روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | گفتیم که تلویزیون در نیمه دهه شصت چگونه موفق به جذب انبوهی از تماشاگران شده بود. از برنامههای کودک مثل محله بهداشت و محله بروبیا و مدرسه موشها و خانه مادربزرگه تا سریالهای موفقی مثل سربداران و سلطان و شبان و آینه و پاییز صحرا. این سیر سریالهای پرتماشاگر که عموما با استانداردهای بالای نمایشی ساخته میشدند در نیمه دوم دهه شصت ادامه پیدا کرد. و چه تماشاگران خوششانسی بودیم.
علی حاتمی سریال هزاردستان را کلید زده بود و ناصر تقوایی سریال کوچک جنگلی. دو تن از بهترین فیلمسازان تاریخ سینمای ایران حالا برای میلیونها تماشاگر تلویزیونی سریالهایی پرخرج و تماشایی میساختند. با پشتیبانی مالی مناسب. نوشجانشان. حاتمی ایده سریال هزاردستان را از سال 58 بال و پر داده بود و در رویای ساخت تهران قدیم، تهران دوره اوایل رضاشاه توانسته بود پشتیبانی مالی صداوسیما را بهدست بیاورد. داستان اولیه سریال جذاب بود.
گرفتاری رضا خوشنویس در دوره رضاشاه توسط مفتش ششانگشتی و واکاوی داستان که سررشته ماجرا را به شخصیتی مرموز بهنام هزاردستان میرساند. علی حاتمی که متخصص ساخت موقعیتها و داستانکهای جذاب بود، حالا پروژه سنگینی را برای خود درنظر گرفته بود بدون آنکه روایت مستند و دقیقی در دست داشته باشد. پس سریال زیبایش کمکم با ضعف روایت مواجه شد. تکیه اصلی سریال بر 5 ستاره تئاتر و سینمای ایران بود.
جمشید مشایخی و داوود رشیدی و عزتالله انتظامی و علی نصیریان و محمدعلی کشاورز. و البته ستارگان پنهان سریال یعنی گروه دوبلورهای مجرب ایرانی که در بیان دیالوگهای ثقیل و سخت و گاه نامفهوم علی حاتمی سنگتمام گذاشتند. در میان شخصیتها محمدعلی کشاورز در نقش یک لمپن بزنبهادر بهنام شعبون استخونی بیشترین محبوبیت را در میان تماشاگران تلویزیون ایران بهدست آورده بود.
صحنههای یکهبزنی او و گروه اشرارش و کبابخوریهای مکررشان به زنگ تفریح تماشاگر در دنبال کردن داستان نامفهوم و پیچیده این سریال خوش آب و رنگ بدل شده بود که البته سانسور یکی دو قسمت از این سریال کار را سختتر هم کرده بود. در همین حال یک ابرسریال دیگر هم به مرحله پخش رسید.
کوچک جنگلی که زیر نظر بهروز افخمی بهعنوان رئیس فیلم و سریال شبکه دو توسط ناصر تقوایی کلید خورد که کمالگرایی تقوایی و مشغولیات خاص این فیلمساز بزرگ منجر شد تا افخمی با تغییراتی در فیلمنامه و تغییر بازیگر نقش اول، خودش سکان کار را بهدست بگیرد در حالیکه 27 ساله بود و عجیبتر آنکه به خوبی از پس کار برآمد و با تکیه بر متن تاریخی و ادبی که از ابراهیم فخرایی و احمد احرار درباره میرزا کوچکخان بهجا مانده بود، سریالی فوقالعاده تماشایی و شستهرفته برجای گذاشت که حتی از هزاردستان هم کاملتر و جذابتر مینمود.
علیرضا مجلل، مهدی هاشمی، منوچهر حامدی، جهانگیر الماسی، جمشید گرگین و اکبر معززی از بازیگران این سریال زیبا بودند. پروژه ساخت کوچک جنگلی از سال ۶۳ آغاز شد و در سال ۶۶ پایان یافت. و در سال 67 نمایش آن شروع شد. اگر سربداران و سلطان و شبان را با ملودیهای جادویی استاد فخرالدینی و استاد بابک بیات به یاد داریم هزاردستان مدیون موسیقی درجه یکی است که مرتضی حنانه برای تیتراژ آن تهیه کرد و هر بعدازظهر جمعه و به هنگام نمایش این سریال خانهها را آهنگین میکرد.
کوچک جنگلی هم با ترانه زیبایی از مسعودی خواننده مشهور گیلک مهمان خانههای ما میشد. در این فستیوال سریالهای پربیننده و زیبا و درجه یک داوود میرباقری هم بهعنوان یک چهره قدر جلوهگر شد. با دو سریال پشتسر هم گرگها و رعنا. اولی یک سریال تاریخی و شیرین بر بستر حکایتهای قدیمی و دیگری یک سریال اجتماعی زنانه در تهران معاصر.
امروز اگر منصفانه به آن دوران نگاه کنیم با سریالهایی مواجه میشویم که حتی با معیارهای سریالهای امروز نتفلیکس و اچبیاو و آمازون، سریالهایی با کیفیت و با استانداردهای جهانی بودند. و دردناکتر مقایسه آنها با سریالهایی است که این سالها در صداوسیما دیدهایم. میبینید؟ مردمان دهه شصت گاه امتیازاتی داشتهاند که جوانان دهههای بعد از آنها محروم بودهاند. این واقعیتی است.

