روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | دیروز پایان داستان آیتالله کاشانی را گفتیم. امروز به داستان نواب صفوی میپردازیم. نواب صفوی 20 ماه از طول 28 ماه نخست وزیری مصدق را در زندان بود. با اتهاماتی مختلف،ورود به زور به یک دبیرستان دخترانه برای مبارزه با بیحجابی، حمله به یک مشروب فروشی در بابل و البته پرونده باز قتل رزم آرا. نواب وقتی از زندان آزاد میشود با دلسردی به ادامه کار مصدق مینگرد و وارد جریانات سیاسی نمیشود.
او متوجه سیگنالهای آیتالله کاشانی در دست شستن از دولت ملی شده بود و انتظار میکشید. همزمان با روزهای کودتا، او دعوتنامهای از جمعیت اخوانالمسلمین دریافت میکند براي شرکت در کنگرهای در بیتالمقدس. او سپس سفر خودرا به مصر و عراق و لبنان پی میگیرد و در هیبت یک چهره بینالمللی جهان اسلام سخنرانی و مصاحبه میکند.
او در آستانه بازگشت به ایران از وقوع کودتا استقبال میکند: به خدای محمد صليالله علیه و آله قسم که اگر دو روز دیگر حکومت مصدق باقیمانده و رجاله بازیهای بیگانه پرستان ادامه پیدا میکرد عقدههای درونی مردم مسلمان ایران به هزاران برابر شدیدتر از آن طور که شد منفجر گردیده و رگهای بدن فرد فرد عمال کوچک و بزرگ شوروی رذل را به دست و دندان خشمناکشان بیرون کشیده بنیاد هستی یک یک آنها را بدون استثنا در شعلههای سوزان غیرت خویش میسوزاندند تا یاس کرملین نشینان از تسلط بر کمترین خشت مملکت ما هزاران برابر یاس کنونی گردد و گویا چون اکثر این فریب خوردگان، بدبخت و نادان و قابل هدایت بودند. خدای رحیم رحمی کرد که شاید هدایت شوند و از راه پلید فروش دین و ناموس و وطن به بیگانه بازگردند و …
نواب صفوی اما همچنان به اجرای احکام اسلامی توسط شاه و نخست وزیر تاکید میکند. او در بازگشت به ایران با مخاطره روبهرو نمیشود و به زندگی عادی خود ادامه میدهد. او حتی کاندیدای نمایندگی مجلس از قم هم میشود که با واکنش دوستانش روبهرو و پشیمان میشود. در مجموع در طول سال 1333 فدائیان اسلام سکوت خود را حفظ میکنند.
حتی در مهر سال 1332 محمد مهدی عبدخدایی متهم ترور دکتر فاطمی از زندان آزاد میشود. کسی هم به پرونده خلیل طهماسبی کاری ندارد. دولت تصمیم گرفته با طیف رادیکال مذهبی فعلا مماشات کند. آنها جایی در میان اسلام سنتی آیتالله بروجردی و اسلام به شدت سیاسی آیتالله کاشانی قرار داشتند که در تمام طول نهضت ملی شدن نفت به سمت آیتالله کاشانی متمایل بودند اما اصرارشان بر انجام احکام اسلامی آنها را مورد توجه مراجع سنتی قم هم قرار داده بود.
وقتی دولت فضلالله زاهدی در اردیبهشت 1334 سقوط میکند، حسین علاء به عنوان نخست وزیر پروژه عضویت ایران در پیمان سنتو را پیش میبرد. باج به آمریکا برای انجام کودتا. این پیمان ایران را به مهمترین متحد آمریکا در منطقه بدل میساخت. فدائیان اسلام در اولین کنش سیاسی خود پس از سالها تصمیم به ترور حسین علاء میگیرند. به دو گروه تقسیم میشوند. یک گروه به آبادان میروند و یک گروه در تهران در مجلس ختم پسر آیتالله کاشانی.
گروه آبادان وظیفه دارد که اگر در تهران موفقیت حاصل نشد، علاء را در سر راه رفتن به بغداد ترور کنند. در تهران موفقیت حاصل نمیشود. اسلحه ذوالقدر گیر میکند و او تنها با دسته اسلحه ضربه سختی به سر علاء میزند. نواب صفوی و یارانش ابتدا به خانه آیتالله طالقانی پناه ميبرند و بعد به یک مخفیگاه دیگر اما اول آذر 1334 دستگیر میشوند.
تیم آبادان هم بلافاصله به دام میافتند. تیمور بختیار که در ماههای پس از کودتا، سنگدلی و سرعت عمل خود را به رخ کشیده بود اینجا هم مثل مارشالهای غرب وحشی عمل میکند و عبدالحسین واحدی دست راست نواب صفوی را در همان اتاق بازجویی به قتل میرساند. روایت مطبوعات از این اتفاق اینگونه بوده است: علاء در 27 آبان برای شرکت در افتتاحیه پیمان سنتو راهی بغداد میگردد. عبدالحسین واحدی و اسدالله خطیبی تصمیم میگیرند به عراق بروند و در آنجا کار را عملی سازند. در اهواز، خاکی معاون شهربانی، آنان را شناسایی و دستگیر میکند.
واحدی و خطیبی را بیدرنگ به تهران و دفتر تیمور بختیار رئیس شهربانی کل کشور میبرند. بختیاردر نخستین برخورد، به واحدی ناسزا میگوید. واحدی با عصبانیت جواب او را میدهد و در این هنگام، یک صندلی را برمیدارد و با شدت به سوی بختیار پرتاب میکند.بختیار نیز بر میخیزد و با شلیک سه گلوله ….
در حالی که در قم بسیاری از مراجع خواهان حمایت حوزه علمیه از فدائیان اسلام و میانجیگری هستند آیتالله بروجردی چندان تمایلی به این کار نشان نميدهد. در 27 دی ماه 1334 سید مجتبی میرلوحی، جلیل ذوالقدر، خلیل طهماسبی (ضارب رزم آرا ) و محمد واحدی تیرباران میشوند. از اقدام به ترور اول و نافرجام کسروی تا صبح روز اعدام، ده سال و هشت ماه فاصله بود. نواب صفوی به هنگام اعدام تنها 31 سال داشت.

