روزنامه هفت صبح، محمد طالبیان| بلوک شرق سالهاست به واسطه تولید محصولاتی خاص در صنعت بازیهای ویدئویی شناخته میشوند. از آثار معروف و موفقی همچون Metro گرفته تا بازیهای کمتر شناختهشدهای که شاید تنها گروه کوچکی به تجربه آنها روی PC مشغول شوند. کیفیت پایین فنی آثار تولید شده در این منطقه معمولا تولیدات آنها را تبدیل به آثاری سخت میکند.
آثاری که شاید به شکل منطقی درجه سختی بالایی نداشته باشند اما مخاطبی که به تجربه بازیهای آمریکایی و ژاپنی عادت کرده نمیتواند با مشکلات فنی همیشگی آنها دست و پنجه نرم کند. اگر موفق شوید از سد بزرگ مشکلات فنی بگذرید، احتمالا تجربه بازیهای تولید شده توسط کشورهای شرق اروپا میتوانند نظر شما را به خود جلب کنند. آثاری که معمولا نوآوریهای خاصی را ارائه کرده و از سویی با طراحیهای فوق پیچیده اما جذاب همراه هستند.
بازی Chernobylite به راحتی ثابت میکند که تولیدکنندههای لهستانی به نظر موفق به عبور از چالشهای فنی شده و توانستهاند محصول خود را آماده بازاری کنند که سالهاست به سادگی بیش از حد بازیها عادت کردهاند. جدیدترین ساخته «فارم ۵۱» نشان میدهد که میتوان با استفاده جزئیات جالب توجه و ساختارهای استاندارد، اثری در ژانر Survival را برای تجربه عموم آماده کرد. سازندگان Chernobylite مشکلات همیشگی آثار اینچنینی را برطرف کرده و موفق به ارائه محصولی شدهاند که میتواند به واسطه فضاسازی قدرتمند گروهی کاملا ناآشنا با ژانر Survival را به خود جذب کند.
یکی از دلایلی که معمولا باعث میشود ژانر Survival به راحتی پیش روی گروه بزرگی از مخاطبها قرار گیرد، کمبودهای داستانی است. معمولا در بازیهای این ژانر شما یک هدف مشخص یعنی زنده ماندن برای مدت زمان بیشتر را دنبال میکنید. مسیری که در اکثر اوقات نیازی به داستانسرایی خاصی نداشته و البته مخاطب هم چنین طلبی را مطرح نمیکند. با این وجود Chernobylite پا را فراتر گذاشته و با اضافه کردن نقش داستان در چرخه روایی بازی، خود را در میان آثاری قرار میدهد که حرفهای بسیاری برای گفتن در این زمینه دارد.
بیش از هر چیزی داستان Chernobylite تاثیر گرفته از نقشآفرینیهای کلاسیک PC است. در این گروه از بازیهای ویدئویی، انتخابها نقش کلیدی داشته و هرکدام از آنها داستان، نحوه پیشروی در آن و پایانش را دچار تغییراتی اساسی میکند. در این بازی شما کنترل دانشمندی هستهای را برعهده میگیرید که در جریان حادثه چرنوبیل حضور داشته. همسر شخصیت اصلی بازی یعنی ایگور در جریان این حادثه ناپدید شده و اکنون و با گذشت ۳۰ سال، او به منطقه ممنوعه حادثه چرنوبیل بازگشته تا همسر گمشده خود را پیدا کند.
داستان Chernobylite در نگاه اول شاید بهانهای جالب برای شروع ساعتها گشت و گذار در محیط بازی باشد اما واقعیت ماجرا چیز دیگری است. شما در جریان بازی با داستانی نیمه جنایی روبهرو هستید. بازی در همان ابتدا به شما وظیفه میدهد که تیمی را برای نفوذ به نیروگاه هستهای چرنوبیل جمعآوری کرده و به دنبال همسر ایگور بروید. جریانی که طی آن اکثر ماموریتهای داستانی مطرح شده و با انجام هر کدام از آنها میتوانید تکهای از پازل کلی بازی را پیدا کنید.
با این حال بخش دیگر داستان بازی به شکل مستقیم با گذشته شخصیت اصلی و همسر او در ارتباط است. گذشتهای که سازندگان بازی برای روایت به سراغ ساختاری شبیه آثار ماجراجویی رفتهاند. شما در جریان بازی میتوانید نشانههای مختلفی را پیدا کنید که در نهایت به ایجاد تصویری از گذشته شخصیت اصلی و همسر او کمک میکنند. در این میان اما نکتهای که باعث شده داستان Chernobylite خود را از دیگر آثار همیشگی این ژانر جدا کند، تصمیمات و تاثیر آنها روی روایت هستند.
کوچکترین و سادهترین انتخابهای گیمر در مقابله با شخصیتهای مختلف و وقایع دنیای بازی، تاثیری بزرگ و مهم روی داستان و نحوه پیشروی در آن دارند. این بخش از بازی بدون شک یادآور ساختههای Obsidian است. تفاوت اصلی اما زمانی خود را نشان میدهد که انتخابها به جز تغییر پایانبندی، در همان جریان همیشگی بازی نیز خود را نشان داده و شرایطی را ایجاد میکنند که تجربه هر گیمر از خط داستانی بازی کاملا متفاوت باشد. انتخابهای شما حتی در ماموریتها و ترتیب آنها تاثیر داشته و به شکل کلی رویکردی منحصر به فرد برای هر گیمر را شکل میدهند.
هرچند سازندگان Chernobylite از عنوان Survival Horror استفاده کردهاند اما واقعیت ماجرا این است که ساخته آنها آنقدر توانایی خاصی در القای حس ترس ندارد. به جز چند Jump Scare مختصر عملا بازی تلاش خاصی در این مسیر نداشته و بیشتر بار ایجاد حس ترس یا بهتر است بگوییم تعلیق را برعهده فضاسازی خود قرار داده. استودیو فارم ۵۱ با اسکن سهبعدی محیط چرنوبیل شبیهسازی قدرتمندی از یکی از مهمترین حوادث تاریخ را شکل داده.
بزرگترین نکته مثبت Chernobylite در همین مسئله یعنی طراحی محیط و فضاسازی نهفته شده است. جدای از اینکه محیطهای به نمایش در آمده کاملا براساس نمونه واقعی خود طراحی شدهاند، سازندگان بازی به خوبی و با بالاترین جزئیات ممکن آنها را پیادهسازی و البته المانهای مد نظر خود را افزودهاند. به شکل کلی در این بازی شاهد محیطی بزرگ هستیم که به مناطق کوچکتر تقسیم شدهاند. هرکدام از این مناطق ممکن است در جریان بازی میزبان تعداد زیادی ماموریت مختلف باشند.
شاید در نگاه اول استفاده از چنین رویکردی به تکراری شدن طراحی مراحل منتهی شود اما واقعیت ماجرا چیز دیگری است. با اینکه استفاده از ساختارهای نیمه جهان باز همواره ضعفهای خاصی مانند تکراری شدن طراحی مراحل را به همراه دارد اما دنیای Chernobylite درست همانند داستان آن تاثیر گرفته از انتخابهای گیمر است. جدای از سیستم آب و هوایی پویا و باکیفیت که محیطها را از دید بصری دگرگون میکند، انتخابهای شما حتی در مواجهه با مواردی ساده مانند درگیر شدن یا نشدن با دشمنها، دنیای بازی را تغییر میدهد.



