روزنامه هفت صبح، رامتین لطیفی| ۱۰۰سال پس از تصویب اصلاحیه نوزدهم و اعطای حق رای به زنان آمریکایی، بیش از ۷۳درصد از آن‌ها معتقدند که هنوز بزرگترین دستاوردشان در ۱۰۰سال گذشته همین امر بوده و به رغم گذشت یک قرن از این اتفاق، هنوز رخداد ویژه و بزرگتری را تجربه نکرده‌اند.

دسته دیگری از زنان که با این افراد مخالفند، معتقدند که اگرچه قطار پیشرفت مردان در جامعه هنوز سریع‌تر از زنان در پیش است اما سرعت قطار پیشرفت زنان و دستیابی به حقوق‌شان در قرن گذشته نیز سرعت قابل توجهی به خود گرفته است و می‌توان این مهم را به عنوان روندی صحیح و آینده‌ای روشن تلقی کرد. البته گردش درست اطلاعات در کشور آمریکا می‌تواند این پیشرفت را در عرصه‌های مختلف و به طور کمی و با تاکید بر اعداد و ارقام تایید کند.

جمعیت غالب
نگاهی به نتایج سرشماری‌های مختلف در طول ۴دهه گذشته نشان می‌دهد که همواره جمعیت زنان در آمریکا بیشتر از مردان بوده است. امروز ۵۱.۱درصد از جمعیت ۳۳۳میلیون نفری آمریکا را زنان تشکیل داده‌اند. بر اساس داده‌های سرشماری، در سال ۱۹۸۰ بیش از ۱۱۶میلیون نفر از جمعیت این کشور را زنان و بیش از ۱۱۰میلیون نفر را مردان تشکیل داده بودند. در سال ۲۰۲۱ تعداد زنان بیش از ۱۶۷میلیون نفر و تعداد مردان نیز بیش از ۱۶۴میلیون نفر برآورد شده است. به علاوه این برتری نسبی جمعیتی در رده‌های مختلف سنی به جز جمعیت ۵۰ تا ۵۹ساله‌ها نیز جاری است. در رده سنی ۵۰ تا ۵۹سال، تعداد مردان ۵۰۰ هزار نفر بیشتر از زنان است.

پیش به سوی دانشگاه
یکی از نتایج تلاش‌های مستمر جنبش‌های حقوق زنان در طول دهه‌های گذشته را می‌توان در آمار و ارقام افراد تحصيلکرده در اجتماع رهگیری کرد. بر اساس آمار ۲۹.۴درصد از مردانی که بیش از ۲۵سال سن دارند، آخرین مدرک تحصیلی خود را دیپلم دبیرستان عنوان کرده‌اند. این میزان برای زنان ۲۶.۵درصد است. حال بهتر است نگاهی به آمار تحصیلات دانشگاهی مردان و زنان آمریکایی بیاندازیم.

در سال ۱۹۴۰ تنها ۳.۸درصد از جمعیت زنان آمریکایی به دانشگاه رفتند و پس از گذراندن دوره ۴ساله تحصيل، مدرک کارشناسی دریافت کردند. البته در سال ۱۹۴۰ جمعیت مردانی که به دانشگاه می‌رفتند هم چندان بیشتر نبود و تنها ۵.۵ درصد از جمعیت مردان موفق به گذراندن دوره تحصیلات خود در دانشگاه می‌شدند. امروز ۳۹.۱درصد از زنان و ۳۶.۶ از مردان آمریکا به دانشگاه رفته‌اند و دست‌کم دوره کارشناسی خود را به اتمام رساندند و مدرک دریافت کرده‌اند.

همانطور که مشخص است نرخ اشتغال با میزان تحصیلات ارتباط مستقیم دارد و به این ترتیب اکنون موقعیت‌های شغلی بهتر و بیشتری برای زنان نسبت به مردان فراهم می‌شود و رفته‌رفته جایگاه‌های برتر و بالاتر شغلی بیشتری توسط زنان تصاحب می‌شود. بنابراین در آینده‌ای نه چندان دور شاهد خواهیم بود که شغل‌های بیشتری که به طور سنتی در ید و انحصار مردان بود، به زنان واگذار می‌شود و یکی از محتمل‌ترین اتفاقات نیز انتخاب اولین رئیس‌جمهور زن در تاریخ آمریکا خواهد بود.

عدالت شغلی
در دهه‌های اولیه قرن گذشته زنان و کودکان نصف یا کمتر از نصف حقوق یک مرد را برای کار مشابه دریافت می‌کردند. از این رو کارفرماها ترجیح می‌دادند که در صورت امکان از نیروی کار ارزان‌تر، یعنی زنان استفاده کنند. البته در آن دوران و به دلیل محدودیت‌های اجتماعی، همواره تعداد نیروی کار در زنان کمتر از مردان بود. حالا با برقراری عدالت جنسیتی، به ویژه عدالت در حق تحصیل، تعداد نیروی کار زنان از مردان بیشتر شده است.

تعداد زنان شاغل از ۶۹ میلیون نفر در سال ۲۰۰۵ به ۷۷میلیون نفر در سال ۲۰۲۲ رسیده است. این رشد را می‌توان نشانه‌ای از افرایش نقش زنان در جامعه تلقی کرد. از سمت دیگر افزایش اشتغال در میان زنان به منزله افزایش استقلال مالی و اقتصادی آن‌هاست و بسیاری معتقدند این امر می‌تواند به افزایش برابری در زمینه‌های دیگر نیز منجر شود. البته هنوز مسئله برابری دستمزد و حقوق مردان و زنان حل نشده است و در آمریکای امروز هم نمی‌توان شغلی را پیدا کرد که حقوق دریافتی زنان در آن بيشتر از مردان باشد. به عبارت دیگر هنوز در این زمینه شکاف جنسیتی وجود دارد.

اختلاف دستمزد
شکاف جنسیتی در مسئله دستمزد و حقوق دریافتی در طول ۲۰سال گذشته ثابت باقی مانده است. نتایج آمار نشان می‌دهد حقوق دریافتی زنان در سال ۲۰۲۲ و در مشاغل مشابه به طور میانگین ۱۸درصد کمتر از دستمزدی است که مردان دریافت کرده‌اند. این آمار برای سال ۲۰۰۰ ۲۰درصد بوده است.

زنان معتقدند این نابرابری بیش از هرچیزی در مذهب و الگوهای فکری سنت‌گرا ریشه دارد و مردان بر اساس این دو مورد آن‌ها را کوچک‌تر از خود می‌شمارند. البته در نگاه جزئی‌تر نژادپرستی هم در این امر دخیل است. برای مثال یک زن سفیدپوست‌ تنها ۸درصد کمتر از یک مرد حقوق دریافت می‌کند اما یک زن سرخ‌پوست ۵۳درصد کمتر از یک مرد سفیدپوست دستمزد می‌گیرد. به همین دلیل علاوه بر تبیین نقش زن و برابری جنسیتی، مسئله دیگری که برای حل و فصل این امر باید صورت بگیرد کاهش رفتارهای نژادپرستانه در جامعه است.

امید به زندگی
گزارش‌های منتشر شده توسط مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های آمریکا از افرایش اختلاف مردان و زنان این کشور در امید به زندگی خبر می‌دهد. بر اساس این داده‌ها امید به زندگی در مردان آمریکایی ۷۳سال و در زنان این کشور ۷۹سال است. البته این اختلاف کم و بیش در تمام کشورهای دیگر جهان نیز صادق است و به طور کلی زنان در هر جایی از این کره خاکی به مراتب بیشتر از مردان عمر می‌کنند اما افزایش این اختلاف در کشورهای مترقی و پیشرفته را می‌توان میل بیشتر زنان به زندگی پس از افزایش عدالت جنسیتی در جامعه دانست.

البته موارد دیگری به جز عدالت جنسیتی نیز در این مسئله دخیل هستند. برای مثال سرانه مصرف غذاهای مضر یا مشروبات الکلی در مردان بیشتر از زنان است. همچنین اعتیاد به موادمخدر یا استعمال دخانیات نیز در مردان طرفدار بیشتری نسبت به زنان دارد. اما میل به پیشرفت و زندگی طولانی‌تر در زنان آمریکایی هم افزایش قابل توجهی داشته است. جالب است بدانید این میل در مردان با کاهش مواجه شده است و مردان آمریکایی در دهه‌های گذشته اشتیاق بیشتری برای زندگی داشتند.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - جهانرا اینجا بخوانید.