روزنامه هفت صبح، رامتین لطیفی| صبح شنبه باید صبحی دلانگیز برای کوین مککارتی میبود. صبحی که از آغاز و از همان زمانی که بیدار شد و چشمانش را باز کرد و سرش را از روی بالش خود برمیداشت، رنگی و رویایی مینمود. صبح شنبه میتوانست پایانی خوش بر تمام سرگشتیهای او و همان صبحی باشد که آرزو و رویای دور و دراز کوین، جامه تحقق پوشیده و به بهترین شکل برآورده شده است.
صبحی که دیگر او فقط نماینده ایالت کالیفرنیا یا رهبر اکثریت جمهوریخواه مجلس نیست بلکه حالا دیگر باید او را رئیس مجلس نمایندگان آمریکا و وارث صندلی نانسی پلوسی هم بدانیم. اما نه تنها همهچیز اینطور زیبا و بینقص و رویایی پیش نرفت بلکه روند انتخاب او بهعنوان رئیس جدید مجلس نمایندگان بیش از هر چیزی شبیه به یک کابوس تمامعیار بود، کابوسی تلخ و زجرآور که بر روح مککارتی مستولی شده بود و او هر چه تلاش میکرد نمیتوانست از این خواب برخیزد و این کابوس را به پایان برساند.
پیش از آغاز رایگیری برای ریاست دوره ۱۱۸ مجلس نمایندگان، پیشبینی میشد که انتخاب مککارتی با چالش مواجه شود و اصلا بعید نبود که او در دور اول رای نیاورد. اما سناریوی محتمل این بود که پس از مذاکره مککارتی با جمهوریخواهان مخالف ریاستش و بذل و بخشش امتیازاتی به آنها و جلبنظر مثبتشان، کار در دور دوم تمام شود. اما جالب است بدانید رایگیری برای انتخاب رئیس دوره ۱۱۸ مجلس نمایندگان ۱۵ بار تکرار شد و در ۱۴ بار اول مککارتی نتوانست رای اکثریت را بهدست آورد.
ذکر این نکته ضروری است که این اتفاق در ۱۶۴ سال گذشته بیسابقه است و بیش از هر چیزی دامن حیثیت حزب جمهوریخواه را نشانه گرفته و بهطور قطع از نفوذ و اعتبار این حزب در عرصه سیاست آمریکا میکاهد. جالب است بدانید اوضاع مککارتی در این انتخابات به حدی وخیم بود که در ۱۲ دور اول، تعداد آرای حکیم جفریس، رهبر اقلیت دموکرات مجلس نمایندگان برای ریاست مجلس از تعداد آرای او بیشتر بود. این به معنای وجود اقلیتی در میان حزب جمهوریخواه بود که روی خوش و تمایل چندانی به ریاست مککارتی نشان نمیداد.
این اقلیت متحدی که در میان اعضای جمهوریخواه مجلس نمایندگان علم مخالفت با ریاست مککارتی را برافراشتند، متحدان سفت و سخت دونالد ترامپ و از اعضای شناختهشده جنبش «دوباره آمریکا را عالی کن» یا همان ماگا بودند. از نظر این افراد فارغ از اینکه اکثریت مجلس سنا در دست دموکراتهاست، مخالفتهای مداوم و بیپرده میچ مک کانال، رهبر اقلیت جمهوریخواه آن مجلس با دونالد ترامپ و کوچک شمردن جنبش ماگا، او را بیش از پیش به دموکراتها و جو بایدن نزدیک کرده است و عملا هیچ امیدی به وفاق جمهوریخواهان در مجلس سنا نیست.
جالب است بدانید همزمان با آغاز رایگیری برای انتخاب رئیس مجلس نمایندگان، جو بایدن به ایالت کنتاکی سفر کرد تا موفقیتهای دولتش در اجرای طرحهای بزرگ را جشن بگیرد و همراه ویژه رئیسجمهور در این سفر هم کسی نبود جز همین آقای میچ مک کانال. با این اوصاف تنها خاکریز این حزب برای حفظ آرایش تهاجمیشان به سمت جو بایدن و دموکراتها، مجلس نمایندگان است.
این افراد میدانستند که با عدم حمایتشان از مککارتی، میتوانند این رایگیری را تا هر وقت که بخواهند طولانیتر کنند. از اینرو در پایان هر دور رایگیری و ناکامی مجدد مککارتی، او را فرا میخواندند و با دریافت امتیازاتی جدید از وی، قول حمایت به او میدادند. این اتفاق ۱۴ بار تکرار شد و مککارتی امتیازات بزرگ و گاه عجیبی به این افراد داد و در نهایت به مقام ریاست رسید.
همانطور که پیشتر اشاره کردیم، مخالفان ریاست مککارتی، حامیان و متحدان دونالد ترامپ بودند. باید به این نکته تاکید کنیم که مککارتی دوست خوب دونالد ترامپ بود و تا آخر نیز پای او ایستاد و حتی حاضر نشد در کمیته ۶ ژانويه مجلس نمایندگان حضور یابد و علیه ترامپ شهادت دهد. اما مرور اتفاقات چند سال گذشته نشان میدهد برای ترامپ، افراد هیچ اهمیتی ندارند و همواره هدف تمام وسیلههای موجود را توجیه میکند.
مارجری تیلور گرین و لارن بوبرت، ۲ تن از نزدیکترین افراد به ترامپ که سردمداران مخالفت با مککارتی به حساب میآمدند، بارها بر این نکته تاکید کرده بودند که دیگر دوران حزب واحد به پایان رسیده و وقتش است که مرزبندیهای درون حزبی مشخص شود. بنابراین اگرچه ترامپ در مقابل دوربین رسانهها و در شبکه اجتماعی تروث از ریاست مککارتی حمایت کرد اما متحدانش در مجلس را به خط کرد که تا قبل از رسیدن به اهدافشان، نگذارند که مککارتی به صندلی ریاست بنشیند. همین هم شد و شاید به همین دلیل بود که مککارتی پس از انتخابش بهعنوان رئیس جدید مجلس، مقابل دوربین رسانهها ایستاد و از ترامپ تشکر کرد.
امتیازات اهدایی مککارتی به اعضای جنبش ماگای مجلس نمایندگان شامل موارد متعددی است. او قول داده تا این افراد را بر کمیسیونهای مهم مجلس در دوره جدید مسلط کند. تحقق این اتفاق بهمعنای هجمههای پیاپی حامیان ترامپ به دولت بایدن با ابزار به راه انداختن کمیتههای تحقیق و تفحص در موضوعات مختلف از کم و کیف و نظارت بر کمک نظامی به اوکراین گرفته تا پرونده لپتاپ هانتر بایدن و بررسی فساد سیستماتیک و خانوادگی اوست.
از سوی دیگر او قول داده تا سیاستهای مرزی را با رویکرد ترامپ تقویت کند و به هر طریقی که میتواند جلوی ورود مهاجران را بگیرد. همچنین مککارتی تعهد داده است تا از نامزدی متحدان ترامپ در انتخابات کنگره ۲۰۲۴ بهطور علنی حمایت کند. در این راستا حامیان مالی مککارتی نیز به حمایت از کمپینهای این افراد متعهد شدند. به علاوه مککارتی به این افراد قول داده است تا با ظهور اولین فرصت و بهانه دهان پرکن، درخواست استیضاح بایدن را به جریان بیاندازد.
وجهالضمان این قولهای مککارتی نیز تغییر قانون برکناری رئیس مجلس نمایندگان است و حالا حد نصاب تعداد نمایندگانی که میتوانند فرایند تغییر رئیس مجلس را کلید بزنند به یک نفر کاهش پیدا کرده است. به معنای دیگر اگر یکی از همپیمانان ترامپ احساس کند مککارتی در وفای به عهد و عمل به قولهایی که داده، سست ظاهر شده است، میتواند بهراحتی درخواست تغییر او را به جریان بیاندازد.
تحلیلگران و رسانههای نزدیک به حزب دموکرات، هم فرایند طولانی انتخاب رئیس مجلس و هم امتیازاتی که متحدان ترامپ با اخاذی و باجگیری از مککارتی گرفتند را شرمآور و خطرناک خواندند. نکتهای که در این بین قابلتامل است نگاهی دوباره به انحصار دو حزبی در عرصه سیاست آمریکاست. دیگر نه حزب جمهوریخواه آن حزب واحد و یکپارچه روزگار گذشته است و نه حزب دموکرات.
در حزب جمهوریخواه اقلیتی با عنوان حامیان ترامپ و اعضای جنبش ماگا و در حزب دموکرات نیز اقلیتی بهنام ترقیخواهان و اعضای جنبش برنی سندرز شکل گرفتهاند و اگر انحصار دو حزبی در عرصه سیاست آمریکا نشکند، این اقلیتهای کمجمعیت میتوانند در هر بزنگاهی که به اجماع اکثریت حزب نیاز است، کار را گره بزنند و با توسل به این ترفند، باجخواهی سیاسی کنند. با اتفاقی که طی روزهای گذشته در مجلس نمایندگان رخ داد، ضرورت شکست انحصار دو حزبی بیش از هر زمانی احساس میشود و به نظر میآید باید در آیندهای نهچندان دور شاهد بروز احزاب جدید و قدرتمندی باشیم که یارای رقابت با این دو حزب را در عرصه سیاست آمریکا داشته باشند.



