روزنامه هفت صبح، رضا فراهانی| یک: تا جایی که میتوانم ذهن را به عقب بکشم و یادهایم را به یاد بیاورم هیچ دورهای از جامهایجهانی برای من مانند جام نودوهشت نبوده،پسرکی هشت ساله که تازه با جادوی فوتبال آشنا شده و لابهلای بازیهای جامجهانی دارد لذتهای جدیدی کشف میکند.
آنقدر که با حوصله و عاشقانه تک تک بازیهای جام را مینویسد،پرچم کشورها را میکشد و نام پایتختهایشان را به یاد میسپارد،تازه فهمیده پایتخت رومانی بخارست است و بزرگترین شهر آفریقا ژوهانسبورگ (که نام خیلی اروپایی به نظر میرسد)، میان نام و چهره بازیکنان دنبال الگوست و فهمیده نام کرواتها اغلب به ویچ ختم میشود و نام عربستانیها با «ال» شروع میشود،کرهایها چشم بادامی هستند و ژاپنیها نامشان جوری ادا میشود گویی کسی با کسی دعوا دارد!
دانمارکیها اغلب مو زرد هستند و شیلیاییها خیلی عصبیاند. فوتبال در سیطره برزیلیهاست و اروپاییها مدام به قلعه آنها حمله میکنند، همه چیز را بعد از دور گروهی فهمیده اما پاسخ به همین گزاره آخر او را تا پایان جام پای تلویزیون میخکوب میکند تا ببیند زیدان و یارانش بالاخره میتوانند سرزمین برزیلیها را فتح کنند یا خیر .
شب موعود فرا میرسد و در حالی که همه از مسمومیت رونالدو میگویند فرانسه دلبریهایش را تکمیل میکند و پدیدهای به نام زیدان که درخشش او باعث شده هیچکس از کانتونا یادی نکند، جام را در سرزمین خروسها نگه میدارد و باعث میشود برزیل نتواند با دوجین ستاره از قهرمانیاش دفاع کند، فرانسه در شبی که یکی از زیباترین بازیهایش را به نمایش گذاشت با سه گل برزیل جذاب آن سالها را شکست داد و دیدیه دشان جام قهرمانی را بالا برد.فرانسه به شکوه به دوران طلاییاش سلام كرد و برزیل قهرمانی را چهار سال به تعویق انداخت…
دو: گویی تقدیر این است که یک پای فینالهای جذاب تاریخ فرانسه باشد. شما شاید فرانسه را همین فینال اخیر ۲۰۲۰ به یاد بیاورید اما من همین حالا هم فینال ۲۰۰۶ را با کیفیت اچ دی جلوی چشمانم دارم و هم فینال یورو ۲۰۰۰ را که بیشک یکی از زیباترین فینالهای تاریخاند.جایی که نسل طلایی بعد از قهرمانی ۹۸ جسور و با اقتدار برای قهرمانی اروپا حمله کرده بود و تا فینال همه چیز برایش خوب پیش رفت اما
در فینال به سد محکمی چون ایتالیا رسید که ناکامی در نودوهشت باعث شده بود با یک تغییر نسل جوانتر و با انگیزهتر برای قهرمانی اروپا به مسابقات بیاید،ایتالیا با گل دلوکیو که هیچکس نمیداند کی و کجا به پیراهن تیم ملی رسید تا دقایق پایانی از حریف پیش بود و اگر دل پیرو کمی با دقتتر بود در همان نود دقیقه کار تمام میشد.
اما دل پیرو به رسم آن سالها در بازیهای بزرگ کوچک میشد و همین بود که هرچه زد گل نشد تا از لابهلای بیست و دو نفر یکباره یک ویلتورد سیه چرده بیرون بزند و در دقیقه ۹۵ بازی را برای فرانسه یک -یک کند تا رویای قهرمانی ایتالیا تبخیر شود و همه چیز به وقتهای اضافه و قانون مسخره گل طلایی کشیده شد
و من در حالی که با خودم فکر میکردم این همه بازیکن سیاهپوست چطور پیراهن فرانسه را پوشیدهاند و این چه تیم فرانسهای است که شکل و شمایل اروپایی ندارد و به عنوان یک هوادار ایتالیا کلی بد و بیراه نژادپرستانه در ذهنم ردیف کرده بودم یکباره دیوید ترزگه را دیدم که گل دوم فرانسه را به ثمر رساند تا تیر خلاص بر پیکر بیجان ایتالیا بخورد و همه چیز برای یک هوادار ده ساله تلخ به پایان برسد.
آن مقدار غم برای یک کودک ده ساله قابل تحمل نبود اما خدا دلش با هواداران پاریسی بود که دلش را برد سمت پاریس و جام قهرمانی را دوباره به دستان دیدیه دشان داد و پسر ده ساله تا ۲۰۰۶ صبر کرد تا ایتالیای قهرمان را ببیند، شش سال و کلی فینال جذاب از سر گذراند اما بالاخره در شبی که شب لاجوردیها بود انتقام سخت حاصل شد…

