روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | در مورد سینما گفتیم که با دولت میرحسین موسوی، حمایت از سینما جزو سیاستها قرار گرفت. تلاش برای ایجاد یک سینمای اخلاقگرای متعالی بهعنوان آنتیتز سینمای فارسی و گفتیم که ستارههای موج نوی سینمای ایران که در سالهای قبل از انقلاب در جرگه جامعه روشنفکری ایران قرار میگرفتند این بخت را پیدا کردند که برخلاف همتایانشان در ادبیات و موسیقی و هنرهای تجسمی، با تمام قوای ذهنی و جسمیشان فعالیت سینمایی خود را پی بگیرند.
اما سینمای تجاری هم در گذر از دنیای کوچه مردها و رقاصهها و موتورسواری عاشقانه جاده چالوس، دنبال ادامه حیات خود بود. فرمول اولیه پناه بردن به سینمای حادثهای بود آنهم در پسزمینه حوادث انقلاب و بعد هم جنگ. این فرمول به نظر موثر و کارا بود. فیلم برزخیها اینگونه شکل گرفت.
با خط داستانی جذاب نوشته سعید مطلبی از کهنهکارهای دوره فیلمفارسی که مشابهتهایی با فیلم هفتدلاور ساخته جان استرجس داشت و کارگردانی ایرج قادری که خودش از شمایلهای مهم سینمای فارسی بود و دوتاییهایش با سپیده بخش مهمی از سینمای دهه پنجاه ایران را تشکیل میداد (در تقابل با دوتاییهای فردین و فروزان، ملکمطیعی و شورانگیز، ملکمطیعی و مرجان، بهروز و گوگوش) اما تقریبا همه کسانی که با قادری کار کرده بودند درباره تسلط تکنیکی او بر ابزار سینما و دوربین روایتهای معتبری نقل کردهاند. فهرست بازیگران اما وسوسهکنندهتر بود.
محمدعلی فردین، ناصر ملکمطیعی، ایرج قادری و سعید راد. چهار شمایل سینمای فارسی در کنار هم در قالب یک داستان جذاب حادثهای و در عین حال پرسوز و گداز. با رویکردی تقریبا فرصتطلبانه به مفاهیم اخلاقی و دستمایه تحول و توبه و ایثار. فردین و ملکمطیعی 50سالگی را بهتازگی گذرانده بودند و قادری هم 47ساله بود و سعید راد هم 35ساله. اکران فیلم با استقبال روبهرو شد. بهخصوص در شهرستانها که رکوردهای فروش را جابهجا کرد.
در تهران هنرمندان ارزشی بهخصوص محسن مخملباف که آن سالها نابغه و آس پیک هنرارزشی بود، علیه فعالیت دوباره ستارههای فیلمفارسی بیانیه دادند و آنقدر پافشاری کردند که فیلم از پرده پایین آمد و فردین و ملکمطیعی دیگر دور بازیگری را خط کشیدند. ایرج قادری بلافاصله دو فیلم دیگر را کلید زد و به اکران رساند. دادا و تاراج. در دادا باز هم سعید مطلبی نویسنده بود و فیلمنامهای نوشت بر پایه قیام فردی و غیرت و مسائل ناموسی و قیام علیه فئودالها و اینجور چیزها که از قرار اقتباسی از نوول چراغی برفراز مادیان کوه نوشته منصور یاقوتی بوده است.
ایرج قادری هم در فیلم بازی کرد و هم کارگردانی کرد. بعد از این دو فیلم، یورش سوم قادری برای فیلمنامهای از علیرضا داوودنژاد دستیارش در سالهای پیش از انقلاب بود. فیلمنامهای با نام تاراج و بر محور شخصیتی به اسم زینال بندری. قادری برای این نقش تست گریم هم داد اما اینبار وزارت ارشاد تحت فشار گروههای رادیکال به رهبری محسن مخملباف او را ممنوعالتصویر کرد و قادری به ناچار از یک بازیگر نهچندان سرشناس که سابقه بازیهای نهچندان مهم در سینمای قبل از انقلاب و یکی دو بازی مهمتر در فیلمهایی مثل خط قرمز و بالاش را در کارنامه خود داشت برای ایفای نقش زینال بندری دعوت کرد. جمشید هاشمپور.
تاراج چنان با استقبال روبهرو شد که مهر ابطال بر کارنامه کارگردانی ایرج قادری را برای نزدیک به 15سال زد. در واقع بیناد فارابی و دستاندرکاران سینمای پس از انقلاب، تاراج و شیوه قهرمانسازی آن را برخلاف منویات خود ارزیابی کرده و قادری را کلا از سینما دور کردند. به این ترتیب موفقیت یک فیلم تجاری موجب ممنوعالفعالیت شدن سازندهاش شد.
در همین سال ساموئل خاچیکیان فیلمساز کهنهکار ایرانی که آن ملاحظات مربوط به قادری و فردین را هم دور نام خود نداشت و به خاطر اقلیت بودنش، از جاده خدای مسئولین هم برخوردار بود در همین سال 1363 فیلم جنگی عقابها را عرضه کرد. با ترکیب سعید راد و جمشید هاشمپور. یک فیلم جنگی پرحادثه بر مبنای یک داستان واقعی و مثل همه فیلمهای مشابه (ازجمله کارهای ایرج قادری) نقش اصلی بر دوش دوبلورهای جادوگر سینمای ایران بود.
مثل منوچهر اسماعیلی و چنگیز جلیلوند. عقابها هم با فروش حیرتانگیزی روبهرو شد تا آنجا که یکی از کاندیداهای پرتماشاگرترین فیلم تاریخ سینمای ایران است (در کنار گنج قارون و قیصر و در امتداد شب و کلاه قرمزی). موفقیت عقابها بهخاطر تم حماسی و جنگیاش از سوی مسئولین سینمایی هم مورد تایید قرار گرفت اما آخرین حضور سعید راد در سینمای دهه شصت ایران است.
به این ترتیب راد هم مثل فردین و ملکمطیعی و قادری از صحنه سینمای ایران برای دو دهه حذف شد و از آن پس جمشید هاشمپور به بزرگترین قهرمان سینمای تجاری ایران بدل شد. طی سالهای 63 تا 79، هاشمپور در 50 فیلم ظاهر شد و در برخی از سالهای این بازه زمانی، همزمان در 5 فیلم ظاهر میشد. اما کم کم اجازه تیغ انداختن سر و حضور در فیلم های اکشن هم از او سلب شد.

