روزنامه هفت صبح، نادر نامدار| بچه که بودم، اصلا حتی به ذهنم هم خطور نمی‌کرد که زنان و دختران هم می‌توانند و باید ورزش کنند. مثل خیلی‌ها در آن دوران، کلا ورزش را پدیده‌ای مردانه می‌دانستم. خیلی تقصیری هم نداشتم، هم جامعه سنتی بود و هم خانواده. محل زندگی‌مان هم جنوب تهران بود و همین باعث می‌شد چنین نگاهی در ذهنم پررنگ‌تر شود. این نگاه را تا دوران نوجوانی هم داشتم تا روزی که قرار گشت‌و‌گذار با یکی از بهترین و نزدیک‌ترین دوستانم به‌هم خورد.

دلیلش هم این بود که می‌خواست خواهرش را به باشگاه برساند! این جمله را که گفت، به قول امروزی‌ها هنگ کردم! خواهر؟‌ باشگاه؟‌ ماجرا آنقدر برایم دور از ذهن و سوررئال بود که حتی با خودم گفتم دارد بهانه می‌آورد! اما در ادامه چند بار دیگر هم این اتفاق رخ داد و در نهایت وقتی با چشمان خودم دیدم که بعضی از روزها خواهرش با یک ساک ورزشی رفت‌و‌آمد می‌کند، کم‌کم باورم شد که بله! دختران و زنان هم می‌توانند و باید ورزش کنند.

اما آن روزها، حتی همین اتفاق هم باعث نشد که به این فکر کنم که مثلا خواهر خودم هم می‌تواند یک رشته ورزشی را به شکل جدی انتخاب کند و مشغول ورزش حرفه‌ای شود! حالا سال‌ها از آن روزها گذشته و دارم به این فکر می‌کنم که چه خواهرانی احتمالا به‌خاطر همین نگاه، از چیز ساده‌ای مثل ورزش کردن محروم شده‌اند. چه دخترانی که می‌خواستند و می‌توانستند به رشته ورزشی مورد علاقه‌شان بپردازند اما به‌خاطر نگاه سنتی خانواده و جامعه، حتی موردي به این سادگی و پیش‌پا افتاده از آنها دریغ شده است.

در ذهنم که مرور می‌کنم، تعداد انگشت‌شماری از ورزشکاران دختر را به‌یاد می‌آورم که هم‌پا و حتی جلوتر از برادرشان، مطرح شده و نامی برای خودشان دست و پا کرده‌اند. نمی‌خواهم به ماجرای عجیب و دراماتیک خواهران منصوریان بپردازم. به‌خصوص که آنها در یکی دو سال اخیر درگیر حاشیه‌هایی شده‌اند که باعث شده محبوبیت سابق را نداشته باشند و از چشم خیلی‌ها بیفتند و حالا اولین نامی که به ذهنم می‌رسد آتوسا حجازی، دختر مرحوم ناصر حجازی بزرگ و خواهر آتیلاست.

بیراه نیست اگر بگوییم او در فوتبال، موفق‌تر از برادرش بود. آتیلا البته بازیکن بدی نبود و شاید با استفاده از مزیت «پسر ناصر حجازی بودن» بود که تا بازی در استقلال هم پیش رفت اما هرگز بازیکن بزرگی نشد. برعکس خواهر او، آتوسا یکی از اولین فوتسالیست‌های رسمی و موفق ایران بود که حتی در چند مقطع موفق شد «خانم گل» رقابت‌های لیگ فوتسال بانوان شود.

او در همان زمان، بازیکن کلیدی و مهم تیم ملی فوتسال ایران هم بود اما از مقطعی به بعد از تیم ملی کنار گذاشته شد؛ شاید به دلیل مشکلی به‌نام «دختر ناصر حجازی بودن.» غم‌انگیز است که او به‌خاطر کری‌های فوتبالی، سوژه شعارهای ناپسندی در ورزشگاه‌ها هم بود.
یکی دیگر از دخترانی که از برادرش سبقت گرفته و مشهورتر از اوست، گلاره ناظمی است.

برادرش کوپال، داور لیگ برتری فوتبال ایران است که هرگز داور ممتازی نشد اما گلاره، آنقدر در داوری فوتسال پیشرفت کرد که قضاوت بازی‌های مهم بین‌المللی در سطح آسیا و جهان را هم بر‌عهده گرفت. اوایل کمتر کسی از رابطه خونی او با کوپال خبر داشت اما وقتی شهرتش بین‌المللی شد، کم‌کم همه متوجه شدند که او خواهر همین داور معروف لیگ برتری است. البته که لو رفتن این واقعیت خیلی هم برای گلاره «آمد» نداشت.

طفلک، یک بار برادرش در یکی از بازی‌های لیگ برتری، درست یا غلط، به ضرر یک تیم پرطرفدار سوت زد، هواداران آن تیم به صفحه گلاره هم هجوم بردند و حتما می‌توانید حدس بزنید که چجور پیام‌هایی برای این دختر بی‌تقصیر و از همه‌جا بی‌خبر گذاشتند! خلاصه این‌که، در این جامعه، با این فرهنگ، اگر خودت دختری ورزشکار و معروف باشی و برادر یا پدر ورزشکاری داشته باشی که او هم برای خودش کسی باشد، باید خودت را آماده کنی که تاوان اشتباه و حتی درست بودن آنها را هم بدهی!

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.