روزنامه هفت صبح، محمد طالبیان| هیچگاه از ندیدن بازی‌ پله و مارادونا حسرتی نداشتم. به اندازه کافی ستاره در سه دهه گذشته دیده‌ام که راضی باشم از آنچه به‌عنوان مهارت فوتبالی تماشا کرده‌ام. با این حال همیشه حسرت ندیدن بازی‌های اریک کانتونا با من همراه است. بازیکنی که فراتر از زمین فوتبال بود. شاه اریک از آن دست بازیکن‌هایی بود که شاید کمتر نمونه مشابهی با او بتوان پیدا کرد.

یاغی، شاعر یا فوتبالیست، فرقی نمی‌کند. هر آنچه را به‌عنوان عامل میخکوب‌کننده بشناسیم، کانتونا در اختیار داشت. از تیپ و قیافه متفاوت گرفته تا تفکرات به‌هم ریخته که شاید فقط خودش می‌توانست آنها را به زبان مردم عادی ترجمه کند. هروقت صحبت از یونایتد می‌شود، سر الکس فرگوسن و کلاس 92 در یادها مرور می‌شود.

نوجوان‌هایی که زیر نظر فرگی رشد کردند و آینده‌ای درخشان برای طرفداران منچستر رقم زدند. در این میان اما اریک کانتونا تنها چهره‌ای بود که قبل از آمدن به یونایتد، حرف‌های بسیاری برای گفتن داشت و با خداحافظی‌اش دنیای فوتبال را شوکه کرد. یک سال بعد از شروع پروژه جوان‌سازی تیم از سوی الکس فرگوسن، کانتونا با عنوان بازیکنی خوب اما پرحاشیه به ترکیب اضافه شد.

او در لیدز دو جام کسب کرد و در همان یک سال حضورش به اندازه یک دهه حاشیه ساخت. محرومیت‌های مداوم، اختلاف با مربی‌ها و درگیری با بازیکن‌ها تنها بخش کوچکی از حواشی کانتونا بود که در رسانه‌ها مطرح می‌شد. سر الکس هم می‌دانست که می‌تواند اژدهای درونی اریک را رام کند.

لیدز به‌دنبال گزینه‌ای خوب برای فروش کانتونا بود و فرگوسن در جست‌وجوی مهاجمی که نتوانسته بود آن را از میان جوان‌های آکادمی کشف کند. در یک مکالمه تلفنی کاملا بی‌ارتباط، مدیران لیدز و منچستر بدون هیچ آمادگی قبلی برای انتقال کانتونا موافقت کردند. اریک به منچستر رفت و در یونایتدی متفاوت از تیم سابقش توانست اوج هنر خود را نمایان کند.

فرانسوی دیوانه در خانه به موفقیت‌های بسیاری دست پیدا کرده بود اما هیچگاه نتوانست نامی قابل توجه برای خود دست‌و‌پا کند. هرچند چهره‌های مطرحی همچون پلاتینی متوجه نبوغ او شده بودند اما حاشیه همیشه بن‌بستی بزرگ برای پیشرفت او بود. فرگوسن جانی دوباره به فعالیت ورزشی اریک کانتونا داد.

او را در بهترین موقعیت ممکن بازی داد و توانست بهترین خروجی کارنامه ستاره فرانسوی را نمایان کند. او با منچستر در دوران پنج‌ ساله‌اش به چهار قهرمانی لیگ رسید و تاثیر مستقیمی در شکل‌گیری پرستیژ امروزه در خطر یونایتد ایفا کرد. بازگو کردن حرکت کونگ‌فو کانتونا روی هوادار کریستال‌پالاس شاید بی‌مزه‌ترین کار ممکن باشد.

حرکتی که در تاریخ فوتبال بی‌سابقه بود و همچنان یکی از بزرگ‌ترین حوادث این ورزش است. اریک هشت ماه از فوتبال محروم شد تا طرفدارانش از تماشای نبوغ این دیوانه محروم شوند. سخت‌گیری فیفا به‌قدری بود که حتی اجازه تمرین در زمین فوتبال به او داده نشد. هشت ماه دوری از زمین فوتبال تاثیر خود را به‌خوبی در عملکرد کانتونا نمایان کرد. هرچند در ادامه فصل با 15 گل زده بهترین مهاجم یونایتد بود اما یک جای کار می‌لنگید. کانتونا دیگر علاقه‌ای به فوتبال نداشت.

بهتر است بگوییم علاقه‌ای به فوتبالی که فیفا برگزار می‌کرد، نداشت. او عاشق این ورزش بود اما از سیاست‌هایش متنفر. بازیکنی که می‌دانست بهترین است اما نمی‌توانست این موضوع را با نمایش‌هایش ثابت کند. از او به‌عنوان نابغه‌ای در جلیقه دیوانه‌خانه یاد می‌کردند. کاراکتر شاه اریک برای فوتبال میانه دهه 90 بیش از اندازه جنجالی بود.

کاریزمایی که چهره‌ای همچون زلاتان توانست با آن، سال‌ها تبدیل به یکی از چهره‌های اصلی فوتبال دنیا شود. او همان سیاست‌های کانتونا را تکرار کرد اما در دورانی متفاوت و باتحمل‌تر. دورانی که در آن رسانه‌ها به‌دنبال فروش هستند و فروش در ادامه جنجال حرکت می‌کند. آنها جنجال می‌خواهند تا اتفاقات همیشگی را جذاب‌تر نشان دهند.

دهه 90 اما به‌دنبال پیشرفت فوتبال از دید فنی بود. بازیکن‌ها باید با نظم و ترتیب به زمین می‌آمدند، بهترین خود را نمایش می‌دادند و خارج از زمین تبدیل به روحی بی‌صدا می‌شدند. اریک صدایی بلند داشت و نتوانست این محدودیت‌ها را تحمل کند. او در 30سالگی از فوتبال خداحافظی و طرفداران فوتبال را از هزاران صفحه داستان جذاب و منحصربه‌فرد محروم کرد.

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.