روزنامه هفت صبح، نادر نامدار| راستش فکر میکنم مربیگری با جنجال و هیاهو گره خورده است. یعنی آرامترین آدمها هم ممکن است در لباس مربیگری تبدیل به آتشفشان خشم شوند و بزرگترین جنجالها را ایجاد کنند. شک ندارم دو دهه پیش اگر کسی به شما میگفت روزی میرسد که یحیی گلمحمدی با آن شخصیت آرام، ماخوذ بهحیا و محجوب، به سمت داور حمله میکند، به تخت سینه او ضربه میزند و حتی- به ادعای یکی از داوران- فحاشی هم میکند، باور نمیکردید و به عقلش شک میکردید.
تا قبل از این چند ماه، محمد مایلیکهن برایم شمایل بینقصی از یک مربی جنجالی بود. در واقع وقتی حرف از یک مربی جنجالی میشد، بلافاصله چهره او، حرکاتش و مصاحبههایش جلوی چشمانم رژه میرفتند. او علاوه بر دوران بازی، در دوران مربیگریاش هم با خیلی از آدمهای این فوتبال به مشکل خورد و در متن جنجال قرار گرفت. به امیر قلعهنویی لقب «گروهبان قندلی» و «آدم کوتوله» داد، فیروز کریمی را «دلقک» خطاب کرد و با علی دایی بارها درگیری لفظی پیدا کرد.
گاهی به طعنه در حرفهایش راجع به دایی از کلمه «خاله» استفاده میکرد و به او لقب «آقاقلدره» و «پولدوست» داده بود. در یکی از بازیهای صبا و پرسپولیس چیزی نمانده بود با او دست به یقه شود! یکبار هم در واکنش به صحبتهای دایی درباره رفتگران که به نظر او توهینآمیز بود، لباس رفتگران را بر تن کرد و به استادیوم رفت و در میان هواداران نشست!
باور کنید این رفتار برای مورینیو هم قفل است! در نتیجه یکی از درگیریهای لفظیاش با دایی، با شکایت او به زندان هم رفت و چند روزی را به قول خودش در جمع اختلاسیها جوجهکباب هم خورد! مایلیکهن به عادل فردوسیپور هم لقب کیروشیپور داد! رابطهاش با افشین قطبی هم خوب نبود و مدعی شده بود که پارتی او باراک اوباماست! صابون او به تن علی پروین، رضا شاهرودی، خداداد عزیزی، برانکو، علی فتحاللهزاده کارلوس کیروش و خیلیهای دیگر هم خورده است.
ماجرای افشاگری غیراخلاقی او روی آنتن زنده از تخته بازی کردن چند بازیکن تیم امید را هم قطعا بهخاطر دارید. یک بار هم در نشست خبری، در واکنش به توهین و فحاشی به داور مسابقه، مقابل دوربینها گریه کرد و گفت: «من این فوتبال را نمیخواهم!» که خب راست نمیگفت و همچنان همین فوتبال را میخواست و اگر میبینید که الان سالهاست در متن فوتبال حضور ندارد، دلیلش این است که فوتبال او را نخواسته! البته جنجالهای مایلیکهن خیلی خیلی بیشتر از اینهاست اما برای گفتن از همه آنها نیاز به انتشار یک ویژهنامه 16 صفحهای داریم!
در چند ماه اخیر اما سرمربی پرتغالی استقلال باعث شده تا جایگاه محمد مایلیکهن در صدر جدول مربیان جنجالی بهشدت تهدید شود! ساپینتو با سرعتی باورنکردنی و در عرض فقط چندماه، تبدیل به مدعی جدی جانشینی مایلیکهن شده و الحق والانصاف هم جانشین خلفی برای او به نظر میرسد.
لگد زدن به برانکارد کنار زمین در انزلی، داد و بیداد زشت و تحقیرآمیز بر سر دستیارانش در بازی مقابل هوادار که فیلمش در فضای مجازی منتشر شد و حسابی سر و صدا کرد، درگیری با مربیان گلگهر و شکستن شیشه و درب ورزشگاه، درگیری با خبرنگاران در ورزشگاه آزادی، حمله به سمت داور در بازی با گلگهر که اگر اطرافیانش نبودند، ممکن بود منجر به ضرب و جرح داور هم بشود، اتفاقات کرمان که نمیشود خیلی راجع به بعضی از آنها حرف زد و در نهایت درگیری لفظی با مربیان پیکان و ماجرای جنگل و حیوانات!
اینها مهمترین و گلدرشتترین جنجالهای ساپینتو در این چند ماه بودهاند. در تیمهای قبلی هم که الی ماشاالله! از مشت زدن به شیشه نیمکت ذخیره بگیرید تا دراز کشیدن در وسط زمین آنهم با کت و شلوار به بهانه داوری! او بهطور میانگین تقریبا از هر 3 بازی یک بازی را به دلیل محرومیت از دست داده و مجبور شده تیمش را از روی سکوها هدایت کند.
از جنجالی بودن ساپینتو همین بس که همین حالا که دارم این یادداشت را مینویسم نگرانم، چرا که احتمال افزایش محرومیت او هم هست و هر لحظه ممکن است حکم پرونده بازی با پیکان هم صادر شود و میانگین محرومیتهای او به یک بازی از هر دو بازی افزایش پیدا کند. دو روز پیش دوستی پرسید ساپینتو چند جلسه محروم شده است؟ از او پرسیدم تا الان یا تا الان؟ راستی تا یادم نرفته، آن حرکت پوپولیستی مایلیکهن، برای همین ساپینتوی بیاعصاب هم قفل است!

