روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی | احتمالا هیچکس به اندازه دکتر حسن روحانی برای بازگشت آمریکا به برجام عجله ندارد. دلیل این عجله هم قابل درک است. جو بایدن یک ماه دیگر وارد کاخ سفید خواهد شد یعنی زمانی که تقریبا تنها شش ماه از دولت آقای روحانی باقی مانده است. بازگشت آمریکا به برجام طی این مدت به این معنی است که مهمترین پروژه دوران ریاستجمهوری آقای روحانی بار دیگر در مسیر کامیابی قرار گرفته است.
حتی اگر تاثیر چنین رویدادی بر آینده سیاسی آقای روحانی را در نظر نگیریم، او احتمالا خیلی دوست دارد که هنگام ترک پاستور به برجام به عنوان دستاوردی قابل دفاع بنگرد که بهرغم چالشهای جدی به سرانجامی خوش رسیده است. حتی میتوان گفت که آقای روحانی استحقاق چنین پایان نسبتا خوشی را هم دارد. از زمان خروج آمریکا از برجام تاکنون، دولت آقای روحانی توانست بهرغم همه رویدادها، فشارها و تنگناها برجام را همراه با دیگر طرفهای حاضر در آن حفظ کرده و از پیوستن آنها به آمریکا جلوگیری کند.
اما رقبای آقای روحانی در صحنه سیاست داخلی شاید به اندازه ایشان برای بازگشت سریع آمریکا به برجام اشتیاق نداشته باشند. البته خود آقای روحانی هم در این عدم اشتیاق بیتقصیر نیست. او پیروز چندان متواضعی نبود و در روزهای خوش پس از برجام بارها و گاهی با ادبیاتی نه چندان دوستانه به «دلواپسان» تاخت.
آقای روحانی کوشید همه دستاوردهای سیاسی ناشی از برجام را (که قاعدتا به خاطر اجماعی داخلی در میان تقریبا همه گروهها شکل گرفته بود) برای خود بچیند. موفقیتهای قابل توجه آقای روحانی و گروههای نزدیک به او از انتخابات ریاستجمهوری گرفته تا مجلس و شورای شهر تهران تا حد زیادی به خاطر موفقیت قابل تحسین دولت یازدهم در به سرانجام رساندن مذاکرات هستهای بود.
برجام به حدی به دریچه کامیابی سیاسی آقای روحانی تبدیل شده بود که نامزدهای رقیب او در سال ۱۳۹۶ میکوشیدند برجام را نه به عملکرد دولت بلکه به تصمیم کل حاکمیت نسبت دهند. آنهایی که یکهتازیهای آقای روحانی در آن روزها را دیدهاند شاید دوست نداشته باشند که آقای روحانی بار دیگر در همان جایگاه قرار بگیرد.
بهخصوص که شاید بازگشت آمریکا به برجام پیش از انتخابات خرداد ۱۴۰۰ به میزان قابل توجهی میزان تاثیرگذاری آقای روحانی و جناحهای نزدیک به او در انتخابات را افزایش دهد. ایجاد اجماع داخلی جهت تلاش برای بازگرداندن هرچه سریعتر آمریکا کاری نیست که آقای روحانی به تنهایی از پس آن بر بیاید اما او تا همین حالا هم به طور قابل تحسینی در ایجاد گفتمان عدم ایجاد تاخیر در بازگشت آمریکا به برجام موفق بوده است.
اما مهمترین مانع بازگشت سریع آمریکا به برجام نه در تهران که در واشنگتن است. آقای بایدن چرا باید تا این حد برای بازگشت به برجام عجله داشته باشد؟ بازگشت سریع آمریکا به برجام از دید رقبای داخلی آقای روحانی حرکتی در راستای بهبود جایگاه سیاسی اعتدالگرایان در انتخابات ۱۴۰۰ تلقی خواهد شد؛ حتی اگر آقای بایدن اصلا چنین قصدی نداشته باشد. چرا آقای بایدن باید کاری کند که به نظر بیاید از پیروزی جناح خاصی در ایران خوشحال خواهد شد؟
او میتواند چند ماه صبر کند تا رئیسجمهور آینده ایران مشخص شود و سپس به برجام بازگردد. چنین اقدامی قاعدتا به شدت مورد استقبال رئیسجمهور تازه کار قرار خواهد گرفت. به خصوص که حالا این شانس وجود دارد که آقای بایدن و رئیسجمهور بعدی ایران به مدت تقریبا هشت سال بهطور همزمان سمتهایشان را در اختیار داشته باشند.
چرا آقای بایدن باید اعتبار بازگشت آمریکا به برجام را به رئیسجمهوری بدهد که تنها چند ماه از دوران ریاستجمهوری اش باقی مانده در حالی که آن را میتواند نصیب رئیسجمهوری کند که ممکن است به مدت هشت سال در آن سوی میز روابط ایران و آمریکا حضور داشته باشد؟ بهخصوص که احتمالا برخی در آمریکا ترجیح میدهند که این بار با گروههای محافظهکارتر در داخل ایران مذاکره کنند.
سختیهای مربوط به بازگشت سریع آمریکا به برجام به معنی غیرممکن بود آن نیست. حسین موسویان، دیپلمات سابق ایران اخیرا در مصاحبهای با روزنامه همشهری شرح داده که دولت آقای روحانی باید اصلیترین و احتمالا آخرین هدف دولتش را بازگرداندن آمریکا به برجام قرار دهد و به هیچ چیزی فراتر از آن فکر نکند.
در شرایطی که تحریمهای فعلی مواردی همچون خرید واکسن کرونا را هم تحت تاثیر قرار داده، بازگشت سریع آمریکا به برجام و رفع تحریمها برای اقتصاد و جامعه ایران خبر خوبی است. در نتیجه باید آرزو کرد که آقای روحانی در این امر موفق شود.



