روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| یک: خواسته‌ای که این روزها از توت‌فرنگی‌ها دارم اینه که خوشمزه باشن و مزه خاک، اندوه، دغلکاری و زیبای بد‌سیرت ندن.

دو: موقع راه رفتن روی برف‌های شل و وارفته و خیالبافی برای اهداف آینده، چشمم به پیرمردی با پالتوی خردلی، پولیور صورتی و شالی ابریشمی دور گردن افتاده بود که با دست‌های لرزان کارت بانکیش رو در کیف پول چرمی گذاشت، با بوت‌های چشمگیرش قدم‌هایی آهسته و حساب‌شده روی زمین یخی برداشت و یک متر مونده به ماشین گران‌قیمتش سر خورد و از پشت کف خیابان خیس و گلی افتاد و لحظاتی ناباورانه در همان پوزیشنِ نخواستنی باقی موند و تکونی نخورد.فکر کردم تهِ آینده در بهترین حالت چنین تصویری خواهد داشت.

سه: نمی‌شه تاریخ مصرف قرص‌ها رو درشت و واضح‌تر حک کنن تا آدم مجبور نشه با کلاه باستان‌شناسی بر سر و ذره‌بینی در دست، نشانه‌ها رو دنبال کنه و بکوشه از دل اون شکل‌های در‌هم تنیده عددها رو کشف کنه و در نهایت با خوردن یکی از اون قرص‌های تاریخ مصرف گذشته بیرون اومده از زیر آوار داروها به پایان سلام کنه؟

چهار: روزهایی که حوصله ورزش کردن ندارم ویدئوهای ورزشی/آموزشی آدم‌‌های جذاب و ورزیده رو تماشا می‌کنم و می‌کوشم عضله‌های روانی بسازم.

پنج: از الان حس نمی‌کنی که فردا خیلی خسته‌ای؟

شش: عجیب نیست که دیگه هواپیمایی، کشتی‌ای چیزی توی مثلث برمودا کشیده نمی‌شه؟ چی شد؟ مثلث رو مسدود کردن یا فرازمینی‌ها دروازه پایگاهشون رو عوض کردن و بردن يه محله دیگه؟

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.