روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی| بازگشت پر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سر‌و‌صدای جواد ظریف به صحنه عمومی آن‌هم تنها با یک پست در اینستاگرام و یک حضور در کلاب‌هاوس از ظرفیت قابل‌توجه او برای تاثیرگذاری بر جامعه حکایت دارد؛ تاثیری که هم آقای ظریف و هم مخالفانش نسبت به آن آگاهند. جدا از حرف‌هایی که پیش‌تر هم شنیده بودیم سخنان آقای ظریف در کلاب‌هاوس حاوی نکات تازه‌ای هم بود:

آقای ظریف برای نخستین‌بار (تا آنجا که من می‌دانم) اعتراف کرد که سخنانش در مجلس درباره عدم وجود واژه «ساسپند»‌ در متن برجام دقیق نبوده و توضیح داد که این واژه بدون اطلاع او و در لحظات آخر و با توافق دیگر اعضای تیم مذاکره‌کننده ایران به متن برجام افزوده شده است. او همچنین جزئیات بیشتری را از پیام‌های رد‌و‌بدل شده میان ایران و آمریکا در زمان ریاست جمهوری ترامپ مطرح کرد؛ پیام‌هایی که البته هرگز به دیدار میان ظریف و ترامپ منجر نشد.

همچنین به‌طور غیرمنتظره‌ای فهمیدیم که پس از خروج آمریکا از برجام آقای ظریف پیشنهاد کرده که ایران هم از کارت خروج از ان‌پی‌تی استفاده کند. پیشنهادی که ظاهرا مورد موافقت رئیس‌جمهور وقت، حسن روحانی هم قرار گرفته اما در نهایت (احتمالا در شورای‌عالی امنیت ملی) تصویب نشده است.

بنابر مصاحبه آقای جهانگیری با نشریه آگاهی نو می‌دانیم که هنگام خروج آمریکا از برجام برخی در داخل تصور می‌کردند که اگر ایران در مقابل فشار اولیه تحریم‌ها دوام بیاورد، سپس می‌توان با آقای ترامپ برای بازگشت به برجام به توافق رسید. شاید همان نگاه بود که باعث شد واکنش کوتاه مدت ایران به خروج آمریکا از برجام پرهیز از پیچیده‌تر کردن پرونده هسته‌ای باشد.

اما آنچه در این مصاحبه طولانی بیشتر به‌چشم آمد نه جزئیات جالب دیپلماسی ایران در دوران برجام بلکه دلخوری‌های امروز آقای ظریف بود. آقای ظریف بارها به کنار گذاشته شدنش از صحنه سیاسی ایران اشاره کرد. به‌خصوص که ظاهرا هیچ‌کدام از نهادهای حاکمیتی حتی برای مشاوره هم که شده به او مراجعه نمی‌کنند و سمتی حتی تشریفاتی هم به آقای ظریف پیشنهاد نشده است.

فراموش نکنیم که عباس عراقچی، معاون آقای ظریف در وزارت امور خارجه، حالا به‌عنوان دبیر شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران مشغول فعالیت است. آقای ظریف درباره سیاست خارجی فعلی ایران از مذاکرات احیای برجام گرفته تا سیاست منطقه‌ای حرف‌های زیادی دارد که البته به‌وضوح علاقه‌ای به ورود به آن‌ها نداشت و ظاهرا در تهران کسی علاقه‌ای به شنیدن این حرف‌ها ندارد و این را می‌شد از کنایه‌های آقای ظریف دریافت.

البته بعید به‌نظر می‌رسد که آقای ظریف زندگی سیاسی خود را پایان یافته تلقی کند. او پیش‌تر هم پس از پایان ماموریتش در نیویورک شرایط نسبتا مشابهی را تجربه کرد. در بلندپروازی‌های آقای ظریف تردیدی نیست و او شاید امیدوار است که با گذشت زمان روزنه‌ای برای بازگشتش به صحنه قدرت فراهم شود.

مخالفان (و چه‌بسا دشمنان) آقای ظریف هم احتمالا نگرش مشابهی دارند و این را می‌توان از حجم حملات به آقای ظریف پس از هر حضور رسانه‌ای او دریافت. اما رقابت با آقای ظریف برای مخالفانش کار ساده‌ای نیست. در همین حضور کلاب‌هاوسی، آقای ظریف به‌طور نظام‌مندی ابتدا نگرشش را درباره تصویر کلی مربوط به امنیتی‌سازی ایران شرح داد، سپس پرونده هسته‌ای ایران را بر همین اساس تحلیل کرد و توضیح داد که برجام چگونه بر اساس پاسخ ایران برای گریز از امنیتی‌سازی شکل گرفت.

می‌توان با آقای ظریف موافق نبود، اما نمی‌توان توانایی او در بحثی نظام‌مند را نادیده گرفت. شاید فکر کنید که چنین مهارتی چندان هم پیچیده نیست و بخشی از بدیهیاتی است که از یک فرد دانشگاهی یا دیپلمات کارکشته انتظار می‌رود. اما خب کافی است به پاسخ‌هایی که طی همین چند هفته به آقای ظریف داده شده بنگرید تا به فاصله قابل توجه میان آقای ظریف و مخالفانش حتی در زمینه همین مهارت بدیهی پی ببرید.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.