روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| شنیدهاید که مغز انسان پس از مرگ، تا 7دقیقه به حیات مستقلش ادامه میدهد و احتمالاً کل فیلم زندگیِ صاحب سابقش را مرور میکند؟ نمیدانم این یک فکت علمی است یا فقط یکی از آن تئوریهای خوشمزه که برای معنا دادن به زندگی ساخته میشوند، اما بیایید توافق کنیم که این اتفاق واقعاً در انتظارمان است.
چه کسی میداند آن 7دقیقه در جایی میان هستی و نیستی، دقیقاً چقدر طول میکشد؟ شاید به اندازه همان 420 ثانیه همیشگی و شاید هم چیزی به اندازه 80-90 سالِ زمینی. به این فکر کردهاید که شاید همین حالا که در یک روز اردیبهشتی پای راست را روی پای چپ انداختهاید، روزنامه را در دست گرفتهاید و با انگشت اشاره سوراخ گوشتان را میخارانید و به آیندهای نه چندان دور فکر میکنید، در حقیقت مردهاید و الان فقط خاطرهای مرور شده در مغزی هستید که آن هم به زودی خاموش خواهد شد؟
تصور کنید وقتی در یک روز شلوغِ آغشته به رنج و مکافات و دلواپسی در حالی که دنبال راهی برای رهایی موقت از شیب تند گرفتاریها هستید، در جایی دیگر عدهای دارند جنازه پارچه پیچتان را ته گور میگذارند و برای نبودن دائمیتان اشک میریزند. خندهدار است که بدانی سالهاست در جهانی دیگر مردهای و تبدیل به قاب عکسی خاک گرفته روی دیوار بازماندهها شدی اما در دنیای فعلی هنوز پشت کیک تولد مینشینی و برای سال جدید زندگیات آرزوی پول و عشق و سلامتی میکنی. به تمام مرگها و تمام7دقیقههای حیات مغز فکر کنید. آه… چه زندگی طولانی و عجیبی.

