روزنامه هفت صبح، دکتر امیررضا مافی | چت جی‌پی‌تی را می‌بینید؟ این تازه اول ماجراست، اول ماجرای جدید جهان ما، جهانی که از شبکه‌های اجتماعی به سمت تسلط هوش مصنوعی در حال حرکت است و ما در دعواهای روزمره گرفتاریم. هوش مصنوعی می‌تواند همه‌چیز را به هم بزند؛ می‌تواند مرا به‌عنوان یک معلم، نویسنده، شاعر، نقاش، کارمند و حتی آدم خلاق، بیکار کند، چون امکانش را دارد تا آنچه از ما می‌خواهند و بابتش پول می‌گیریم را به طرفه‌العینی بسازد، ارائه دهد و در دسترس طالبش بگذارد.

هوش مصنوعی واجد حافظه وسیع‌تر، نرم‌افزار پویاتر و داده‌کاوی عمیق‌تر از ماست. او می‌تواند سریع‌تر از ما هر پاسخی را بیابد و به دلیل تسلط و دسترسی به اطلاعات فراوان هر چیزی را خلق کند. هوش مصنوعی زلزله‌ای در آینده جهان است. شاید اگر فیلم «او» ساخته اسپایک‌ جونز را با بازی واکین فنیکس دیده باشید، کمی از آن پیش‌بینی‌ها را پیچیده‌تر و جدی‌تر با چشم خودتان در آینده تماشا کرده‌‌اید.

چت جی‌پی‌تی یک نسخه عمومی‌شده تفریحی برای ما بود تا ببینیم با تلنبار داده‌ها چطور یک موجود ذی‌شعور به دنیا می‌آید، موجودی که اگرچه نرم‌افزارش را انسان نوشته، اما توانایی‌هایش به دلیل تکیه‌اش به مجموعه داده‌های شبکه، در اختیار و انحصار سازندگانش نیست ـ شبیه فیلم‌های تخیلی دهه‌های قبل هالیوود، آنجا که انسان‌ها موجوداتی را می‌ساختند که از مهارشان خارج و خود به تهدیدی جدی علیه ایشان تبدیل می‌شدند. چت جی‌پی‌تی تلنگر و زنگ هشدار یک انقلاب بزرگ در نظام معرفتی ما، پدیدارها و جوامع است.

هشدار یک تغییر عظیم در زندگی روزمره، خانواده، جامعه و سرزمینمان و این منحصر به کشور، مردم یا دسته و قبیله‌ای خاص نیست؛ پاندمی جهانی است که به‌سرعت همانند شبکه‌های اجتماعی اما صدها برابر تأثیرگذارتر ما را درمی‌نوردد. همین است که در برابر این شمه رونمایی‌شده، اصحاب علوم انسانی، از علمای جامعه‌شناسی تا فضلای علم اخلاق و فیلسوفان دستپاچه و حیران به اظهارنظر درباره آن می‌پردازند. حال‌آنکه فناوری با تمام هیبتش به تمام هستی انسان هجوم آورده و او را مسخر خود کرده است.

هوش مصنوعی و نسل آتی آن، تمام قواعد را بر هم خواهد زد، دوران جدیدی را خواهد ساخت که پست‌مدرنیسم در آن تاریخی می‌شود، نسل‌هایی را پدید خواهد آورد که این نسل «زد» در برابر آن‌ها بیگانه و سنتی خواهند بود و ما را در خود می‌بلعد، چون اطلاعاتِ به آگاهی امر فناورانه بدل شده در برابر آگاهی درجاتی انسان مستولی است.

اگر آگاهی را توسعه معرفتی دلایل اطلاعات بدانیم، هوش مصنوعی به بی‌کران اطلاعات دسترسی دارد و می‌تواند با پالایش و آمایش آن‌ها، خردمندانه عمل کند. اگر تا پیش‌ازاین انسان به قدرت آگاهی و خردش می‌نازید و آن‌ را یگانه دلیل تفوقش‌ بر عالم می‌پنداشت، حالا باید کنار برود و محصول فنّاورانه‌اش را بر صدر ببیند. ممکن است بپرسید این مرثیه را برای چه می‌خوانی؟ برای چه کسانی؟

من هشدار را اول به خودم برای تغییرات آتی و بعد دیگران برای سفت بستن کمربندهای لحظه پرتاب می‌دهم، به اصحاب اندیشه‌ای که در گیرودار دعواهای مصداقی‌اند، در جست‌وجوی راه‌حل بحران‌های خرد و کوچک پیش پایشان، در تنازعات بی‌‌فایده‌ای که به‌زودی بستر، روش و فرایند آن‌ها متفاوت خواهد شد.

باید از همین حالا مثل برخی از غربی‌ها، به هوش مصنوعی جدی بیندیشیم، تأثیراتش را بر زندگی خودمان و مردمانمان واکاوی کنیم و جدی‌تر از همه، خودمان را برای مواجهه با آن، نه جنگ و زدوخورد و انکار مسلح کنیم. روزی نشود که هوش مصنوعی تمام هستی‌مان را فرا بگیرد و آن وقت، مثل همیشه با آن به‌عنوان یک مصداق و‌ بحران دم‌دست مواجه شویم. باید کارهای دقیقی انجام دهیم و به آینده بیشتر توجه کنیم؛ اگر این دعواهای بی‌خودوبی‌جهت روزمره بگذارد.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.