روزنامه هفت صبح، نادر نامدار| یک ماهی میشود که از یک مهمانی خانوادگی در شیراز برگشتهام. درباره مهماننوازی شیرازیها زیاد شنیده بودم اما در آن دو روز، متوجه شدم که این شنیدهها نه اغراق بودند و نه افسانه! البته که همه ایرانیها به خصلت مهماننوازی معروفند اما اگر قوم و خویشی در شیراز ندارید، بگردید و حتما یک دوست شیرازی پیدا کنید. از من گفتن بود!
این خصلت «مهماننوازی» در فوتبال ایران تقریبا دیگر وجود ندارد. راستش در سالهای اخیر آنقدر بین بعضی از تیمها جنجال و درگیریهای عجیب و غریب بهوجود آمده که هواداران آنها دیگر تمایلی به مهماننوازی از خودشان نشان نمیدهند. در واقع تیمهای حریف را مهمان نمیدانند، بلکه رقیبی میدانند که باید از خجالت خودشان و هوادارانشان دربیایند. این پدیده زشت در تهران، تبریز و اصفهان به شکلی پررنگتر خودش را نشان میدهد.
کافی است از جمع پرسپولیس، استقلال، تراکتور و سپاهان دو تیم مقابل هم قرار بگیرند! فرقی هم ندارد که میزبان کیست و مهمان چه تیمی! یعنی شاهد صحنهها و اتفاقاتی خواهید بود که در جنگ دو دشمن هم ندیدهاید. چند سال پیش در تهران و بازی پرسپولیس و سپاهان، هوادار سپاهان از سکوهای طبقه دوم به سکوهای طبقه پایین پرتاب شد! باور کنید شوخی و اغراق نمیکنیم. سرچ کنید. خبرش هست!
تلافی این اتفاق ترسناک را سپاهانیها در اصفهان خوب درآوردند. به ماشینهای پلاک تهرانی که از تهران برای تماشای بازی سپاهان و پرسپولیس به اصفهان رفته بودند با سنگ حمله کردند و شیشههايشان را شکستند. حتی خودروی یک خبرنگار فقط بهخاطر اینکه پلاک تهران بود در آتش سوخت! یکبار هم شیشههای اتوبوس در حال حرکت کاروان پرسپولیس در اصفهان مورد هدف سنگاندازی هواداران سپاهان قرار گرفت که خب خدا رحم کرد و اتفاقی نیفتاد!
در یکی از بازیهای تراکتور و پرسپولیس در تبریز هم آنقدر سنگ به داخل زمین پرتاب شد که داور مجبور شد بازی را نیمه رها و به رختکن فرار کند. بازیکنان پرسپولیس هم در فضایی ترسناک بالاخره توانستند از زیر باران سنگ فرار کنند و سالم به رختکن برسند. در تهران هم وضعیت همین است. کافی است یکبار در روز بازی تراکتور با استقلال یا پرسپولیس به ورزشگاه آزادی بروید تا با گوش خودتان شعارهای زشتی را که علیه تراکتور و هوادارانش سر داده میشود بشنوید و از خجالت آب شوید!
به رابطه ظاهرا خوب تراکتور و سپاهان هم نگاه نکنید. هواداران این دو تیم قبل از شروع بازیهایشان با بنر خوشامدگویی و گل و شیرینی از هواداران رقیب استقبال میکنند اما در استادیوم و در طول بازی، این چیزها جایشان را به سنگ و بطری و لیزر و فحاشی میدهند! اگر هم تیم میزبان نتیجه نگرفته باشد که واویلا! البته ماجرا فقط به این 3 شهر و 4 تیم مربوط نمیشود. این فضایی است که در بیشتر شهرها به وجود آمده! امیدواریم به هواداران سایر تیمها که به نامشان اشاره نکردم برنخورده باشد!
این وضعیت «مهماننوازی» در فوتبال ماست. آن مراسمهای تشریفاتی و فرمالیته استقبال از کاروان تیم مهمان و گل دادن و… فقط ظاهری است و برای رفع تکلیف! وگرنه اگر میخواهید ببینید مهماننوازی در فوتبال ما به چه سطحی رسیده، باید یک بار وارد استادیومها شوید و از فضای بهشدت فرهنگی موجود در ورزشگاهها شرمنده شوید!
این «مهماننوازی» یکی از معدود چیزهایی بود که قبلا میشد ادعا کنیم و به خودمان به خاطرش افتخار کنیم. اما خب سالهاست که دیگر نمیشود به این خصلتِ دیگر نداشته خودمان افتخار کنیم. تا حرفش را میزنیم یاد اتفاقاتی میافتیم که در ورزشگاههایمان میافتد و از خودمان خجالت میکشیم. نمیدانیم مقصر کیست؟ ما را به این روز انداختهاند یا خودمان این بلا را بر سر خودمان آوردهایم. اما هر چه هست دیگر حال و حوصله مهمان و «مهماننوازی» نداریم. فعلا فقط عقلمان به همین قد میدهد که وقتی دلمان هوای مهمانی کرد، سری به شیراز بزنیم. آنجا حتما هوایمان را دارند.

