روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | یک: جام‌جهانی 1990 ایتالیا،‌ مصادف شد با خرداد ماه 1369 در ایران. تلویزیون با مقدمات و دورخیز مناسبی این جام‌جهانی را به روی فرستنده‌های خانگی می‌فرستاد و برای اولین‌بار کل بازی‌های یک تورنمنت از پخش نسبتا مستقیم برخوردار بودند. شرایط طوری بود که به پخش بازی با نیم ساعت و یا یک‌ساعت تاخیر هم ما مستقیم می‌گفتیم.

یادم است سر بازی انگلیس و بلژیک در حالیکه بازی تا دقیقه 119 صفر-صفر مساوی بود و درآستانه ورود به ضربات پنالتی‌، ‌امیر حاج‌رضایی که به‌عنوان مفسر در کنار بهرام شفیع گزارش این بازی را انجام می‌دادند از تماشاگران خداحافظی کرد و خنده شفیع که آقای حاج‌رضایی حالا شاید بازی به ضربات پنالتی بکشد‌! که خب نکشید و دیوید پلات دقیقه 119 سانتر پل گاسکویین را با یک ضربه ملخک به گل برتری انگلیس بدل کرد و معلوم شد که بازی با تاخیر درحال پخش بوده و حاج‌رضایی از نتیجه بازی خبر داشته است.

هر ویژه‌برنامه جام‌جهانی با یک قطعه موسیقی زیبا آغاز می‌شد که هنوز هم پس از سی و سه سال در برنامه‌های ورزشی تلویزیون استفاده می‌شود‌. این همان جام‌جهانی است که ماتئوس بهترین بازیکن جام‌جهانی شد و پیراهن زیبا و نوستالژیک تیم ملی آلمان (با آن نوار شکسته نارنجی‌) دل از دل بسیاری از طرفداران فوتبال ربوده بود. جام مارادونا و گویکوچه آ‌. بگذریم. اما این جام‌جهانی خاطره‌برانگیز همزمان شد با یکی از کابوس‌وارترین حوادث تاریخ معاصر ایران.

آخرین سال دهه 60 با غم‌انگیز‌ترین اتفاق طبیعی عجین شد. گویی دست تقدیر می‌خواست این دهه پرهیاهو و عبور از سال‌هاي جنگ را به شکلی به پایان برساند که در ذهن مردمان این دهه تا ابد ثبت شود. نیمه شب خرداد 1369 در حالیکه فوتبال‌دوستان در حال تماشای مستقیم بازی برزیل و اسکاتلند از جام‌جهانی 1990 ایتالیا بودند‌، ‌زمین در شمال در دیلمان و رودبار لرزید و 40 هزار نفر را در این مناطق کشت. یکی از عظیم‌ترین و عجیب‌ترین حوادث طبیعی که روح و روان همه انسان‌های بالغ دهه شصت را زیرو‌زبر کرد. وحشت زلزله تا ابد بر ذهن ما حک شد و تا مدت‌ها داستان‌های ترسناک این زلزله خواب را از چشمان ما ربوده بود. 13 سال بعد زلزله مشابهی در بم یک‌بار دیگر این کابوس را تجدید کرد.

دو: از خاطرات عجیب دهه شصت؛ این متن را از جعفر شیرعلی‌نیا مورخ انقلاب و جنگ انتخاب کرده‌ام که شاید برایتان جالب باشد و کمی فضای دهه شصت دستتان بیاید: ششم شهریور 1363 هواپیمایی ایرانی ربوده شد. مقصد نهایی هواپیماربایان بغداد پایتخت عراق بود. مسافران یک‌هفته در عراق بودند و علاوه بر بازدید از بخش‌هایی از شهر بغداد و بازار این شهر به زیارت کربلا نیز برده شدند. در هتلی مستقر بودند و دوربین‌های عراقی از آن‌ها فیلم می‌گرفتند و در تلویزیون عراق پخش می‌کردند.

در این میانه یکی از صحنه‌هایی که از تلویزیون عراق پخش شد، در یادداشت روزانه هاشمی‌رفسنجانی بازتاب پیدا کرد؛ 7 شهریور 63؛ «امروز مسافران هواپیمای ربوده‌شده را برای زیارت به کربلا برده‌اند. فیلمی که از سیمای عراق پخش کرده‌اند، خیلی از زنان مسافر را بی‌حجاب نشان داده است.»

13 شهریور پس از یک هفته چالش و پی‌گیری، عراق حاضر نشد هواپیما را پس بدهد اما مسافران و خدمه پرواز با یک پرواز هلندی وارد تهران شدند. این بازگشت‌ها می‌تواند صحنه یک استقبال ملی باشد اما به روایت هاشمی در فرودگاه برای مسافران اتفاق عجیبی افتاد؛ «حدود سی نفر از آن‌ها را دادستانی انقلاب [تهران]، برای تحقیق در مورد رفتار آن‌ها در عراق از فرودگاه به زندان اوین برده. به‌نظر می‌رسد [دادستانی انقلاب] کار خوبی نکرده، تذکر دادم که آزادشان کنند.»

حدود یک ماه قبل از این اتفاق دادستان عمومی تهران بیانیه داده بود که متولیان ادارات، مکان‌های عمومی، هتل‌ها، تالارهای برگزارکننده جشن عروسی باید بانوانی را که «رعایت حجاب و پوشش صحیح اسلامی را نمی‌کنند»، راه ندهند وگرنه خودشان تحت تعقیب قرار می‌گیرند.

در همین ایام چند روزی تهران شاهد تظاهرات‌هایی علیه بدحجابی بود که گاه با خشونت‌هایی عجیب و غریب همراه می‌شد. ناطق نوری وزیر کشور در سخنانی با وجود انتقاد از بدحجابی‌ها از کارهای انجام گرفته در این تظاهرات‌ها هم انتقاد کرد و گفت: «آیا شما انقلابی هستید؟ قطعا حزب‌الله مشت به چشم بی‌حجاب نمی‌زند. تیغ نمی‌کشد و نسبتِ زنا به کسی نمی‌دهد.» (روزنامه اطلاعات، 6‌ مرداد‌ 1363)
هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نمازجمعه با حمله به بدحجاب‌ها، از اصل اعتراض‌ها دفاع کرد و گفت:

«اگر منتسبین حکومت وظیفه‌شان را به‌خوبی انجام ندهند، مردم خودشان وارد صحنه می‌شوند.» اما می‌گفت هنوز لازم نیست مردم برای مقابله با بی‌حجابی به صحنه بیایند و هر وقت لازم شد از مردم می‌خواهند که بیایند. هاشمی برخی کارهای خشن را کار حزب‌اللهی‌ها نمی‌دانست اما به حزب‌اللهی‌ها توصیه می‌کرد: «شما که به یک آدم بی‌حجاب فحش می‌دهید، او هم ممکن است به مقدسات شما فحش دهد.» (روزنامه اطلاعات، 6‌ مرداد‌ 1363)

حضور موتورسواران در تظاهرات‌ها چهره وحشتناکی به اعتراض‌ها علیه بی‌حجابی می‌داد… وحشتی که با شکستن شیشه‌های مغازه‌ها چندبرابر می‌شد.سوم مرداد هاشمی روایتی از جلسه سران قوا با حضور امام دارد؛ «شب، مهمان احمدآقا بودیم. آقایان ولایتی، اردبیلی، خامنه‌ای و [‌میرحسین] موسوی بودند. امام هم در این جلسه شرکت کردند؛ حالشان خوب است. درباره تظاهرات حزب‌الله علیه بی‌حجابی بحث شد. بعضی فکر می‌کنند کار خوبی شده است و انجام این تظاهرات تهدیدی برای بی‌حجاب‌ها بوده است.»

با وجود انتقادها از تندروی‌ها، دوباره این تظاهرات‌ها با همین روش در سال‌ 64 تکرار شد. اواخر فروردین 64 دوباره تهران صحنه تظاهرات علیه بی‌حجابی بود. یادداشت هاشمی در 28 فروردین بسیار خواندنی است: «شب مهمان نخست‌وزیر بودیم؛ در آن‌جا درباره حرکات موتورسواران حزب‌اللهی در خیابان‌ها و برخورد آن‌ها با افراد بی‌بندوبار‌ که این روزها اوج گرفته است‌، بحث شد. مقرر شد، بدون این‌که انتقاد تندی از آن‌ها شود، از عملشان جلوگیری شود، زیرا اعلامیه بی‌امضایی برای دعوت به تظاهرات علیه جنگ پخش شده و شاید لازم باشد که در روز شنبه نیروهای حزب‌اللهی هم در خیابان‌ها باشند.»

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.