روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | «احمدعلی مسعود انصاری» پسرخاله «فرح دیبا» است که از ۱۵ سالگی- بعد از ازدواج فرح دیبا با محمدرضا پهلوی- وارد دربار و خاندان سلطنت شده است. متن زیر مشروح گفتوگوی قدس با پسرخاله فرح پهلوی است که به شایعات و حقایق خروج ثروت خانواده پهلوی از ایران اختصاص دارد:
ثروت شاه به هنگام خروج از کشور شامل چهار بخش بود: بخش نخست آن، مبلغی در حدود ۶۲میلیون دلار بود که تا زمانیکه شاه زنده بود، قسمتی از آن را خرج کرد و ۵۰میلیون دلار یا کمتر باقی ماند که رضا و علیرضا و فرح هرکدام ۲۰درصد، لیلا و فرحناز هرکدام ۱۵درصد، شهناز ۸درصد و مهناز نوه شاه (دختر اردشیر زاهدی) ۲درصد از این پول را ارث بردند.
بخش دوم داراییها را جواهراتی تشکیل میدهد که خاندان پهلوی از کشور خارج کردند. شنیدم که بخشی از این جواهرات (حدود ۴صندوق) را فریده دیبا و شهبازی در بانکهای سوئیس به امانت گذاشتند. بهخاطر دارم یک سال بعد از فوت شاه وقتی تصمیم داشتم برای شرکت در سالگرد فوت شاه و دیدار و صحبت با رضا پهلوی که مدام سراغم را میگرفت از آمریکا به قاهره سفر کنم، حدود ۱۶۰ چمدان توسط سرهنگ محمدی از اعضای گارد شاهنشاهی به اسم بنده در هواپیما بارگیری کردند که به قاهره ببرم؛
البته باید بگویم من از محتوای داخل چمدانها اطلاعی ندارم که چه چیزی بود، اما احتمالاً خاندان شاه از این مسئله نگران بودند که بعد از پذیرفته نشدن شاه در آمریکا و براساس قرارداد الجزایر که احتمال استرداد وی به ایران ممکن بود، مقامات این کشور نسبت به مصادره برخی داراییهای خاندان هم اقدام کنند؛ البته آمریکاییها هیچ وقت این کار را نکردند.
بخش سوم هم مربوط به تراستی است که شاه ایجاد کرده بود. چیزی که بهخاطر دارم و شنیده بودم رقمی در حدود ۲۰ تا ۲۲میلیارد است.بخش چهارم ثروت خاندان پهلوی که کمتر به چشم میآید، مربوط به مستغلات این خاندان است که خب بخشی از آن دیده میشود و بخشی از آن پنهان مانده است. اما مستغلات ویلایی که در «سنت موریتس» سوئیس بود و نامش «سوورتا» بود که بله واقعیت دارد و دادگاهی در این رابطه هم بهواسطه درخواست از سوی دولت ایران برگزار شد و چند سالی این دعوای حقوقی به طول انجامید اما در نهایت موفق به بازپسگیری این ویلا نشدند و این ویلا در نهایت توسط خاندان پهلوی فروخته شد.
خود بنده هم چند باری در این ویلا سکونت کردم و مهمان خانواده شاه بودم. اما در رابطه با زمینهای اسپانیا که در بخش جنوبی اسپانیا (کوستادلسول) واقع شده است، باید بگویم تعداد این زمینها بسیار زیاد بودند و اینطور نبود که به تعداد اندکی زمین محدود باشد که یکی از این زمینها روبهروی جبلالطارق واقع شده بود اما از اینکه این زمینها چه سرنوشتی پیدا کردند بنده اطلاع دقیقی ندارم. جزیرهای هم واقع در سیشل بود که مربوط به شهرام پسر اشرف بود.
اما در مورد املاک یا مستغلاتی که خاندان در کشور انگلیس داشتند تا جایی که مطلع هستم خاندان پهلوی در انگلیس زمین و املاکی داشتند اما من درباره جزئیات آن اطلاعی ندارم. همانطور که در مورد «باغ کاپری» چیزی نشنیدم. برجی در منتهن راکفلرسنتر نیویورک مربوط به بنیاد پهلوی بود که شریف امامی- در آن هنگام رئیس هیات مدیره بنیاد بود - بدون دعوای حقوقی تحویل دولت ایران داد. البته درباره برج بنیاد پهلوی باید این را هم اضافه کنم که قرار بود برای پیگیری مسئله بنیاد از سوی رضا پهلوی بنده مأمور پیگیری مسئله شوم که آقای هوشنگ انصاری به بنده گفتند اگر دنبال بازپسگیری این ساختمان بروید، خون به راه خواهد افتاد.
یکی دو سال بعد از انقلاب وکلای سوئیسی آقای پهلوی به ما گفتند اگر اموالی که او دارد به اسم بانک باشد دیگر جمهوری اسلامی نمیتواند به راحتی بیاید و اموال یک شرکتی که ذینفعان بسیاری دارد را بازپس بگیرد و در نتیجه ما تصمیم به تأسیس این بانک گرفتیم و از آنجایی که در کار خرید و فروش ارز هم فعالیت داشتیم، این بانک کار ما را هم تسهیل میکرد.
سرمایه این بانک از دو قسمت تأمین شد؛ ۷میلیون دلار از سعودیها گرفت و مقداری از ۶۲میلیون دلاری که او میگفت از پدرم مانده و سهم رضا ۲۰درصد آن حدود ۱۰میلیون دلار بود که ۵میلیون دلار آن در این بانک سرمایهگذاری شد- (البته ۶۲میلیون دلار نبود چون حدود ۱۰میلیون آن در زمانی که شاه در قید حیات بود خرج شده بود و مابقی آن به نسبتی بین اعضای خاندان تقسیم شد.)
فرح و دیگران هم در این بانک حساب پسانداز داشتند اما به این صورت نبود که در تأسیس این بانک سرمایهگذاری کرده باشند. نام این بانک Mid continental bank and trust بود. باید بگویم که یکی از دلایلی که من با رضا به مشکل خوردیم، دعوای ما سر همین بانک بود؛ چون بعد از اینکه (اوضاع خراب شد) رضا پهلوی نمیخواست پول مردم را پس بدهد و نظر بنده این بود که مردم در این بانک سرمایهگذاری کردند، پولشان را که به شما نبخشیدهاند که تصمیم گرفتید پول آنها را پس ندهید.
درواقع رضا نمیخواست پول مردم را پس بدهد و این ماجرا به دعوای حقوقی منجر شد و در نهایت دیگر مجوزهای قانونی برای تمدید فعالیت این بانک صادر نشد و این بانک از میان رفت.مقامات آن زمان جمهوری اسلامی برای بازپسگیری اموال اقدام به استخدام برخی وکلا در کشورهای مختلف از جمله آمریکا، اسپانیا، انگلیس و سوئیس(کشورهایی که خاندان پهلوی در آنجا داراییهایی داشتند) کرد. از جمله وکیلی بهنام آدوایر در آمریکا که سیاستمداری دموکرات با تباری ایرلندی بود… اما گویا در این زمینه توفیقی نداشتند.

