روزنامه هفت صبح،‌دکتر امیررضا مافی| من همیشه با خودم چالشی بزرگ دارم: این‌که یک‌وقت زشت نباشد درباره فلان موضوع و بهمان اتفاق داغ روز اظهارنظر نکنم، بد نباشد هشتگ فراگیر شبکه را دنبال نکنم و سکوتم نشانه نابلدی یا حضور نداشتنم باشد. بالاخره من باید نشان دهم که در هر چیزی سررشته دارم و همه‌چیزدانم. یک‌وقت اگر چیزی نگویم،‌ دوستان و دنبال‌کنندگانم فکر نکنند حتماً دلیلی دارد و چه و چه.

قاعده امروز این است که باید همه ما درباره همه‌چیز حرف بزنیم. «بودن» و هستی داشتن با اظهارنظر کردن مشخص می‌شود و انگار آدمی که درباره هر چیزی حرف نمی‌زند، اصلاً نیست، وجود ندارد، باید به فراموشی سپرده شود، حتماً ناتوان است، چیزی نمی‌داند و درنتیجه باید کنار برود. به‌عبارت دیگر حرف‌زدن درباره همه چیز، نمایانگر بودن ماست. ما حرف می‌زنیم، تا تأیید بگیریم و با هر تأیید چه در واقعیت و چه در فضای مجازی، هستی بیشتری پیدا می‌کنیم.

ما خود را موظف می‌دانیم درباره هر چیزی موضع بگیریم تا در مسیر دیده شدن یا همان حیثیت جدید بودن، خفه نشویم. شبکه این امکان را به ما داده که جایی برای اظهار فضل داشته باشیم و ما به بهترین نحو از آن بهره می‌بریم. مدام اظهار و ابراز می‌کنیم و مهم نیست موضوع این اظهار و ابراز چیست.

ما از دریاچه ارومیه و دلایل خشک شدن آن کارشناسیم تا قطع همکاری با برخی از اساتید دانشگاه و عضویت ایران در بریکس. از به فضا رفتن یک خانم ایرانی‌تبار تا صحبت‌های فلان مسئول درباره یک موضوع تخصصی. بله ما به مرض موضع‌گیری گرفتاریم: هر روز باید یک جایی، یک وقتی، در یک محیطی، موضعی بگیریم تا نفسمان در بیاید، تا بگوییم به خودمان و دیگران که هستیم. ما اصلاً منتظریم چیزی بشود که به‌سرعت موضع را بگیریم.

موضع‌بگیران، براساس میزان مخاطبانشان، مرضشان را بیشتر بروز می‌دهند. اصلاً وقتی موضع را می‌گیرند، می‌گویند: «آخیش!» و جانشان تازه می‌شود. حال‌آنکه باید به خودم و همه هم‌مرض‌هایم عرض کنم که راه رهایی از این وضعیت، مثل ترک اعتیاد است. راهش این است که هروقت میلی در وجودمان زبانه می‌کشد که موضع بگیر، دهان و دست‌هایمان را سفت ببندیم.

همین‌که خواستیم در موضوع غیرتخصصی حرف بزنیم، بایستیم و حرف‌نزدن را تمرین کنیم. بله این یک مرض است که بودنمان متصل به موضع‌گرفتنمان است. ما معتاد افیون تأییدیم و گمان می‌کنیم خودمان با اراده و انگیزه درونمان اظهارنظر می‌کنیم. حال‌آنکه ما عمله شبکه‌ایم و در برابر هر آنچه آن پیش چشممان می‌گذارد موضع می‌گیریم. ما باید تمرین سکوت کنیم.

باید کمتر حرف بزنیم. مسئولان ما، صاحبان تریبون ما، مدیران ما بیش از هرکسی مشمول لزوم ترک این اعتیاد سخت‌اند. آن‌ها فکر می‌کنند اگر در باب هر چیزی موضع نگیرند انگار نیستند. اگر نامشان در شبکه و جراید نچرخد، دردشان می‌گیرد و نام خودشان را مدام در گوگل جست‌وجو می‌کنند.

آن‌ها موضع می‌گیرند تا در نتایج ظاهر شوند، خوشحال بشوند و احساس کنند که هستند. مرض موضع‌گیری همه ما را درنوردیده و این خیلی خطرناک است. برادر! خواهر! خوب است با هم قرار بگذاریم و مدتی درباره هر چیز بی‌ربطی موضع نگیریم، چون بی‌ربطی خودمان را عیان می‌کند.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.