روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | پنجشنبه بحث موسیقی بعد از انقلاب را تا نیمه دهه شصت پیش بردیم. داستان شجریان و لطفی و مشکاتیان و یا شهرام ناظری و علیزاده و خانواده کامکار و البته تیمی که در رادیو مستقر بودند، اتفاقا کارهای بسیار خوبی نیز تولید کردند شامل احمد راغب و محمد گلریز و شاعرانی مثل حمید سبزواری و یا سپیده کاشانی. اما بهغیر از اینها؟ خب تقریبا هیچ.
دو سه سریال مشهور ایرانی در آن دوران ساخته شدند که اتفاقا موسیقیهای خارقالعاده و زیبایی داشتند. ناصر فخرالدینی از بزرگان موسیقی پیش از انقلاب کاری حماسی و زیبا برای سربداران ساخته بود. بابک بیات آهنگساز کارهای مشهوری از ابی و داریوش، ملودی خاطرهبرانگیزی برای سلطان و شبان کار کرده بود. نوجوانان و اهالی دهه شصت بعید است این ملودیها را بشنوند و با سر به آن سالهای عجیب پرت نشوند. تنها رقیبشان موسیقی شگفتانگیز موریس ژار برای فیلم محمدرسولالله بود که آن سالها بهخاطر کثرت نمایش، به یک ملودی آشنا برای همه بدل شده بود.
اما موسیقی پاپ چی؟ حرفش را هم نزنید. موسیقی پاپ دهه پنجاه ایران بهخاطر محبوبیت، رونق و نقش مهمی که در تلویزیون دوره پهلوی داشت و شکل و نمایش ستارههای موسیقی پاپ، از همان ابتدای انقلاب، مورد خشم انقلابیون قرار گرفته بود. موسیقی پاپ در ظاهر هیچ تناسبی با جریان اصلی انقلاب نداشت.
موسیقی مورد علاقه دربار بود و ستارههایش مهمان جشنهای پهلویها بودند و نمایشی از گرایش تند به سمت فرهنگ غربی بهشمار میرفت. با پیروزی انقلاب ستارههای اصلی این موسیقی به سمت آمریکا مهاجرت کردند. ابی و داریوش و ستار و هایده و مهستی. گوگوش در حرکتی ناباورانه در اوایل سال 58 بازگشته بود و با پشتیبانی مسعود فردمنش که رئیس حفاظت فرودگاه مهرآباد بود از دستگیری رهیده بود و حتی توانسته بود در خانه خودش ساکن شود اما بدون هیچگونه فعالیت موسیقایی.
حالا میشود اینگونه گفت که در حاشیه جریان اصلی و مد روز موسیقی پاپ ایرانی چهرههای بسیار بااستعدادی در عرصه آواز وجود داشتند که میتوانستند در سالهای پس از انقلاب و در صورت سعهصدر بیشتر از سوی سیاستگذاران به فعالیت خود ادامه دهند. این چهرهها در ایران ماندند و بین خود و انقلاب فاصلهای احساس نمیکردند اما مسئولان فرهنگی وقت چنین احساسی نداشتند.
فرهاد مهراد، فریدون فروغی، مازیار کیانینژاد، حبیب محبیان و کورش یغمایی از این سری چهرههای بااستعداد و صاحبسبکی بودند که بهرغم گرفتاریهای شخصی و یا در برخی از موارد مبتلا شدن موقت به مسئله اعتیاد و هروئین (در مورد مرحوم مهراد و فروغی) کارنامهای قابل دفاع داشتند. اما از سال 60 حاکمیت بهجد جلوی فعالیتهای پراکنده این گروه را نیز گرفت.
فرهاد مهراد که از منحصربهفردترین چهرههای موسیقی پاپ ایرانی بود و در روز بعد از پیروزی انقلاب ترانه وحدت را با شعری از سیاوش کسرایی منتشر کرده بود که در یکی دو سال اول انقلاب مدام از رادیو پخش میشد، بزرگترین قربانی این بیسلیقگی آشکار بود. آنهم به عنوان کسی با پروندهای پاک به لحاظ اخلاقی.
فریدون فروغی هم که در سال 54 با انتشار ترانه سال قحطی از سوی حکومت پهلوی در مسیر ممنوعالکاری قرار میگیرد، امید داشت که در سالهای پس از انقلاب به فعالیت خود ادامه دهد اما گویی از مقتضیات فقهی دوره جدید با خبر نبود. او در سالهای 58 و 59 سرخوشانه و در فضای ابتدای انقلاب ترانههای موفق پیاپی را منتشر میکند ازجمله بازخوانی یاردبستانی و یا ترانههای شیاد و مشتی ماشالله و ترانه جنجالی روسپی. اما او هم از سال 60 دیگر فرصت فعالیت پیدا نمیکند.
مازیار که از استعدادهای مسلم موسیقی پاپ ایران در سالهای 56 و 57 بود در ایران ماند و در سالهای 58 و 59 فعالیتهای کوچکی انجام داد اما او هم از سال 1360 دیگر نتوانست به فعالیت ادامه دهد. نفر چهارم کوروش یغمایی بود. خواننده راک که به سمت موسیقی پاپ آمد و با ترانه مشهور گلیخ به نامی آشنا برای دوستداران موسیقی پاپ قبل از انقلاب بدل شد.
اما او هم خود را از جریانهای مدروز این نوع موسیقی کنار کشید. در سال 59 او فعالیت مشترکی را با فریدون فروغی انجام داد اما در نهایت از سال 1360 ممنوعالکار شد. نفر پنجم این فهرست مطمئنا حبیب محبیان است. اين خواننده خوشصدا و صاحبسبک هم تا سال 62 در ایران باقی ماند به امید باز شدن روزنهای برای ادامه فعالیت اما در نهایت عازم آمریکا شد. آن چهار نفر اول تا اواسط دهه هفتاد تقریبا هیچ فعالیت مهم موسیقایی نداشتند.
بیش از یک دهه را در سکوت کامل گذراندند و از میانه دهه هفتاد است که آرامآرام گشایشهایی برای آنها شکل میگیرد. فرهاد به آلمان میرود و کنسرت میگذارد، فریدون فروغی در کیش ظاهر میشود، دو کاست با اجراهای مازیار بیرون میآید و کورش یغمایی هم کاست سیب نقرهای را منتشر میکند.
اما خب دیگر دیر شده بود. مازیار در سال 1376 و در 44سالگی سکته میکند، فریدون فروغی در سال 1380 و در سن 50سالگی فوت میکند (احتمالا خودکشی کرده است)، فرهاد مهراد در سال 1381 و در سن 58سالگی در پاریس بر اثر بیماری هپاتیت میمیرد، حبیب محبیان هم در سال 1395 در حالی که چند سالی بود به ایران بازگشته بود در سن 68سالگی زندگی را وداع میگوید. خدا را شکر که کورش یغمایی در قید حیات است هرچند فعالیت موسیقایی خاصی را سالهاست از او ندیدهایم.

