعد از اظهار نظر همین هفته پیش خود که در صدا و سیما گفته بود سال آینده خبری از افزایش حقوق کارگران نخواهد بود با سوالهای خبرنگاران در روز بعد و سپس هم واکنش تند شورای عالی کار روبهرو شد. به نظر میرسید دبیرکل بانک مرکزی ابتدا با برکناری معاون ارزی خود قصد داشت که فشارها را از روی شانه خود بردارد اما دردسرها تا بلند شدن خود او از صندلی مدیریت ادامه داشت. دردسرهایی که از خرداد ماه با شکل گیری یک کارزار برای برکناری او از دولت شروع شده بود.
صالحآبادی هیچ سابقهای در حوزه سیاستگذاریهای پولی و تورم نداشت. درست است که یکی از مدیران جوان تیم اقتصادی دولت (متولد 1357) محسوب میشد اما مدرک مدیریت مالی برای جایگاهی که میخواست در آن قرار بگیرد کفایت نمیکرد. به جز این، 9 سال مدیریت در سازمان بورس هم پشتوانه اقتصادی محکمی در رزومه کاری رئیس بانک مرکزی محسوب نمیشد که بتواند جای پایش را بیشتر از این در ساختمان میرداماد محکم کند. برای همین به نظر میرسید پشتیبانی محکمی که این داماد غلامرضا مصباحی مقدم درحوزه سیاست از آن برخوردار بود، بیشتر از این هم حضور او را در تیم اقتصادی دولت تضمین نمیکرد.
آخرین وعده صالحآبادی به اظهار نظرهای او درباره افزایش سود بانکی برمیگشت که به نظر بسیاری از اقتصاددانان عملا نشدنی به نظر میرسید. آخرین حاشیه پررنگ او به لغو جلسه بیست و یکم آذر و قهر سه روزه از میرداماد برمیگشت که همان موضوع هم زمزمه استعفا-برکناری را جدی کرد. صالحی استعفا داد ولی قبل از اینکه نامه خود را بنویسد هم گفته میشد که در بسیاری از تصمیمهای اقتصادی سایه محمدرضا فرزین، مدیرعامل بانک ملی بالای سر او دیده میشود. در نهایت چه شد؟ فرزین از روز پنجشنبه به جای صالحآبادی نشست که می گویند ارتباط بسیار خوبی با مخبر معاون دولت دارد.
برکناری سه استاندار از سه استان ناآرام: صالحآبادی این مهمترین برکناری اقتصادی دولت در یک هفته اخیر بود ولی قبل از او، سه استاندار دیگر هم برکنار شدند. آن هم از استانهایی که روزهای اعتراضی زیادی داشتند. اول خبر برکناری استاندار کرمانشاه آمد، بعد سیستان و بلوچستان و سپس خوزستان. محمدطیب صحرایی متولد سال 1360 است، از دانشگاه امام صادق دکترای جامعه شناسی گرفته و قبلا گزینه دولت برای وزارت آموزش و پرورش بوده که حالا استاندار کرمانشاه شده است.
بعد از او با رای کابینه، سردار محمد کریمی به عنوان استاندار سیستان و بلوچستان انتخاب شد. دست آخر هم علی اکبر حسینی محراب در جلسه چهارشنبه هفته آخر به عنوان استاندار خوزستان انتخاب شد که قبلا در همین دولت مسئول قرارگاه تنظیم بازار قرار داشت. دو استاندار سابقی که از خوزستان و سیستان و بلوچستان برکنار شدند قبلا در کارنامه خود سابقه حضور در کابینه محمود احمدی نژاد را داشتهاند.
مقام و منصبهایی که مثل برگ خزان ریختند
دولت در پاییزی که گذشت برکناریها، استعفاها و استیضاحهای مهم دیگری هم در کارنامه خود داشت. اگر فقط بخواهیم سریع مرور کنیم باید به رفتن سعید محمد از منطقه آزاد کیش اشاره داشته باشیم، یادی از استعفای حجت عبدالملکی از وزارت رفاه کنیم ( که بعد از این به عنوان رئیس منطقه آزاد کیش انتخاب شد و به جای او صولت مرتضوی در بالاترین طبقه ساختمان وزارتخانه نشست).
سپس نام مرحوم رستم قاسمی را بیاوریم که او هم از وزارت راه و شهرسازی خداحافظی کرد و البته مجلس فورا به جایش مهرداد بذرپاش را از سازمان حسابرسی به جای او آورد. بعد هم یادی داشته باشیم از حسینی، معاون پارلمانی دولت که او هم کمی بعد از جلسه دولت عزل شد. در نهایت هم میتوانیم به محسن منصوری اشاره کنیم که همین آذر ماه با صندلی خود در استانداری تهران خداحافظی کرد تا با سمت دیگری وارد کابینه شود.



