روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری | خودتان را در این موقعیت تصور کنید: قطاری کنترلش از دست رفته و حالا مستقیماً به سمت پنج نفر که روی پل ایستادهاند میرود. شما کنار اتاقک سوزنبان ایستادهاید و حرکت قطارِ بیراهبر به سوی 5 نفر را تماشا میکنید. اگر دکمه سوزن را بزنید و مسیر قطار را به ریل جنبی منحرف کنید میتوانید جان آن 5 نفر را در آخرین ثانیهها نجات دهید. مشکل آنجاست که اگر قطار به ریل جنبی منحرف شود آنوقت با یک نفر که روی آن ریل ایستاده برخورد خواهد کرد. در این موقعیت چه میکنید؟
قبل از جواب دادن کمی صبر کنید تا سوال دیگری را هم حلاجی کنید. یک بار دیگر با یک قطار بیراهبر مواجهیم و اینبار هم قطار به سمت 5 نفری که روی ریل ایستادهاند حرکت میکند. اما اینبار شما روی پل عابر بالای ریل ایستادهاید و دنبال چیزی میگردید تا روی ریل بیندازید و قطار را متوقف کنید. تنها چیزی که میبینید یک مرد گنده است که کنار شما روی پل ایستاده. نرده کوتاه است و تنها کاری که باید بکنید این است که از پشت یک هل کوچولو بدهید تا هیکل سنگینش قطار در حال حرکت را متوقف کند و جان آن 5 نفر را نجات دهید. آیا چنین کاری میکنید؟
تا حالا بیش از 300 هزار نفر در باب این سوالها تامل کردهاند. سوالهایی که دستپخت یک فیلسوف بریتانیایی بهنام فیلیپا فوت است. پاسخها فارغ از مذهب و سن و جنسیت و تحصیلات و ملیت افراد به شکل حیرتآوری ثابت بود. تقریباً همهشان کلید سوزن را میزنند و نجات جان 5 نفر به قیمت مرگ یک انسان را میپذیرند اما فقط یکششم آنها آن مرد گنده را برای نجات جان 5 نفر از روی پل عابر هل میدادند.
آیا نتیجه عجیب و غریبی نیست؟ در هر دو صورت یک نفر میمیرد و پنج نفر نجات پیدا میکنند. در حالت مسئولیت فعالانه در قبال مرگ یک انسان احساس میکنیم که انگار کسی را به قتل رساندهایم اما مسئولیت منفعلانه در قبال مرگ یک انسان یعنی همان مورد کلید سوزن، بیشتر شبیه تن دادن به سرنوشت است. از منظر اخلاقی ارتکاب یک فعل با مثلاً دستور دادن یا راهنمایی کردن فرق میکند.
سربازانی که روی هیروشیما و ناکازاکی بمب انداختند از لطمات عاطفی ناشی از آن رها نشدند اما ظاهراً مافوقهایشان تا خود رئیسجمهور که دستور این بمباران را صادر کرده بود، مشکلات کمتری با این موضوع داشتند. یک واقعه بیرحمانه هرچه انتزاعیتر باشد ظاهراً ارتکابش آسانتر است.از متن کتاب «من کیام؟ و اگه اینطوره چندتا؟» نوشته ریشارد داویت پرشت/ ترجمه حامد قدیری/ نشر ترجمان

