روزنامه هفت صبح، دکتر امیررضا مافی | یک. سینما مهمترین نمود و پدیدار فرهنگی سرزمین ماست که تجمیع و بروز همه احوالات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ما را حمل میکند و از طرفی توسعهیافتهترین رسانه ایران، با چراغی همیشه روشن و پرفروغ است. گاهی طوفان شعله را آشفته میکند و سایهروشن زیادی میسازد و گاهی آتش چنان سر میکشد که تا دورترین گوشههای این خانه را روشن میکند و بالنده و سرحال پیش میرود. چراغ سینما با همه مسائلی که پدید میآید نباید خاموش شود، آنچنانکه در تمام مراحل بعد از انقلاب، در بحرانها و حوادث همواره سینما به حیات خود ادامه داده و هیچ زمانی چراغ سینما از پس طوفانها خاموش نشده است.
دو. بسیاری از نقدها به شرایط حاکم، خصوصاً وضعیت معیشتی و اقتصادی وارد است. خیلی از شعارها و آرمانها محقق نشده و البته تحقق بسیاری از امور در طول این سالها در عرصههای مختلف نادیده گرفته شده است. سینما محل بیان همین نقدهاست. سینما محل تبیین آن چیزی است که به آن اعتقاد داریم و مهمترین سرمایه بیان فرهنگی ماست. سینما بستر گفتوگوست، فضای بهرخکشیدن چالشها. گاهی سینما و تأثیرش را فراموش میکنیم و همهچیز را به بیانیه تقلیل میدهیم.
سه. عدهای معتقدند سینما و جشنواره را باید به دلیل شرایط موجود تحریم کرد، در این رویداد حضور نیافت و اعتراض را اینگونه نشان داد. نظر فردیشان محترم است؛ اما عدهای قیممآبانه، نهتنها خود دست به تحریم میزنند، دیگران را هم تشویق میکنند و مخالفان تحریم را با زشتترین الفاظ مینوازند.
اینجاست که در اندیشه فردی شک پدید میآید. انکار دیگری به دلیل مخالفت؟ حذف و تحریم بهعنوان راهحل؟ تمسخر و شماتت بهعنوان فعالیت سیاسی؟ آنهم از طرف کسانیکه شعارشان آزادی است؟ حتماً بنای مفهوم آزادی، آزاد بودن ما و دنبالهروی دیگران از ما نیست. منظور احترام است و سینماگران شرکتکننده در جشنواره نمایندگان دولت یا حاکمیت نیستند که اینگونه با ایشان به مبارزه و معارضه میپردازید و ادعای کنش سیاسی دارید.
چهار. سینما حرفه، شغل و محل درآمد بسیاری از سینماگران شریف است، اما آنها که تحریم را پیشنهاد میدهند لایههای دیگر حرفهای سینما را نمیبینند و این نیز بر خلاف روح آزادیخواهی است. آزادیخواه بدون انگزدن، قضاوت کردن، تهدید و توهین به نقد میپردازد و نظر خودش را با فشار آوردن به مردم به کرسی نمینشاند.
پنج. دوستانی که میدانند خاموشی چراغ سینما، یعنی روشن شدن هر نیت سوئی در بیرون از مرزها و حتی خیالات خام دشمنان و علاوه بر نقد و تحریم فردی به نشانه اعتراض، نیز تلاش میکنند دیگران را هم با سرکوب به تحریم وادار کنند، آزادی را شعار کردهاند، اما آزادگی را مشق نه. آنهایی که اهمیت استراتژیک خاموشی چراغ سینما را نمیدانند نیز کاش بیشتر فکر کنند و به تعمیم پرفشار تصمیمشان پافشاری و اصرار نورزند.
سینمای ایران باید زنده بماند مادامیکه میخواهیم فرهنگ ایران زنده باشد. سینمای ما مهمترین میراث فرهنگی زمانه ماست که نابودیاش، نابودی خیلی از شئون فرهنگی و اجتماعی ما خواهد بود. سینما را باید پاس داشت هم به خاطر خود سینما و هم بهخاطر بنای فرهنگی آن که مانند محافظی قدرتمند دور این سرزمین کشیده شده است.
شش. این سوزن به سینماگران، یک جوالدوز بزرگ به خودمان هم میطلبد که ببینیم چه وضعی را پدید آوردیم، امید را چگونه کم کردیم، فرصتها را چگونه سوزاندیم و تا کجا بذر بیاعتمادی کاشتیم. ما باید خودمان برخی از تصمیماتمان و بسیاری از اتفاقات امروز را اصلاح کنیم و بدانیم هرکس اعتراض کرد و هرکس نقدی وارد ساخت، معارض و دشمن نیست. مرز دشمنی روشن است. ما باید گوشمان را بیشتر از دهانمان باز کنیم و با دقت بشنویم. باید باب گفتوگو را برای ساختن گفتمانی جدید باز کنیم و با روی گشاده مخالف را پذیرا باشیم. حتماً انجام وظایف ما از انتظارمان باید جلوتر و بیشتر باشد.

