روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| از تیشرتهای سخنگو خوشم میآید. منظورم آن تیشرتهایی هستند که در فضایی ساده و تک رنگ، جملهای را نشان میدهند. «ببخشید که دیر کردم، خیال نداشتم بیام!» یا «هشدار! من کارهای احمقانهای انجام میدم» یا «زامبیها مغز میخورن ولی نگران نباش تو یکی در امانی!»
به نظرم مردم باید بیشتر نوشته روی تیشرتها را جدی بگیرند. فکر نمیکنید یک روزهایی نیاز دارید تیشرت «امروز از همه بدم میاد» را بر تن کنید و از دیگران بخواهید پا روی دمتان نگذارند؟ یا مثلاً روی بلوزتان اسکرین شاتی از صفحه پستهای سیو شده اینستاگرامتان با توضیح: «سلیقه من این لباسهاست، ولی پول خریدنشون رو ندارم» نقش بسته باشد؟
به نظرم اینجور تیشرتهای سخنگو میتوانند تخیل مردم را تقویت کنند و صاحب لباس دیگر مجبور به توضیح دادن نخواهد بود. شما کدام یک از این لباسها را میپوشید؟
«بله میدونم چاق شدم، تو هم همینطور»
«قهر نیستم، فقط حوصله حرف زدن ندارم»
«تو زندگیم فقط به دو چیز نیاز دارم: یک آغوش گرم و چند میلیون دلار پول»
«نه، من هم نمی دونم قراره چه اتفاقی بیفته»
«میخوام استعفا بدم ولی جرئتشو ندارم»
«در انتظار یک معجزه»
«از من آدرس نپرس»
«ترجیح میدادم الان اینجا نباشم»
فکر میکنید کی میتوانیم تیشرتی با نوشته «امروز روز خوبی برای عاشق شدنه!» یا «من زندگی رو دوست دارم» یا «فردا حتماً روز بهتری خواهد بود» را بر تن کنیم و با لبخند و بدون ترس در خیابانی امن و در کنار مردمی آرام و صمیمی قدم بزنیم؟ فکر میکنید کی حالمان واقعاً خوب باشد و پوشیدن این لباسها مسخره به نظر نرسد؟ من هم مثل شما نمیدانم.

