روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | یک: یکی از بهترین جوانگراییها در ساحت جمهوری اسلامی ظهور ناگهانی علی لاریجانی بود. البته تا قبل از اینکه در محدوده قواعد بازی در بخش بالای حاکمیت محصور شود. او 34 ساله بود که در سال 1371 به وزارت ارشاد دولت اول هاشمی رسید و جانشین سیدمحمد خاتمی شد و در سال 1372 در 35 سالگی ریاست سازمان صداوسیما را بهدست آورد و جانشین محمد هاشمی شد.
جوان تحصیلکرده از خانواده متنفذ روحانی. تحصیلکرده ریاضیات و فلسفه. لاریجانی بعدها بهتدریج در دوقطبی اصولگرا و اصلاحطلب حل شد و در دورهای زمام بخش سیاسی تلویزیون را به معاونت سیاسی داد و تن به کارهایی داد که از او بعید بهنظر میرسید. لاریجانی خودش را به صف اول رسانده بود. مثل ماجرای کارناوال ظهر عاشورا و برنامه چراغ و بعد هیاهوی کنفرانس برلین و… این خودش داستان دیگری است.
به هرحال علی لاریجانی در دوره تصدی وزارت ارشاد در حالیکه همچنان وفاداری خود به اردوی اصولگرایان را حفظ کرده بود گروه فخرالدین انوار را در عرصه سینما باقی نگه داشت و دست فارابی را هم باز گذاشت. او در حرکتی جسورانه با بازگشت ایرج قادری به صحنه سینما موافقت کرد.
قادری از سال 1364 ممنوعالکار شده بود. قادری که با نوشتن نامهای و ابراز پشیمانی از برخی فیلمهای قبل از انقلابش این فرصت طلایی را بهدست آورده بود، بلافاصله دستاندرکار ساخت فیلم میخواهم زنده بمانم بر مبنای پرونده جنجالی پدرام تجریشی شد که در سال 73 اکران شد و فروش حیرتانگیزی را هم بهدست آورد. ورود به کار ایرج قادری میتوانست مبنایی برای بازگشت امثال محمدعلی فردین هم بشود اما به دلایلی این اتفاق نیافتاد. حرکت مهم عل
ی لاریجانی در سال 1372 چند ماهی قبل از ورودش به تلویزیون، برداشتن ممنوعیت خرید و فروش ویدئو بود و آغاز به کار فروشگاههای محصولات ویدئویی. این اتفاق به یک دهه فعالیت زیرزمینی واردکنندگان ویدئو پایان داد. ممنوعیت ویدئو توسط سیدمحمد خاتمی وضع شده بود. البته این کار بهنوعی نوشدارو بعد از مرگ سهراب بود چراکه اولا در دوران ممنوعیت شبکه قاچاق نوار ویدئو بهاندازه کافی قدرتمند شده بود و از سوی دیگر در اواخر سال 1372 سروکله آنتنهای ماهواره در برخی پشتبامهای تهران پیدا شده بود و حالا بعضی از شهروندان مشتری شبکههای ترکیهای شده بودند.
لاریجانی وقتی در سال 1372 به ریاست سازمان صداوسیما رسید در همان سال اول برخی حرکتهای متفاوت خود را به نمایش گذاشت. مثل دعوت از محمدرضا شجریان برای حضور در تلویزیون به هنگام سال تحویل. در خاطرات لاریجانی آمده است:
آقای ابطحی که مشاور رئیس سازمان بود پیشنهاد داد آقای شجریان برای شب عید یا سال تحویل به برنامه تلویزیون دعوت شود. نظر او را پسندیدم. به آقای فریدزاده گفتم این کار را بکند. خودم هم با آقای شجریان قرار گذاشتم.
25 اسفند 1372: بعد از جلسه هیات دولت به سمت سازمان حرکت کردم. نزدیک درِ جامجم دیدم آقای شجریان از اتومبیل پیاده شده. ظاهرا حراست درِ جامجم میخواست با تماس تلفنی تایید کند. پیاده شدم و با ایشان احوالپرسی کردم و همراه هم به داخل سازمان رفتیم. ایشان از برنامه اجرای دعای سال تحویل و غزلی از حافظ که آماده کرده است تا در مراسم سال تحویل اجرا کند سخن گفت. از ایشان تشکر کردم.
14 فروردین 1373: روزنامه جمهوری اسلامی در مقالهای به نقد برنامههای نوروزی رادیو و تلویزیون پرداخته است. در این مقاله از اینکه آقای شجریان در هنگام تحویل سال در شبکه یک حاضر شد و برنامه اجرا کرد و دعای سال تحویل را خواند و از وی تجلیل شد انتقاد گردیده و افسوس خورده شده که چرا یک پدر شهید یا یک بسیجی را هنگام سال تحویل در برنامه نیاوردند تا دعای سال تحویل را بخواند.
به نظرم این آغاز نقد برنامههای صداوسیماست که آقای رئیسجمهور (هاشمی رفسنجانی) در ملاقات چند روز پیش حدس میزد. البته حضور یک پدر شهید یا یک جانباز قطعا مناسب چنین لحظاتی خواهد بود و انتقاد واردی است که باید در سالهای بعد اصلاح شود ولی این دلیل نمیشود که از یک هنرمند بسیار شهیر و خواننده خوشصدا استفاده نشود.
دو: در سال 1373 داوود میرباقری که دستاندرکار ساخت سریال امام علی بود و دست به گریبان با برخی ممیزیها و توضیحات، قبل از اینکه این سریال به مرحله ساخت برسد، یک فیلمنامه دراماتیک و پرفرازونشیب را با استفاده از ظرفیت بازیگرانی که در سریال امام علی با او همکاری میکردند به مرحله فیلمبرداری رساند.
فیلم آدم برفی با بازی اکبر عبدی و داریوش ارجمند و پرویز پرستویی و محمدرضا شریفینیا و آزیتا حاجیان. یک کمدی درام تاثیربرانگیز با تکیه بر برخی از تکنیکهای نمایشهای روحوضی. تلاش یک شهروند ایرانی برای گرفتن ویزای آمریکا در استانبول و استحاله قدم به قدمش که حتی به مرحله زنپوشی هم میرسد.
زنپوشی اکبر عبدی در این فیلم و مراودهاش با آزیتا حاجیان در پوشش یک زن خشم گروههای تندرو را برانگیخت و وزارت ارشاد دوره میرسلیم و معاونت سینمایی ضرغامی و نظارت و ارزشیابی خاکبازان فیلم را به یک محاق سه ساله دچار کردند اما نسخه ویدئویی قاچاق آن دست به دست میگشت و به یکی از نوارهای محبوب ویدئویی بدل شده بود. تا اینکه در سال 1376 و با چراغ سبز برخی از مقامات عالی و پافشاری عطاءالله مهاجراني بهعنوان وزیر ارشاد فیلم به نمایش عمومی درآمد و خب اتفاق خاصی هم نیافتاد.

