روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | سال 1353 اما یکی از سالهای خونین زدوخوردهای چریکی در سطح شهر تهران است. به شکل مرموزی بازوی نظامی مجاهدین خلق شاید بر اثر ضربات ساواک در این سال کمکار است. آنها که ترور لوئیز هاوکینز افسر اطلاعاتی آمریکایی را در خرداد سال 1352 در کارنامه داشتند در طول سال 53 به انزوا خزیده بودند. اما فدايیها با رهبر ماجراجویشان یعنی حمید اشرف یکی از پرکارترین دوران خود را در سال 53 گذراندند.
پر از ترور و بمبگذاری و حتی سرقت از بانک. یکی از پرسروصداترین ترورهای آنان مربوط به کشتن محمدصادق فاتحیزدی سرمایهدار خوشنامی بود که مالک روغن نباتی جهان و چیتسازی جهان بود و بانی شهرک جهانشهر در کرج. در ابتدای سال 53 او با اعتصاب کارگرانش روبهرو شد و موضعی سازشناپذیر اتخاذ کرد. نتیجه این ماجرا ترور او توسط فداییها بود. در بیستم مرداد سال ۱۳۵۳ هنگامی که مشغول رانندگی به سمت محل کار بود زیر پل درحال ساخت خیابان تاج (ستارخان) ترور شد.
محمدصادق فاتحیزدی به هنگام مرگ 76 ساله بود. یکی دیگر از ترورهای فداییها مربوط به کشتن عباس علی شهریاری نفوذی مشهور ساواک در حزب توده بود. فعال کارگری در خوزستان که بعد از چند سال سرگردانی در کویت در سال 35 به ایران بازگشته بود و با لابی يکی از اقوام با تیمور بختیار دیدار کرد و دست مودت با ساواک داد. او آنقدر نقش خودش را خوب بازی کرد که به مهمترین عضو تشکیلات تهران حزب توده بدل شد و طی بیش از یک دهه مهمترین چهرههای حزب را با ترفندهای موذیانه به دام ساواک میانداخت.
در تمام این سالها رهبران حزب توده در خارج از کشور بهخصوص رادمنش، شهریاری را معتمد اصلی خویش در ایران میدانستند و وظیفه فراری دادن اعضای حزب به شوروی طی دهه چهل برعهده شهریاری بود که خب میتوانید حدس بزنید که اکثر آنها به شکل کاملا اتفاقی لو میرفتند و به دام ساواک میافتادند. علی خاوری، پرویز حکمتجو، تقی معتمدیان و عمارلو از نمونه تودهایهای سرشناسی بودند که شهریاری آنها را در آستارا به دام ساواک انداخت.
سعید کلانتری و چوپانزاده از اعضای اولیه فداییها که از موج اول دستگیری رهیده بودند توسط شهریاری به دام ساواک میافتند. ضربات شهریاری به تشکیلات آذربایجان، اصفهان و کرمانشاه حزب توده حیرتانگیز بوده است. معروف است او در انتشار یکی از شمارههای نشریه زیرزمینی راه مردم متعلق به حزب توده وقتی با دستگیری دو تن از کارگرهای چاپخانه به مشکل برمیخورد از چاپخانه ساواک استفاده کرده بود تا در روند نفوذش در لایههای زیرین حزب وقفهای ایجاد نشود!
نقش شهریاری در ترور تیمور بختیار هم از فرضیات بسیار قوی در تاریخ سیاسی معاصر ایران است. آشنایی شهریاری با زبان عربی و نفوذیهایش در کویت و عراق و آشناییاش با خلقيات تیمور بختیار، همه به کمک ساواک آمدند تا یک افسر تودهای بهنام اگلن ماطاوسیان (یا با اسم دیگرش منصور فرهنگ ماهنشان) را به جمع نزدیکان بختیار وارد کنند.
بالاخره در سال 48، کاگب پس از دستگیری یکی از رابطهایش در تهران به او مشکوک میشود و سران حزب توده بهخصوص کیانوری را در جریان میگذارند که در نهایت به برکناری رادمنش از دبیرکلی حزب توده منجر میشود. شهریاری در اوایل دهه پنجاه با کمک ساواک ناپدید میشود و با یک هویت جعلی سر از شرکت کشتیرانی آریا در آبادان درآورد و مدیر برجسته آنجا شد. و با کمک ثابتی توانست دخترش را وارد دانشکده نفت آبادان کند که تا آنموقع فقط دانشجوی پسر قبول میکرد.
با افشای موضوع توسط دوانیهای مقیم آبادان (مانند محمد فقیهی دوانی) و مقاومت دانشجویان و اعتصابات در اعتراض به اینکه «نباید دختر یکی از سران ساواک (منظورشان شهریاری بود) وارد دانشکده نفت بشود» تعطیل شد. ناچار شدند به دستور شاه دختر عباس شهریاری را بورسیه آمریکا کنند. در نهایت در ساعت ۷ و ۴۰ دقیقه بامداد روز چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۵۳، عباس شهریاری در خیابان پرچم به کام مرگ افتاد.
برخی از نیروهای تحت امر حمید اشرف از طریق کنترل و تعقیب دختر شهریاری به مکان پدر وی پی بردند. بعدها در جریان ضربه خانه تیمی مهرآباد جنوبی مشخص شد دو تن از عناصر ارشد سازمان بهنامهای بهنام امیریدوان و بهزاد امیریدوان که در آبادان متولد و فارغالتحصیل دبیرستان رازی آبادان بودند در شناسایی شهریاری نقش مؤثری داشتند. این تنها لطمه فداییها به ساواک نبود. ترور علینقی نیکطبع از کارمندان ساواک در آبان 1353، کشتن سرتیپ زندیپور رئیس کمیته ضدخرابکاری در 27 اسفند 1353 و کشتن یدالله نوروزی فرمانده گارد دانشگاه آریامهر (صنعتی شریف) نمونهای از تکاپوی کمونیستهای ماجراجوی فدایی خلق بودند.
در این سال فشار ساواک برای به دام انداختن حمید اشرف به اوج خود رسیده بود اما اشرف از دامهای آنان میگریخت. ترورهای فداییهای خلق بهخصوص از بدنه ساواک و نیروهای امنیتی به انتقامگیری وحشیانه ساواک در فروردین سال 1354 انجامید. وقتی که 9 نفر از اعضای فدائیان خلق را (ازجمله بیژن جزنی) که حکمهای زندان طویلالمدت داشتند و دو نفر از اعضای مجاهدین خلق را به تپههای اوین بردند و با دستور مستقیم پرویز ثابتی آنها را با رگبار مسلسل به قتل رساندند که خب داستانش را در ماجراهای سال 1354 بازگو خواهم کرد. فداییها بعدها از اینکه عملیات لجامگسیختهشان در سال 1353 به شکل غیرمستقیم موجب کشته شدن بیژن جزنی و یارانش شده بودند ابراز پشیمانی کردند…

