روزنامه هفت صبح، مجید خاکپور | چند سالی است که موج استارتاپی همه جای کشور را فراگرفته است اما به نظر میرسد این روزها این موج به بالاترین سطوح مدیریتی در دولت محترم دوازدهم رسیده است. این موضوع در بیستوهفتم تیرماه در همایش ایران هوشمند، با سخنرانی دکتر روحانی رئیسجمهور محترم در جمع فعالان استارتاپی کشور به طور کامل احساس شد، جایی که دکتر روحانی در سخنرانی خود گفت:«استارتاپها تحولات زیادی در کشور ما ایجاد کردهاند.» او همچنین اظهار داشت:«با استفاده از فضای مجازی و استارتاپها میتوانیم بازار را با تولیدگر آشتی دهیم.»
در همین همایش جناب آقای آذری جهرمی وزیر محترم ارتباطات در نیمه مرداد سال ۹۶ که برای حضور در وزارت ارتباطات به دفتر رئیس جمهور فراخوانده شده بود، گفت:«مهمترین دغدغهای که رئیس جمهور در این جلسه مطرح کردند بحث اشتغال و برنامهریزی برای ایجاد ۱۰۰ هزار شغل در سال بود… با توجه به تحول و اقتصاد دیجیتال که در دنیا در حال رشد است، اقتصاد دیجیتال را فرصت ارزشمندی میدانیم برای اینکه برنامه رئیس جمهور در این حوزه را محقق کنیم.»
کمتر از یک هفته پس از همایش ایران هوشمند، دکتر روحانی در ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز اظهار داشت:«به نظر من چاه کشاورزی را میتوان به راحتی حل کرد با استارتاپها… تمام نیروگاهها را میتوان با استارتاپها حل کرد… همه بچههای استارتاپی را که در سطح بالا کار میکنند را صدا بزنید، قرارداد ببندید، به راحتی ظرف چند ماه این کارها را انجام میدهند.»
در شرایطی که جامعه استارتاپی کشور در حال بحث و تبادل نظر در رابطه با این صحبتهای ریاست محترم جمهور و صحبتهای هفته قبل وزیر ارتباطات بود، وزیر محترم کار جناب آقای محمد شریعتمداری در همایش کار و کارآفرینی برای جوانان که دو روز بعد از همایش ایران هوشمند برگزار شده بود، تاکید کرد که «باید یک دولت جوان و استارتاپی داشته باشیم.»
این اظهارنظرها همگی در مدت کمتر از ۱۰ روز با تمرکز روی استارتاپها از زبان مقامات عالی دولتی کشور در تایید و حمایت از استارتاپها بیان شدهاند. حالا به نظر میرسد دولت در حال ارسال این پیام مهم است که میتوان و لازم است از ظرفیت استارتاپها برای حل مشکلات متعددی در کشور مثل معضل بیکاری، رشد اقتصادی کشور و حل مسائل ملی استفاده شود. امری که قاعدتاً باید برای فعالان در اکوسیستم استارتاپی کشور امیدبخش و خوشحالکننده باشد، اما در شرایطی که بعضی از فعالان اکوسیستم از این تحولات خوشحال شدهاند و آن را مثبت ارزیابی میکنند، بخش قابل توجهی از فعالان، آن را نگرانکننده قلمداد میکنند.
جمله مشهوری از میلتون فریدمن، اقتصاددان برجسته نقل شده است که میگوید:«اگر شما یک دولت مرکزی را مسئول صحرای آفریقا کنید، ظرف پنج سال در آن ناحیه با کمبود شن مواجه خواهید شد.» شاید همین جمله به تنهایی نمایانگر ریشه اصلی نگرانی فعالان اکوسیستم استارتاپی کشور در رابطه با دخالتها و ورود بخش دولتی باشد.
در شرایطی که عدم وجود مقررات مناسب در بخش استارتاپها و کسب و کارهای اینترنتی، باعث بروز مشکلات زیادی برای فعالان در این زمینه شده است، ورود دولت به این بخش اگر فاقد شفافیت و بدون داشتن یک نگاه ریشهای و اصولی به استارتاپها باشد، نه تنها مفید نخواهد بود بلکه میتواند زیانبار باشد.حال با توجه به اظهارات چند روز گذشته مقامات دولتی، فعالان اکوسیستم در چند محور نگرانیهای خود را بیان کردهاند که در ادامه به مرور اجمالی آنها میپردازیم.
اولین نکتهای که بخشی از فعالان به آن اشاره کردهاند این سوال است: در شرایطی که استارتاپها به دلیل ضعفهای قانونی موجود، هر روز با بحرانهایی در زمینه بیمه، مالیات، مجوزها و رقبای دولتی خود روبهرو هستند و فقط برای بقا در زمینه تخصصی خود میجنگند، چطور ممکن است بتوانند از زیرساختها، توانایی و امکانات لازم برای ارائه خدمات در سطح ملی برخوردار باشند؟ به ویژه زمانی که بخواهند در رابطه با مسائل دولتی که بروکراتیک، پیچیده و در همآمیخته با موضوعات غامض اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ملی است، عمل کنند.
به باور این فعالان حتی اگر فرض کنیم که منظور از این سخنان مسئولان، دریافت کمک دولت از استارتاپها در قالب قراردادهای دولتی باشد، استارتاپ ها فقط خواهان «فرصتهای برابر» برای دستیابی به قراردادهای دولتی در فضایی رقابتی و شفاف هستند و در کنار آن ایفای تعهدات بخش دولتی در رابطه با پرداخت هزینه قراردادها مطابق زمانبندی مشخص شده را لازمه جذابیت اینگونه قراردادها میدانند. البته این موارد مختص به استارتاپها نیست و حق طبیعی تمامی شرکتهای خصوصی علاقهمند به فعالیت در این زمینه است.
از سوی دیگر بعضی از فعالان اکوسیستم بر این باورند که انتظار از استارتاپها برای افزایش اشتغال و کمک به رفع مشکل بیکاری، انتظاری برخلاف ماهیت آنهاست. در تعاریف علمی برای واژه «استارتاپ» بر ویژگی «مقیاس پذیری» تاکید میشود که به طور خلاصه به توانایی ثابت نگه داشتن تقریبی هزینهها توسط استارتاپها با وجود رشد چندین برابری درآمدها و تعداد کاربران مربوط میشود. پس استارتاپها باید بتوانند بدون اضافه کردن نیروی کار، با استفاده از فناوری، رشدهای چندین برابری را تجربه کنند. با این شرایط بخشی از فعالان استارتاپی معتقدند انتظار دولت از استارتاپها برای افزایش اشتغال و کاهش بیکاری در جامعه، انتظار واقع بینانهای نیست.
علاوه بر همه اینها، یک نگرانی مهم این است که در شرایطی که هنوز قوانین لازم برای توسعه کسب و کارهای اینترنتی و استارتاپها وجود ندارد و دولت تلاش میکند با سیاستهای حمایتی بعضاً ناقص، ایجاد معافیتهای در مواردی غیراصولی و وامهایی که گاهی دقیقاً مشخص نیست بر چه مبنایی اعطا میشوند، از استارتاپها حمایت کند، در سایه عدم وجود شفافیت لازم در فرآیند اجرایی این حمایتها، عملاً رانتهایی برای تعداد معدودی از استارتاپها ایجاد میشود و به این ترتیب آنها نسبت به دیگر رقبای خود از نظر رقابتی برتری مییابند.
به عبارت سادهتر، به طور کلی دخالت دولت به این شیوه میتواند با ایجاد رانت، منجر به نابرابری در فرصتها برای استارتاپها و در نهایت باعث تخریب رقابت شود. درست به همین دلیل است که وقتی «طرح نوآفرین» در روزهای پایانی اردیبهشت ۹۸ در هیات دولت به تصویب رسید و سپس جزئیات آن اعلام شد، با انتقاد بسیاری از فعالان اکوسیستم روبهرو شد که آن را منبع ایجاد رانتهای جدید و تضعیفکننده رقابت دانستند.



