روزنامه هفت صبح، یاسر نوروزی| خمیردندانش را برداشتند و به جای آن، تیوپی کاملا مشابه گذاشتند؛ طوری که هیچکس متوجه نمیشد این جابهجایی شکل گرفته است. داخل تیوپ خمیردندان چه بود؟ سَمّی کشنده محصول چندین سال تلاش محققان و پژوهشگران در «موسسه تحقیقات زیستشناسی اسرائیل». این مؤسسه در جنوب شرقی تلآویو بود و بهشدت محافظت میشد. به هر حال قرار بود انواع و اقسام محصولات مختلف برای ترورهای بیولوژیک را تولید کند.
ماجرا برمیگردد به سال 1978 و سوژهای که قرار است از طریق خمیردندان مسموم شود، شخصی به نام ودیع حداد. حداد از همرزمان یاسر عرفات بود که سالها علیه صهیونیستها جنگیدند. برای همین این نقشه برای حداد پیاده شد. البته اسرائیل تا سالها مسئولیت این ترور را به عهده نگرفت اما رونین برگمن، محقق اسرائیلی در کتابش جزئیات ماجرا را برملا کرده. این کتاب با ترجمه وحید خضاب در ایران منتشر شده و جزئیات بسیاری از حملات تروریستی اسرائیل را مفصل توضیح داده است.
ماجرا از این قرار است که هر بار حداد، دندانهایش را مسواک میزد، مقدار بسیار ناچیزی از این سم مرگبار به غشاهای مخاطی دهانش نفوذ میکرد و وارد جریان خونش میشد. رشد تدریجی و پیوسته این سم در بدن او ادامه داشت. نقشه از این قرار بود زمانی که میزان آن به «سطح بحرانی» میرسید (یعنی به آن سطح حداقلی که برای اثربخشی لازم داشت)، میتوانست کشنده باشد.
به این ترتیب اوضاع حداد رفتهرفته وخیمتر شد. در جاهای مختلفی از بدنش خونریزی داشت؛ از جمله خونریزیهای داخلی، از غشای اطراف قلب و بخشهای انتهایی زبان گرفته تا لوزهها، غشای بیرون ریه و داخل جمجمه. عملکرد مغز استخوانش هم دچار نقص شده بود. همزمان اسرائیلیها جاسوسان مختلفی را به کار گرفته بودند تا موفقیت نقشهشان را بررسی کنند. بنا به اطلاعاتی که از طریق یکی از همین جاسوسها رسید، کار حداد رو به پایان بود.
هرچند یاسر عرفات پیشتر دریافته بود که کاسهای زیر نیمکاسه است. برای همین حداد را به آلمان شرقی برده بود تا از طریق پزشکان متخصصی که آنجا علیه ترورهای بیولوژیک کار میکردند، برای همرزم خود چارهای بیندیشد. جاسوس اسرائیلی اما خبرهای دیگری داشت. او به سازمانهای ذیربط در اسرائیل گزارش داد فریادهای حداد از شدت درد در سراسر بیمارستان پیچیده و پزشکان مجبورند مداوم دُزهای بیشتر و بیشتری از مسکنها و داروهای آرامبخش به او بدهند.
این مسکنها فایدهای هم نداشت و ودیع حداد در نهایت بعد از تحمل درد و رنج فراوان درگذشت… موساد و رهبران نهاد دفاعی اسرائیل از این نتیجه عملیات خوشحال بودند… رونین برگمن در کتابش مینویسد شاید این اولینبار بود که عبارت «امضای کمرنگ» (یا به تعبیری ردپای نامرئی) وارد فرهنگ لغات موساد شد.
این توصیفی بود برای تروری که طی آن، اینطور به نظر میرسید که مرگ سوژه، طبیعی یا تصادفی بوده است. اسرائیل تا مدتها از «امضای کمرنگ» استفاده کرد و همچنان هم استفاده میکند، بدون اینکه مسئولیت ترورها را بپذیرد. بدتر اینکه سرتیپ شارون پونداک که مسئولیت امور غیرنظامی غزه را به عهده داشت گفته بود: «خودم شنیدم آریل شارون جلوی همه افسرها گفت:
«هرکس یه مجاهد رو بکشه، یه بطری شامپاین جایزه میگیره و هر کس یکیشون رو دستگیر کنه یه بطری سودا!» من گفتم: «ارباب خوب! این دیگه چجور سیاستیه؟ آخه کی اینطوری حرف میزنه؟»…» اما شارون اصرار داشت که هیچ امیدی برای سازش با فلسطینیها وجود ندارد… او مدعی بود کسی در آن سو نیست که بشود با او مسالمتآمیز صحبت کرد.

