روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | ما در ابتدای قرن با پدیده زنان شاعر روبهرو بودیم. سلسلهای که با پروین اعتصامی شروع شد (اگر اشعار منتسب به قرهالعین را در نظر نگیریم) و بعد با سیمین بهبهانی و فروغ فرخزاد و طاهره صفارزاده پیگیری شد.
یک: اما زنان داستاننویس یک زنجیره دیگر بودند. آغازکننده اصلی سیمین دانشور بود. متولد 1300 در شیراز و دختر یک پزشک سرشناس بود و مادرش هم دخترعموی علیاصغر حکمت، سیاستمدار سرشناس دوره رضاشاه. 26ساله بود که اولین مجموعه داستانش را منتشر کرد. انتشار دومین مجموعه داستانش 13سال بعد بود. در این فاصله 13ساله با جلال آلاحمد ازدواج کرده بود، لیسانس زیباییشناسی خود را از آمریکا و دانشگاه استنفورد اخذ کرده بود، کلی کتاب ترجمه کرده و بهتدریس در دانشگاه تهران پرداخته بود.
بالاخره در سال 1340 شهری چون بهشت را منتشر کرد و در سال 48 رمان مشهور سووشون را که یکی از قلههای ادبیات معاصر ایران است. در همین سال است که جلال آلاحمد بعد از 21سال زندگی مشترک بر اثر حمله قلبی میمیرد. دانشور تا سال 1390 در تهران زندگی کرد. 42 سال بعد از درگذشت همسرش. موفقیت او، گروه دیگری از زنان را به ادبیات داستانی متمایل کرد.
دو: مهشید امیرشاهی نفر دوم این ماجراست. پدرش قاضی بود و مادرش فعال حقوق زنان. او در سال 1316 متولد شد. در کرمانشاه. نوجوانی بیش نبود که از سوی پدرش در مدرسهای شبانهروزی و گران در منطقه ساسکس انگلیس پانسیون شد. در رشته فیزیک از دانشگاه لندن فارغالتحصیل شد و بعد به تهران برگشت و در دانشگاه به تدریس فیزیک و ریاضی پرداخت. در سالهای 45 تا 48 شروع به انتشار مجموعه داستانهایش کرد.
امیرشاهی هم با فرخ غفاری سینماگر ایرانی ازدواج کرد. امیرشاهی که چهره برازندهای هم داشت، بهشدت مورد توجه رضا قطبی بود و در کمیتهای مشترک با یدالله رویایی و فریدون مشیری در انتخاب برنامههای مناسب رادیو فعالیت میکرد. خانه قشنگش هم در محله شیان پاتوق گروهی از ادبا و روشنفکران بود. از ابوالحسن نجفی تا هوشنگ گلشیری. در سال 57 از ایران مهاجرت کرد و به جرگه اپوزیسیون درآمد. او در حال حاضر 86ساله است.
سه: گلی ترقی دختر سوگلی لطفالله ترقی مدیر مجله ترقی بود که در سال 1318 در خانهای اشرافی در منطقه محمودیه تهران متولد شد. او هم در سال 1333 در 15سالگی از طرف بابا به آمریکا فرستاده شد و بعدها در بازگشت به ایران مدرس دانشگاه تهران شد و با هژیر داریوش سینماگر هم یک ازدواج ناکام داشت. اولین کتاب گلی ترقی در سال 1348 منتشر شد. بعد از طلاق، در تهران در حلقه تیم خوشمشرب مهرجویی و شایگان و سپهری و انتظامی و بقیه دوستان قرار گرفت و شرح خوشگذرانیها و تفریحاتشان از سرفصلهای جذاب قبل از انقلاب است. او بعدها به تناوب بین ایران و فرانسه در تردد بود. گلی ترقی در حال حاضر 84ساله است و عموما در پاریس زندگی میکند.
چهار: اما نفر دیگر این حلقه شهرنوش پارسیپور است. متولد 1324. پدرش قاضی بود. او در سال 1346 و در حالیکه هنوز دانشجوی جامعهشناسی دانشگاه تهران بود با ناصر تقوایی ازدواج کرد. (همسران سینماگر این سه نویسنده جالب هستند؛ هژیر داریوش و فرخ غفاری و ناصر تقوایی) در سال 1353 همزمان با بالاگرفتن شهرت تقوایی، پارسیپور از او جدا شد و بورس گرفت و راهی پاریس و تحصیل در سوربن شد. در همین داستانهای جداییست که او رمان سگ و زمستان بلند را نوشت که در سال 1355 منتشر شد و یک نویسنده زن دیگر به ادبیات داستانی ایران اضافه شد. زندگی شهرنوش پارسیپور در سالهای پس از انقلاب بسیار پرحادثه و پرفراز و نشیب ازآب درآمد که خودش داستانی طولانی دارد. او 78ساله است و در آمریکا اقامت دارد.
پنج: پنجمین و آخرین حلقه این نویسندگان زن، بداقبالترین آنهاست. غزاله علیزاده دختر زیبای متولد مشهد که داستانهای فراوانی از شهرآشوب بودن او روایت شده که ما نمیتوانیم نقل کنیم! او در دهه چهل در رشته علوم سیاسی وارد دانشگاه تهران شد. چند داستان کوتاهش در مجلات نهچندان پرآوازه منتشر میشوند اما توجهی را برنمیانگیزند، آنچه توجه را جلب میکند زیبایی اوست و رفتار متفاوت و پر از سرکشیاش.
در سال 1348 و در حالیکه تنها 21سال دارد با بیژن الهی شاعر جوان معاصر ازدواج میکند که خب تنها دو سال به طول میانجامد و خب یک دختر نیز حاصل این ازدواج کوتاه است. او برای تحصیل در رشته حقوق عازم پاریس میشود و آنجا ترجیح میدهد برای گرفتن دکترا در فلسفه اشراق تلاش کند و در نهایت تحصیل را رها میکند و به تهران برمیگردد و در سال 1356 بالاخره اولین مجموعه داستانش با نام سفر ناگذشتنی را منتشر میکند و به حلقه زنان نویسنده قبل از انقلاب وارد میشود. در مورد سرنوشت و سرگذشت غزاله علیزاده در سالهای پس از انقلاب یکبار کامل نوشتهام. او در سال 1375 پس از چند سال مبارزه با سرطان، در جواهرده رامسر خود را به دار آویخت.

