روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| «کوکو شنل» صاحب برند مشهور شنل درباره مد جمله جالبی دارد؛ «مد ساخته شده است که از مد بیفتد.» یعنی دقت به همين چند كلمه کافیست تا دیگر به لباسهای ما در دهه شصت نخندید! یعنی مدلهایی که مد بود و حالا دیگر مد نیست. اگرچه بماند كه به نظر نگارنده مد یک سیکل عجیب است که دوباره بعد از چند سال بازمیگردد. به همین شلوارهای ماماستایل نگاه کنید که انگار همان شلوار خمرهای خودمان در دهه شصت است!
نوشتن از استایل لباس پوشیدن و مد، چندان هم آسان نیست. بالاخره بايد زیرزیرکی به شما بگوییم كه در دورهای که کمیته بود، چندان هم نمیشد هرچه دلت خواست بپوشی. استایل دهه شصت برای خودش کیا و بیایی داشت. هرکسی اِپُلِ مانتویش بزرگتر بود و شانههایش را بیشتر شبیه آرنولد نشان میداد یعنی خوشتیپتر بود.
حالا آن بخش کاکُل کردن موها هم بماند. یعنی صبحها باید دو ساعت جلوی آینه تلاش میکردید که چطوری با گیره سر، جلوی مو را کاکل کنید بعد مقنعه چانهدار را سر کرده با یک ترفند دو انگشت را جلوی سر برده و با دقت کاکل را پُف بدهید و فوت کوزهگری اینجا بود که باید بلد بودید چطوری بدون اینکه کاکل بهم بریزد یک شاخه نازک و باریک از میانه موها بیرون بکشید! که وقتی به داخل حیاط مدرسه رسیدید اولین حرفی که از ناظم ميشنويد اين باشد: کاکلات را بذار تو!
البته این را هم اضافه کنم باید با دقت مقنعه را روی شانهها طوری تنظیم میکردیم که صاف بایستد و باز ناظم از راه برسد و بگويد که مقنعه را روی شانهها بکشید! آن مقنعههای بلند قهوهای و مشکی! حالا دیگر از مانتوهای آستین پفی و چیندار با رنگ خردلی و بنفش جیغ هم بگذریم. مرحله بعدی پوشیدن شلوار پیلهدار یا همان خمرهای بود. تصور کنید یک شلوار جین خمرهای زیر مانتوی پرچین و بلند آستین پفی با کتونی سفید آدیداس یا همان زرنگی خودمان و رنگ لاک قرمز و زرشکی.
رژ لب هم معمولا صورتی صدفی یا قرمز. خب نخندید. خود نگارنده هم گاهی که به سراغ عکسهای آن دوران میرود با تمام قوا متعجب میشود که عه! این کیست و این کسی که حالا در آینه مشاهده میکنم چه کسی است. به سراغ بازیگران آن زمان هم که بروید به همین شکل است. مثلا تصویر کمند امیرسلیمانی یا ماهایا پطروسیان در دهه شصت با اکنون را مقایسه کنید. حالا هرچقدر هم بگویید چه تیپ خز و جوادی ولی باور کنید این استایل جزو خوشتیپترینها در آن دوران محسوب میشد.
بعدترها مد عوض شد. موهای فرق وسط روی بورس بود. کار ما چه بود؟ هی از عطاری کتیرا بخریم. شب تا صبح کتیراهای خشک را در آبجوش بریزیم. میزانش هم باید مناسب بود که ژل، سفت نشود. بعد با دقت یک خروار کتیرا به موهایمان بزنیم که به قول یکی از دوستان انگار در آن زمان سر همهتان را گوساله لیسیده باشد!
موها را با دقت و وسواس از وسط باز کنید و سفت به کله بچسبانیم! رژ مد در آن سالها هم رژلب قهوهای بود و لاک قهوهای با روسریهای بزرگ چهارگوش که دور گردن گره میزدیم، مانتوی بلند و گشاد شبیه کیسه و کولهپشتی. تیپ هنری آماده ایستادن در صف فروش بلیت برای جشنواره فیلم فجر. همه اینها هم در کنار ابروهای پر مشکی بود.
یک باره دهه هشتاد مد عوض شد. ابروهای نخ به بازار آمد. پوستهای برنزه که اگر آفتاب در کار نبود با کرم پودر و پنککهای تیره یک آدم سفیدپوست تبدیل به یک شکلاتی میشد! سایههای آبی! رژهای بنفش و صورتی. آرایشهای خلیجی و اکلیل! عکسهای آن وقت را که میبینیم انگار دوبرابر الان سن داشتیم! اما وضعیت مانتوها بهتر بود و اوج مدِ شلوار برمودا!
همانها که برایش حرف درآورده بودند که اگر شما را با شلوار برمودا (شلوار کوتاه بالای مچ پا) بگیرند، حتما پاهایتان را در ظرفی پر از سوسک میگذارند! ولی خب دوره این مدلها بود. مانتوهای کالباسی، آبی کمرنگ، گلبهی، مغزپستهای. ولی آن دوره عجیب بود. یک باره در تابستان رنگ کالباسی مد میشد و در خیابان کلی آدم میدیدید که همه یک رنگ هستند. انگار قدیمها این مد شدن رنگ و یک مدل خاص بیشتر بود.
الان که نگاه میکنم هرکسی آنطور که خودش تشخیص میدهد لباس میپوشد و خیلی هم دنبال مد و رنگها نیست. حتی مدلهای قدیمی هم بازگشته است. راحتی لباسها بیشتر از مد روز اهمیت دارد. انگار الان دوره مد صورت و چهره است. در همین برنامه مافیا و پدرخوانده که نگاه میکنیم اکثر خانمها صورتهایشان پف عجیبی دارد. لبها و گونهها و چانههای پفی! صورتهای بزرگ و زاویهدار. چشمهای ریز شده.
پیشانیهای بوتاکس خورده و بیحرکت. نه اینکه بد باشد یا خوب. میخواهم بگویم سبک مد حالا انگار به سمت صورتها رفته است. الان دوره مُدِ مژههای کاشته، موهای صاف و شلاقی کراتینه، ناخنهای ژلیش شده و صورتهای تزریقی است. انگار سرنديپیتیِ جذاب در کارتون جزیره ناشناخته برایمان پلک بزند. اگر یک نفر موی فر دارد با همه خیلی فرق دارد. انگار حالا دوره گذارِ مد از لباس به چهره است. خیلی هم ایراد ندارد حرف کوکو شنل را خاطرتان باشد؛ «مد ساخته شده است که از مد بیفتد.»

