روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| پرسیده بود چه چیزی در کودکی برایتان جالب و لذتبخش بود و حالا در بزرگسالی مزخرف بهنظر میرسد؟ جواب داده بودند:زندگی کردن با والدین. نوجوانها. معاشرت کردن با آدمهای جدید. شنا در برکههای کثیف و بدبو. تابستان. مستقل شدن. تا دیروقت بیدار ماندن. خوابیدن در کیسه خواب. جشن تولد.
از بطری سر کشیدن آب بهجای استفاده از لیوان. زود بیدار شدن از خواب برای تماشای تلویزیون. سفارش دادن پیتزا بهخاطر اینکه در خانه چیزی برای پختن نداری. رویای بزرگ شدن. شکلاتهای سفت و ارزانقیمت. بتمن. ورزش و جستوخیز. هر روز بیرون رفتن از خانه. سفر با فامیل. غذای مخصوص بچهها. بازی کردن زیر آفتاب.
تصمیم گرفتن برای زندگی. حیوانات. خیال اینکه آدم بزرگها چیزهای بیشتری میدانند. خوابیدن روی کاناپه. روزهای برفی. خوردن نوشابه. سر کار رفتن. رانندگی در شب. در آوردن ریش و سبیل. بقیه بچهها. دویدن در خیابان. پول گرفتن از پدر و مادر. سوار شدن وسایل خطرناک شهربازی.
چت کردن با غریبهها. دائماً در حال کاری بودن. صدای ترقه. خوابیدن در خانه دیگران. روزشماری برای 18 سالگی. خریدن خوراکی بدون نگاه کردن قیمتش. اسباببازی هدیه گرفتن. سس زیاد روی پیتزا. تنها ماندن در خانه. حمام رفتن با والدین. بازی کردن با خاک. غذای حاضری.
حالا فکر کنید در کودکی از چه چیزی بیزار بودید و حالا عاشق انجامش هستید؟ مثلاً چرت بعدازظهر؟

