روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | سال 77 یکسر در اتمسفر سیاست گذشت. پس از سال شگفت 76 و داستانهای پشتسرهم آن از صعود به جامجهانی و انتخابات دوم خرداد و نخل طلای جشنواره کن و ورود موسیقی پاپ به تلویزیون و جامعه ایرانی، سال 77 با احساس پیروزی طبقه متوسط آغاز شد. دنیا بر وفق مراد آنها بود. در همین سال 76 است که خاتمی با سیانان مصاحبه میکند و بر پوزیشن تهاجمی ایران در مقابل آمریکا سرپوش میگذارد و بحث گفتوگوی تمدنها را پیش میکشد و آبراهام لینکلن را شهید میخواند!
در اواخر سال 76 روزنامه جامعه بهعنوان ارگان بخشی از اصلاحطلبان منتشر شد. بخشی که به نظر میرسید گرایشات اصلاحی بسیار تندی دارند و گزینه تعارض با حاکمیت را نیز مدنظر قرار میدهند. جامعه با زوج مشهور شمسالواعظین و جلاییپور شروع به کار کرد. با طراحی چشمنواز و زیبای احمدرضا دالوند برای صفحاتش. روزنامهای دلباز که فاصله خود را نسبت به دیگر مطبوعات روز ایران بهسادگی نشان میداد. ظریف و خوشخوان.
قرار بود عرصه نواندیشان دینی باشد از همان شاخه مجله کیان اما بهتدریج جریانات رادیکالتر جبهه اصلاحات در جامعه نمود پیدا کردند و به خواستههای طبقه متوسط تا سرحد ممکن نزدیک شدند. در بهار سال 77 دومین روزنامه مهم اصلاحطلب را فائزه هاشمی منتشر کرد. روزنامه زن که برعکس جامعه از مشکل طراحی و لیآوت رنج میبرد و به هیچوجه گرایشات رادیکال جامعه در عرصه سیاسی را دنبال نمیکرد.
سردبیرش ابتدا ابراهیم نبوی بود و بعد این سکان به دست علیاصغر رمضانپور افتاد و بعدها هم به عباسی که یک سیاسینویس خبرگزاری ایرنا بود و در دوره کوتاهی هم به شادی صدر رسید. خبرهای عجیب هم در راه بودند. کنسرت ریچارد کلایدرمن در تهران و کنسرت یانی در تخت جمشید! اعتماد بهنفس طبقه متوسط به اوج خود رسیده است. آنها واقعا به این اندیشه رسیده بودند که میتوانند از جریان حاکمیت دور شوند و به حیات سیاسی خود ادامه دهند.
اصولگرایان هنوز از ماجرای انتخابات و شکست سنگین نامزد موردنظرشان یعنی ناطق نوری از خاتمی گیج بودند و نمیتوانستند رابطه خود با بازی دموکراسی را به شکل روشنی تفسیر کنند. اما از ابتدای سال 77 دست و پای خود را جمع کردند. محاکمه کرباسچی شهردار برگزیده هاشمی رفسنجانی که حمایتش از جریان اصلاحات در دوره انتخابات خشم اصولگرایان را برانگیخته بود قدم اول بود.
در محاکمه جنجالی که با هدایت حجتالاسلام محسنیاژهای شکل گرفت کرباسچی بعداز چند جلسه مقاومت کمکم نشانههای تزلزل در وجودش آشکار شد. از قرار بیمبالاتیهای مالی و عدم وسواس در کنترل پرداختها و منوط کردن همهچیز به دستورهای شفاهی دست او و همکارانش را در پوست گردوی قضایی گذاشته بود. حراست نیروی انتظای هم به سختترین و شدیدترین شکل ممکن با شهرداران و معاونان کرباسچی برخورد میکرد.
در میانه محاکمات کرباسچی و در واکنشهای تند مطبوعاتی به این ماجرا، روزنامه جامعه توقیف شد اما آن تیم بلافاصله با مساعدت معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد با روزنامه طوس به دکه مطبوعات بازگشتند و باز هم فشار رسانهای بر اصولگرایان را حفظ کردند. توس هم فقط 45 روز دوام آورد و پس از توقیف روزنامه صبح آزادگان پای به عرصه گذاشت. اصلاحطلبان موقعیت خود را رسوخناپذیر میدانستند.
پشتیبانی لجستیک وزارت ارشاد با چراغ سبز عطا مهاجرانی و تکاپوی مرحوم احمد بورقانی فضای رسانهای مطلوبی را برای اصلاحطلبها رقم زده بود. یادتان باشد در این دوران همشهری هم در خط مقدم این جنگ رسانهای قرار داشت. در بالاگرفتن جو تنش و مواجهه، عمادالدین باقی و اکبر گنجی و مسعود بهنود و سپس ابراهیم نبوی به تیم مطبوعاتی جامعه، توس و صبح آزادگان اضافه شده بودند. خشم اصولگرایان مدام در حال افزایش بود.
حمله به عطا مهاجرانی وزیر ارشاد و عبدالله نوری معاون رئیس جمهور در مراسم نماز جمعه نشانهای از این خشم و احساس جدایی بود که طبقه سنتی و مذهبی نسبت به دولتمردان جدید بروز میداد. خبر رسمی اینگونه بود: مهاجمین ضمن سردادن شعارهایی علیه عبدالله نوری با محافظین معاون رئیسجمهوری درگیر و نوری را مورد ضرب و شتم قرار دادند. محافظین نوری و جمعی از مردم به منظور جلوگیری از ادامه حمله گروه مذکور، وی را در مقابل درب یک ساختمان در خیابان طالقانی پناه دادند.
عبدالله نوری پس از حدود بیست دقیقه به وسیله یک خودرو آمبولانس از این محل خارج شد. بنا بر گزارش دیگری عدهای نیز، هنگامیکه وزیر فرهنک و ارشاد اسلامی در تقاطع خیابان طالقانی و دانشگاه با چند تن گفتوگو میکرد، به او نزدیک شدند و ضمن سر دادن شعارهایی علیه وی به مهاجرانی حمـله کردند و به دفعات اقدام به ضرب و شتم وی و محافظین او کردند.
مهاجرانی حاضـر نبود به گفته محافظان خود عمـل نماید و از ادامه همراهی مردم در تشییع پیکر پاک شهیدان منصرف شود. در ادامه مسیر، برای جلوگیری از تعرض بیشتر به مهاجرانی، وی به داخـل ساختمان یک مرکز درمانی برده شد و پس از دقایقی توقف خارج گردید.
هنوز اوج داستان باقی مانده بود. داستانی که از آذر 1377 شروع میشود و تا اسفند 1378 به طول میانجامد و نقطه پایانی میشود بر سرمستی طبقه متوسط…

