روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | در سال 1353 آیکن‌های فرهنگی عامه‌پسند پهلوی در دوران جدید کاملا رونمایی شده بودند. فائقه آتشین ملقب به گوگوش، ‌متولد 1329 و بهروز وثوقی متولد 1316. هر دو اصالتا آذری. شمایل‌های قدیمی هنر عامه‌پسند دیگر جواب نمی‌دادند. فردین و ملک‌مطیعی و فروزان و عارف و ایرج و مرضیه و ویگن آرام‌آرام به حاشیه می‌رفتند. وثوقی از دهه سی بازی و دوبله را شروع کرده بود اما در میانه دهه چهل بود که در کارش چهره شده بود.

برخی علت موفقیت او را به آشنایی‌ و نامزدی‌اش با پوری بنایی بازیگر مطرح دهه چهل مرتبط می‌کنند که موجب شد وثوقی به‌عنوان یک چهره مهم در عرصه بازیگری سینمای ایران گل کند. هرچه بود وثوقی نوعی خشونت در بازی و چهره‌اش داشت که ناخودآگاه به بازی‌اش رنگ و بویی مدرن می‌داد و از آن صفای خوشدلانه فردین و آرامش مدل جاهلی و مردانگی ایرانی‌پسند ملک‌مطیعی دور بود. در آرامش و خونسردی وثوقی نوعی ظرفیت برای انفجار و حرکت به سمت یک پایان تلخ به‌چشم می‌خورد.

شاید محبوبیت کاراکتر آلن دلون در سینمای آن سال‌ها وثوقی را به سمت این کاراکتر سوق داده بود. مسعود کیمیایی با قیصر، وثوقی را به یک ابر‌ستاره بدل کرد. البته نباید دوبله استادانه منوچهر اسماعیلی را نیز فراموش کرد. قیصر در سال 1348 ساخته و اکران شد. در اوج موفقیت‌های اقتصادی دولت پهلوی اما جنون و بی‌تابی و بغضی که در فیلم موج می‌زند نشان از یک جامعه از‌هم گسیخته بود. در سال‌های بعد هم فیلم‌هایی مثل آرامش در حضور دیگران ساخته ناصر تقوایی و گزارش ساخته عباس کیارستمی نمایش مشابهی از فقدان سرمایه اجتماعی در ایران نوین را به تصویر کشیدند.

وثوقی در ادامه مسیرش در کارهای کیمیایی ظاهر شد؛ در رضا موتوری و داش آکل و بلوچ اما هیچ‌کدام موفقیت قیصر را تکرار نکردند. بازی در طوقی ساخته علی حاتمی و پنجره ساخته جلال مقدم، فرار از تله باز هم از مقدم، ‌دشنه از فریدون گله، غریبه از شاپور قریب،‌ تنگسیر از امیر نادری و نفرین از ناصر تقوایی نمایشی از کارنامه حیرت‌انگیز وثوقی بین سال‌های 48 تا 52 هستند. مجموعه‌ای از فیلم‌های خیابانی با زیبایی‌شناسی سیاه و معترض. كه جایگاه او را به‌عنوان مهم‌ترین ستاره سینمای نوین ایران محکم‌تر کرد.

او در سال‌های بعد این سیر بازی در فیلم‌های متفاوت را با حضور در گوزنها و سازش و کندو و سوته‌دلان به بهترین شکل ممکن ادامه می‌دهد. سینمای تجاری هم از قابلیت‌های او غافل نبود. و در مهم‌ترین اتفاق، ‌فیلم ممل آمریکایی که در سال 1352 ساخته شده بود در سال 53 به اکران رسید. وثوقی حالا در حالی دوباره با گوگوش همبازی شده بود که در فاصله فیلم پنجره تا ممل آمریکایی به‌عنوان خواننده پاپ به شهرتی فوق‌العاده در ایران دست یافته بود و سال قبلش هم برای فیلم بی‌تا به‌عنوان بازیگر ستایش شده بود.

ممل آمریکایی و دو فیلم همسفر و ماه عسل که در سال‌های 54 و 55 ساخته شدند،‌ به شکلی کامل نماینده فرهنگ پهلوی و دیدگاه‌های زیبایی‌شناسانه حاکم بر جامعه شهری در این سال‌ها هستند. نوع لباس پوشیدن، آرایش موها، روابط،‌ کلمه‌ها و ترانه‌ها همه به شکلی استاندارد متعلق به دهه پنجاه پهلوی‌ها هستند.

این سه فیلم اگر قابلیت تماشا شدن دارند فقط به‌خاطر همین خصوصیات است. اگر قیصر و آرامش در حضور دیگران و گزارش و یا کندو و گوزنها، ‌پشت این ویترین خاک‌آلوده ایران دهه پنجاه را نشان می‌دهند، در ممل آمریکایی و همسفر و ماه عسل خود ویترین به نمایش گذاشته شده است و دو سوپر‌استار آن سال‌ها یعنی وثوقی و گوگوش.

فیلم‌های خوبی هستند؟ راستش نه. با معیارهای عمومی سینما، امتیاز خاصی ندارند هر چند حس نوستالژی برخی را بارور می‌کند. و این‌که فریدون گله کارگردان ماه عسل و شاپور قریب کارگردان ممل آمریکایی فیلمسازان خوبی هستند. این سه‌گانه پیاپی یکی از عامه‌پسند‌ترین داستان‌های آن سال‌ها را رقم زدند.

مجبور کردن محمود قربانی مالک کاباره میامی و یکی از پدرخوانده‌های کم‌سواد و خشن موسیقی پاپ آن سال‌ها به طلاق دادن گوگوش و تشکیل زوج وثوقی و گوگوش به‌عنوان دو دلباخته در انظار عمومی. آن‌هم در حالی‌که هنوز پوری بنایی و وثوقی نامزد محسوب می‌شدند. شایعه‌ای وجود دارد که جدایی گوگوش از قربانی و آشنایی و ازدواجش با وثوقی تمهید ساواک و شخص پرویز ثابتی بوده برای قطع کردن ارتباط جنجالی و نیمه‌مخفیانه وثوقی و اشرف (اشرف 18 سال از وثوقی بزرگ‌تر بود)، که خب در صحت و سقمش خیلی مدرک متقنی نداریم.

در همین سال 1353 در سومین دوره جشنواره فیلم تهران فیلم گوزنها ساخته مسعود کیمیایی در نسخه سانسور نشده‌اش اکران شد که اهل فن می‌دانستند روایتی همدلانه از احمد زبیرم از اعضای فدایی‌های خلق است که دو سال قبل در محلات جنوب شهر به دام ساواک افتاد و پس از زدوخوردی طولانی کشته شد.

گوزنها حتی قبل از اکران از شهرتی این‌گونه برخوردار شد. بازی عالی و جسورانه وثوقی در نقش یک معتاد و استفاده از صدای خودش و فضاسازی سیاه و نومیدانه حاکم بر فیلم موجب موفقیت آن شد و جایزه بهترین فیلم و بهترین بازیگر را در رقابت با چند فیلم مهم دیگر به‌دست آورد. فیلمی که با کمک مالی وزارت فرهنگ و هنر ساخته شده بود و آکنده از مضامین و اشارات ضد‌حکومتی بود و در جشنواره همین حکومت جوایز مهمی را به‌دست می‌آورد.

هرچند این فیلم موجب شد سرو‌کار کیمیایی به ساواک بیفتد و قبول کند که نسخه سانسور شده با پایانی کاملا تغییر یافته به اکران عمومی برسد. گوزنها این‌گونه به جنجالی‌ترین فیلم سینمای قبل از انقلاب ایران بدل شد. شهرت فیلم سال‌ها بعد با گره خوردن با حادثه حریق سینما رکس آبادان بیشتر هم شد.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.