روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | در فضای بسته سالهای 72 تا 76 واقعا تودههای مردم اطلاع چندانی از جزئیات فضای سیاسی نداشتند. تلویزیون به یمن برنامههای سرگرمکنندهاش و در موهبت فقدان هرگونه رقیب خارجی منبع اطلاعات تودههای مردم بود. البته رادیوهای خارجی بهخصوص رادیو بیبیسی و صدای آمریکا بخشی از خوراک اقشار ناراضی را تامین میکردند. در این میان بازار هفتهنامههای بولتنگونه سیاه و سفید کمهزینه گرم گرم بود.
نشریاتی که در بخشهای ویژه به اطلاعرسانی درباره پشتپرده سیاسی ایران میپرداختند و زبانی خاص در ادبیات سیاسی اختراع کرده بودند. هفتهنامه بیان وابسته به حجتالاسلام محتشمی و هفتهنامه عصر ما ارگان مجاهدین انقلاب اسلامی دوتا از مهمترین این هفتهنامهها یا دو هفتهنامههای سیاسی بودند.
هردو در منتهیالیه چپ مجاز در حاکمیت و در موضعگیری مخالف دولت وقت هاشمیرفسنجانی که به لحاظ سیاسی با گروههای راست مصالحه کرده بود. وزیر کشور بشارتی بود و وزیر فرهنگ میرسلیم و وزیر اطلاعات فلاحیان. در واقع مجاهدین انقلاب اسلامی و روحانیون مبارز سهم خود در دولت دوم هاشمی رفسنجانی را صفر میدیدند و به این ترتیب به منتقدان جدی دولت هاشمی و سیاستهایش بدل شده بودند. آنها یک روزنامه مهم هم در اختیار داشتند. روزنامه سلام. آن روزها هنوز طیفی بهنام کارگزاران قابل تشخیص نبود.
در آنسو هم دست پر بود. گروههای رادیکال سیاسی که خواهان برخوردهای شدید در عرصه اجتماع و فرهنگ بودند و نمیتوانستند تحرکات کرباسچی در شهرداری و فائزه در میان بانوان را تحمل کنند. هفتهنامه صبح به سردبیری مهدی نصیری که در سال 72 از کیهان جدا شده بود، مهمترین نشریه در این عرصه بود. همینطور نشریه شلمچه که توسط مسعود دهنمکی سردبیری میشد.
به اینها نشریه یالثارات ارگان رسمی انصارحزبالله را هم باید اضافه کرد که طی سالهای متناوب انتشارش حاوی تندترین و بنیادگرایانهترین دیدگاهها در حوزه فرهنگ و اجتماع بودند. در واقع شما اگر میخواستید سر از معادلات و مواجهات سیاسی جاری در کشور دربیاورید باید این 4 یا 5 نشریه از اردوگاههای مختلف را میخواندید. البته اهل فن میدانستند که یک نشریه دیگر در انتشار اخبار ویژه سیاسی دست همه این نشریات را از پشت بسته است.
نشریه کیهان هوایی که ویژه ایرانیان خارج از کشور و به شکل ویژه گروههای دیپلماسی و انجمنهای دانشجویی مقیم خارج منتشر میشد و بستهای گزنده از خبرها و تحلیلهای پشت پرده را عرضه میکرد. عباس سلیمینمین سردبیر این نشریه بود. در این مواجهات میان چپ و راست سنتی و حتی خیلی سنتی، ماهنامه پیام امروز پرچمدار اصلاحطلبی مدرن و یا همان خواستههای نزدیک به طبقه متوسط را برافراشت و با جمعی از روزنامهنگارهای قدیمی و پرتجربه و با ذوق و استفاده از منابع مالی پایدار، یک مجله سیاسی حرفهای و خواندنی را منتشر میکرد که به شکلی عیان طرفدار لیبرالیسم بود.
مسعود بهنود و عمید نائینی و حسن نمکدوست و سیروس علینژاد از چهرههای مهم این ماهنامه قدرتمند و خواندنی بودند. مجلهخوانهای حرفهای هنوز هم کیفیت و ظرافت نهفته در این مجله و تحلیلها و ادبیات و روی جلدهای درخشانش را بهیاد دارند. برخی شایعات میگفتند هزینههای این ماهنامه سنگین و چاپ پرهزینهاش و همینطور آگهیهای رنگارنگش بهخاطر ارتباط دستاندرکاران این مجله با بخش ضمیمه آگهی روزنامه همشهری (که آن سالها تیراژ بالای سیصد هزار داشت) تامین میشده است که البته ادعای بیربطی به نظر نمیرسيد.
این هفتهنامهها در عرصه ورزش و فوتبال هم صفآراییهای خاص خود را داشتند. پهلوان، هدف، بشیر، امید، عصر ورزش، آینه و… هرکدام یک روز از هفته را در اختیار خود داشتند. در همین نیمه اول دهه هفتاد رقابت دو مجله سینمایی اصلی کشور هم به اوج خود رسیده بود. مجله فیلم که از سال 63 به شکل منظم منتشر میشد و پرخوانندهترین هم بود و مجله گزارش فیلم که توسط ائتلاف بخش بدنه سینمای ایران و نویسندههای چپ شکل گرفت و قرار بود پاسخی باشد به دفاع مجله فیلم از سینمای روشنفکرانه و هجوم مستمرش به بخش تجاری سینمای ایران.
جیرانی و موسوی و امکانیان و فخیمزاده و وخشوری از یکسو و هوشنگ اسدی و نوشابه امیری از سوی دیگر و همینطور چهرههایی مثل سعید مطلبی و پسرش سنا مطلبی و ابراهیم نبوی که از سروش و همشهری دل کنده بود (و یا اخراج شده بود) و به تیم گزارش فیلم پیوسته بود. همین مجله هم در سال دوم به مشکل برخورد و گروه اول (جیرانی و موسوی و مطلبی و فخیمزاده) سرمایهشان را در هفتهنامه سینما به کار بستند و گزارش فیلم تبدیل شد به مدافع سینمای مردمی و خیابانی و چپگرا.
به سردبیری هوشنگ اسدی که در دهه پنجاه دبیر جوان صفحات فرهنگی روزنامه کیهان بود و از اعضای حزب توده که در جریان برخورد با این حزب در میانه دهه شصت تا مرز اعدام هم پیش رفت که تلاش همسرش و وساطت یکی از مقامات عالی نظام که در قبل از انقلاب همبند اسدی بود موجب شد تا عفو بگیرد و آزاد شود. نوشابه امیری هم همسرش بود.
از خبرنگاران جنجالی کیهان در سالهاي قبل از انقلاب که در دی ماه سال 57 یک مصاحبه عجیب با گوگوش انجام داده بود و به عنوان خبرنگار اختصاصی کیهان به نوفل لوشاتو رفته بود و بهمنماه با هواپیمای حامل آیتالله خمینی به تهران بازگشته بود. رقابت این دو در سال 73 با ظهور مجله دنيای تصویر همراه شد که البته زمین بازی دنیای تصویر کاملا متفاوت بود. گزارش فیلم در فقدان سرمایهگذاران سنتی سینمای ایران که به سمت هفتهنامه سینما کوچ کرده بودند و اختصاص پشتیبانیهای دولتی از مجله فیلم؛ تلاش کرد تا یک سیستم سازماندهی شده از مشترکین را بهراه بیاندازد که در نوع خود جالب بود.

