روزنامه هفت صبح، صوفیا نصرالهی | من در پیدا کردن آدم‌هایی که سلیقه‌ خوب موسیقی داشته باشند هم خوش‌شانس هستم و هم تخصص دارم. کافی است کسی یک موسیقی خوب، در هر ژانری به من معرفی کند تا سریع طرح رفاقتم را با او بچینم. آهنگ‌های خیلی ویژه‌ای را که به من معرفی می‌کنند به نام معرفش ذخیره می‌کنم که همیشه یادم بماند. موسیقی در زندگی من تا این حد و اندازه مهم است.

حالا یک‌سری آدم‌ها فکر می‌کنند که مثلا علاقه‌مندی به هنر، حالا هر هنری از موسیقی تا ادبیات و نقاشی، از سر شکم‌سیری است. ولی می‌خواهم برایتان بگویم که هر کسی در این جهان به یک نقطه‌ اتکا نیاز دارد که بتواند مسیرش را ادامه بدهد. برایش امید به همراه بیاورد. برای بعضی‌ها این نقطه‌ اتکا یک امر واقعی مثل بچه‌شان یا سفر کردن یا کار کردن است. برای یک‌سری دیگر مثل من می‌تواند امر انتزاعی مانند هنر باشد.

حالا برگردیم به ماجرای موسیقی. این‌طوری هم نیست که من هر موسیقی خوبی را دوست داشته باشم. به هر حال لذت بردن از هر چیزی نیازمند آموزش و پیش‌زمینه است. سال‌ها طول کشید تا با موسیقی سنتی ایرانی آشتی کنم. حالا ولی وقتی کسی در شبکه‌های اجتماعی قطعه‌ای از ادیب خوانساری می‌گذارد مسحور صدایش و تار لطفی می‌شوم.

موسیقی ترکی یکی از آن بخش‌هایی بود که در زندگی‌ام از دستش داده بودم. شاید چون زبان ترکی بلد نیستم و ترانه‌ها را متوجه نمی‌شدم یا چون نغمه‌ها برایم غریبه بودند تا اینکه چند شب پیش دوستی برایم قطعه‌ای به اسم «خاطیره دیر» (به فارسی می‌شود: خاطره است) از عالیم قاسم‌اف را پخش کرد.

این دوست ما روی موسیقی حساس است و دستگاه پخش فوق‌العاده‌ای هم دارد که باعث شده تازه بفهمم کیفیت پخش موسیقی چقدر در درک و دریافت درست آن تاثیر دارد و خیلی از موسیقی‌های خوبی که تا به حال می‌شنیدم در حقیقت شاهکار بودند و به خاطر اینکه درست نشنیده بودم قدرشان را نمی‌دانستم.

این قطعه‌ درخشان با حجم صدای باورنکردنی عالیم قاسم‌اف تبدیل شد به یکی از حیرت‌انگیزترین چیزهایی که در زندگی‌ام شنیده‌ام. ترانه‌ غم‌انگیز محزون، صدای پر سوز و گذار و ملودی جذابش باعث شده از همان اولین‌باری که آهنگ را شنیدم تا امروز هر شب به آن رجوع کنم و غیرممکن است که موقع گوش دادنش اشکم سرازیر نشود به‌خصوص وقتی می‌خواند: «عشق ما جزیره‌ای است و هر بخشی از آن خاطره خواهد شد».

دو: بعد یک جایی موسیقی‌هایی که دوست داری انگار به هم می‌رسند. گروه پروگرسیو راک گانز ان رزز ترانه‌ مشهوری دارد به اسم «باران نوامبر» که من عاشقش هستم. ترانه‌اش برایم شعار زندگی است. یک خط عالی دارد که می‌گوید: «هیچ چیزی تا ابد نمی‌ماند و ما هر دو می‌دانیم که قلب‌ها تغییر می‌کنند».

وقتی قاسم‌اف از خاطره می‌خواند یاد ترانه‌ «باران نوامبر» افتادم و اینکه درواقع جانمایه‌ هر دو یکی است. واقعا قلب‌ها تغییر می‌کنند و واقعا خاطرات می‌مانند. ولی حس این دو ترانه برایم خیلی فرق دارد. ترانه‌ قاسم‌اف حسرت دارد و ترانه‌ گانز مرا رو به جلو می‌راند. این از آن شگفتی‌های جهان موزیک‌بازهاست. کشف هر موسیقی آن‌ها را آدم متفاوتی می‌کند و پیدا کردن رابطه‌ میان قطعات جهان‌شان را گسترده‌تر می‌کند.

انگار تو دائم جهان‌بینی‌ات بزرگتر می‌شود. با ترانه‌هایی که یک مفهوم دارند اما اجراکننده‌هایشان ارائه و تلقی متفاوتی از آن دارند.ما موزیک‌بازها را مسخره نکنید. موسیقی برای ما جزو نیازهای کف هرم مازلوست. کمکمان می‌کند زنده و امیدوار بمانیم. شما را دعوت می‌کنم به اینکه موزیک‌باز شوید. جهان‌تان رنگ دیگری پیدا خواهد کرد.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.