روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی | اگر به فاصله تنها چند هفته دومین، سومین و چهارمین ورشکستگی‌های بزرگ بانکی تاریخ یک کشور روی دهند احتمالا انتظار داریم که اقتصاد آن کشور در بحران فرو رود. اما این اتفاقی است که همین حالا در اقتصاد آمریکا روی داده و شاید اصلا خبر آن را نشنیده باشید. سه بانک فرست ریپابلیک، سیلیکون ولی و سیگنچر در آمریکا با فاصله زمانی بسیار نزدیک ورشکست شده‌اند اما هنوز اثری از وحشت در نظام مالی این کشور مشاهده نمی‌شود.

البته باید متذکر شد که میزان بزرگی ورشکستگی یک بانک بر اساس ارزش دارایی‌های آن بانک سنجیده می‌شود و اثر تورم در آن لحاظ نمی‌شود. در نتیجه طبیعی است که ورشکستگی‌های متاخر در رتبه بالاتری قرار بگیرند. جالب اینکه روند ورشکستگی بانک‌ها یادآور روندی است که در ابتدای بحران دهه ۱۹۳۰ طی شد. در آن زمان ورشکستگی بانک ایالات متحده و همچنین بانک‌های کوچکی مانند امریکن یونین آغازگر بحرانی بود که به رکود بزرگ شهرت دارد.

این بحران بانکی با ورشکستگی بیش از چهل درصد بانک‌های آمریکا، نرخ رشد منفی سیزده درصدی، نرخ تورم منفی ده درصدی و نرخ بیکاری بیش از بیست درصدی همراه شد و ارزش بازار سهام هم به کمتر از یک سوم رسید. اما امروز ظاهرا کسی نگران تکرار تاریخ نیست. دلیل آرامش نسبی امروز این نیست که سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیرتر شده‌اند بلکه فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) از آن بحران بزرگ و اشتباهاتی که منجر به تعمیق بحران شد درس گرفته است.

نود سال پیش در آمریکا ورشکستگی بانک تقریبا به معنی از دست رفتن سرمایه سپرده‌گذاران بود. به همین خاطر هم سپرده‌گذاران به محض اینکه نسبت به سلامت مالی یک بانک بدبین می‌شدند برای بیرون کشیدن سپرده‌شان به بانک هجوم می‌بردند. عکس‌های صف کشیدن مردم جلوی بانک‌ امریکن یونین در منهتن به بخشی از تاریخ تصویری بحران دهه ۱۹۳۰ تبدیل شده است.

از آنجا که بانک‌ها تنها بخشی از سپرده‌ها را در بانک نگه می‌دارند و بقیه را وام می‌دهند و یا سرمایه‌گذاری می‌کنند، هجوم سپرده‌گذاران به بانک تقریبا هر بانکی را در آستانه ورشکستگی قرار می‌دهد. به همین خاطر دولت آمریکا بر اساس تجربه بحران ۱۹۳۰ شرکت بیمه سپرده فدرال را تاسیس کرد که حالا بازپرداخت سپرده‌های تا سقف ۲۵۰هزار دلار را تضمین می‌کند.

در نتیجه حالا سپرده‌گذاران نگران از دست رفتن سرمایه‌شان نیستند. در مورد ورشکستگی‌های اخیر، حتی تمهیدات بیشتری اندیشیده شد که سپرده‌های بیش از ۲۵۰هزار دلار هم با مشکل بازپرداخت مواجه نشوند. دیگر اینکه حالا بانک مرکزی آمریکا (به خصوص بر اساس تجربه بحران مالی سال ۲۰۰۸) می‌داند که در مورد بحران‌های بانکی باید خیلی سریع دست به کار شد.

برای مثال در مورد بانک فرست ریپابلیک دیدیم که فرآیند خرید بانک توسط بانکی بزرگتر به سرعت و طی یک آخر هفته طی شد تا جلوی سرریز شدن بحران به دیگر بانک‌ها گرفته شود. درست است که بی‌اطمینانی نسبت به نظام بانکی و به خصوص بانک‌های کوچک در آمریکا افزایش یافته و بخشی از سرمایه‌ها از بانک‌های کوچکتر راهی بانک‌های بزرگتر شده است، با این همه، چنین ورشکستگی‌هایی تا همین جا هم اگر در اقتصاد دیگری روی داده بود به بحران مالی بزرگی ختم می‌شد.

احتمالا از خودتان می‌پرسید که این‌ها چه ربطی به ما دارد. واقعا آنچه در نظام مالی آمریکا و به خصوص میان بانک‌های نسبتا کوچک این کشور می‌گذرد ارتباط خاصی با اقتصاد ایران ندارد اما درس گرفتن از بحران‌های گذشته و پرهزینه و به کار بردن آن درس‌ها در شرایط مشابه آن چیزی است که دوست داریم در میان سیاستگذاران اقتصاد ایران بیشتر ببینیم.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.