روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | خب درباره کودتا چه بنویسیم که نشنیده باشید. شکست کودتا در 25 مرداد و دستگیری عوامل. فرار ناامیدانه محمدرضا از رامسر به بغداد و بعد ایتالیا با یک هواپیمای کوچک. تظاهرات پرشور طرفداران بهخصوص دانشجویان و تودهایها در 26مرداد که فکر میکردند با یک ایران جدید روبهرو خواهند شد.
ملاقات سفیر آمریکا با مصدق در 27مرداد و تهدید سفیر به قطع کمکهای مالی و تکنولوژیک آمریکا در صورتی که دولت تمهیدی برای خروج مردم و طرفداران سر از پا نشناخته خود از خیابانها نکند و اعتماد دوباره مصدق به واشنگتن و عدم درک منافع اقتصادی آمریکا در فرایند براندازی دولت ملی و درنهایت روز کودتا و هجوم تانکهای ارتش در کنار یکهبزنهای جنوب شهر به سرکردگی طیب حاجرضایی و آزاد کردن شعبان جعفری از زندان شهربانی و آتش زدن تئاتر سعدی به عنوان نشانهای از فرهنگ غربی و تودهای و تسخیر رادیو و حمله به نخستوزیری و خانه مصدق.
یکی از ارزانترین و بیدردسرترین کودتاهای جهان. از سوی آمریکا و از پولهای در اختیار کرمیت روزولت برای انجام کودتا یک میلیون دلار، بودجه در نظر گرفته شده بود. اما تنها هفتاد هزار دلار از این پول توسط کرمیت روزولت در آن زمان هزینه شد! که پای یکیدو روحانی برجسته و یا حداقل آشنایان آنها نیز در میان بود. گزارش رسمی از ماجرا اینگونه است: از ساعات اولیه صبح ۲۸ مرداد جمعیتی از سمت جنوب به سمت مرکز شهر تهران به راه افتادند.
عوامل کودتا با پیگیری و خرج کردن مبلغ زیادی پول نیروهایی از اوباش و زنان محلات مختلف (مانند پری بلنده) را یکدل کردند و صبح روز چهارشنبه ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ خیابانهای تهران شاهد حرکت این نیروها و نیروهای نظامی با شعار «جاوید شاه» بود. تا بعدازظهر خیابانها در کنترل افرادی بود که به طرفداران مصدق حمله میکردند. دفترهای احزاب و نشریات طرفدار مصدق یا حزب توده غارت شد و به آتش کشیده شد.
مصدق اما از بازداشت گریخت و پنهان شده بود. زاهدی اعلامیهای صادر کرد و متذکر شد «در حفظ جان دکتر مصدق از هیچگونه اقدامی کوتاهی نخواهد شد. از این رو مقتضی است ظرف ۲۴ساعت خود را به شهربانی معرفی نماید». مصدق در روز ۲۹ مرداد خود را به زاهدی تسلیم کرد و بازداشت شد. زاهدی فرمانده کودتا به محمدرضا شاه تلگرافی زد و از وی خواست تا به ایران بازگردد، شاه نیز در جواب فضلالله زاهدی اعلام کرد بیدرنگ به ایران بازمیگردد.
در روز ۲۹مرداد ۱۳۳۲ در تمام شهرهای ایران حکومت نظامی برقرار شد. همچنین در این روز عده زیادی از افسران که از عوامل کودتا بودند ترفیع درجه پیدا کردند از جمله سرهنگ نعمتالله نصیری، سرهنگ تیمور بختیار و سرهنگ عباس فرزانگان درجه سرتیپی گرفتند. پس از کودتا به دستور فرمانداری نظامی از انتشار روزنامههای حامی مصدق و حزب توده جلوگیری شد.
فرمانداری نظامی به ریاست سرتیپ تیمور بختیار به تعقیب و دستگیری مخالفان پرداخت. حسین فاطمی (وزیر امور خارجه دولت مصدق) و کسی که پیشنهاد اولیه ملی شدن صنعت نفت را ارائه کرده بود توسط دادگاه نظامی به اعدام محکوم و در حالی که بیمار بود تیرباران شد.امیرمختار کریم پورشیرازی مدیر روزنامه شورش که از شاه و بستگانش انتقاد کرده بود نیز در زندان لشکر دو زرهی (محل حبس و شکنجه زندانیان سیاسی پس از کودتا) کشته شد.
محمود سخایی رئیس شهربانی کرمان توسط وابستگان مظفر بقایی کشته شد.مصدق خود بعدها روایت کرده است: دادگاه نظامی مرا به سه سال حبس مجرد محکوم کرد که در زندان لشکر ۲ زرهی آن را تحمل کردم. روز ۱۲ مرداد ۱۳۳۵ که مدت آن خاتمه یافت به جای اینکه آزاد شوم به احمدآباد تبعید شدم و عدهای سرباز و گروهبان مأمور حفاظت من شدند.
اکنون که سال ۱۳۳۹ خورشیدی هنوز تمام نشده مواظب من هستند و من محبوسم و چون اجازه نمیدهند بدون اسکورت به خارج [قلعه] بروم در این قلعه ماندهام و با این وضعیت میسازم تا عمرم به سر آید و از این زندگی خلاصی یابم. مصدق در سال 1344 در احمد آباد در همان قلعه درگذشت و همان جا هم خاک شد. تاریخ معاصر ما پس از قتل ناصرالدین شاه در حرم شاه عبدالعظیم فراز و فرودهای فراوانی داشته است اما کودتای 28 مرداد پایان یکی از مهمترین فرازهای تاریخ ما بود.

