روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | قبل از ورود به دوره صدارت مصدق بهتر است باز هم در سال 1329 بمانیم و برای فهم بهتر ماجراهای سیاسی آن دوران دو اتفاق بسیار مهم دیگر را مرور کنیم. یکی انتشار مانیفست فدائیان اسلام در این سال که نشاندهنده نوعی دیدگاه در بخش بزرگی از طبقات مذهبی شهری بهخصوص در تهران است و سپس ماجرای اعتصابهای بزرگ کارگران در سال 1329 که توسط حزب توده سازماندهی شد. در مورد مانیفست فدائیان اسلام بهتر است این متن را عینا از تاریخ ایرانی نقل کنیم:
«جمعیت فدائیان اسلام در عرصه نظر با طرح ایده حکومت اسلامی شناخته میشوند. ایدهای که مشروح و مبسوط آن در سال ۱۳۲۹ توسط سیدمجتبی نواب صفوی، رهبر این حزب، در مجموعهای بهنام راهنمای حقایق یا نماینده کوچک حقایق نورانی جهان بزرگ آمده است.این کتاب گرچه مانیفست فدائیان محسوب میشود.
اما فاقد ظرافتهای نظری است و در بخشهای مختلف کتاب، چه جاییکه درصدد شناخت مشکل است و چه زمانی که ادعای حل مشکل را دارد، به کلیاتی بسنده شده و با طرح شعارهایی، گمان انداختن طرحی نو را نوید میدهد؛ هر چند در این طرح نو هم باز شاه، شاه میماند و تنها به پدر خانواده تشبیه میشود که باید همان صفات و مزایای پدری و همان وظایفی که بایستی پدر انجام دهد را دارا باشد تا همه مردم از او درس ایمان و اخلاق بگیرند.
کتاب مذکور مشتمل بر سه بخش است. بخش نخست به توضیح دلایل و عوامل مشکلات ایران و جهان اشاره دارد که مهمترین آنها را چنین برمیشمارد: گسستن ریشههای نورانی ایمان به حقایق و انحراف بشر از مسیر دین فطری اسلام، اجرا نشدن احکام اسلام و قانون مجازات، مفاسد فرهنگی، نبودن فرهنگ و شهوتآموزی بهنام علم، عریانی و عدم حجاب زنان، استفاده از مشروبات الکلی، استعمال موادمخدر، قماربازی، سینماها، نمایشخانهها، رمانها، تصانیف و اشعار موهم و شهوتانگیز و جنایتآموز، موسیقی و نغمههای غیرمشروع، دروغ و چاپلوسی و مداحیهای فضیلتکش رادیو و جراید، فقر عمومی و بیکاری و کثرت بیچارگان و سرگردانان، فحشا و امور منافی اخلاق و عفت، رشوهخواری گسترده و رباخواری عمومی و بانکی، بیاعتمادی فراگیر در میان اقشار ملت و حکومت نسبت به یکدیگر.
همانطور که گفته شد در بخش دیگر کتاب (بخش دوم) شیوههای اصلاح و برنامههایی برای وزارتخانههای دولتی ارائه میشود که در این میان وزارتخانهها و نهادهای دولتی، مفصلتر مورد بحث و بررسی قرار میگیرند. در مورد وزارت کشور نیز به اموری چون برگزاری نماز جمعه و جماعت در سراسر کشور تاکید شده که حضور شاه و نخست وزیر نیز در این مراسم توصیه میشود.
از دیگر وظایف این وزارتخانه که در راستای رفع فساد است، گسترش ازدواج موقت است که از نظر نواب یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از فحشاست، همچنین جداسازی زنان و مردان در اماکن عمومی. در خصوص وزارت دادگستری، بر اجرای احکام اسلامی و قانون مجازاتهای اسلامی تصریح شده است و وزارت دربار نیز وظیفه جلوگیری از چاپلوسی و تملق را دارد. علاوه بر این برای وزارت بهداری موردنظر لزوم ترمیم اساس طب تعیین شده است، بر این اساس، دروس طبی دانشگاههای پزشکی دنیا و دانشگاه اسلامی ایران با توجه به معارف و احکام نورانی اسلام و احیای طب سنتی. پیشنهاد اصلاحی این کتاب برای وزارت دارایی نیز ضرب سکه بهنام امام زمان(عج) است و نه بهنام حاکم وقت.
فدائیان در یک نگاه کلی، اساسا به علم اقتصاد اعتقادی نداشتند و بر آن بودند که «علم اقتصاد چیزی جز حقهبازی و مردمفریبی نیست… و به همین دلیل چنانچه یک بقال پاکی، در رأس دارایی قرار گیرد، بدون احتیاج به سخنان بیمغز مردم فریب علمای اقتصاد و مستشاران مالی و غیره، سرمایه ایران را حفظ میکند.» در همین بخش کتاب میآید که همه وزارتخانهها باید پرچم سبز لااله الا الله، محمد رسولالله، علی ولیالله را در کنار پرچم ملی قرار دهند و در اوقات نماز در تمامی مراکز دولتی، صدای اذان طنینانداز شود.
در بخش سوم کتاب، دیدگاههای فدائیان اسلام در مورد مشروطه و نهادهای سیاسی موجود اختصاص دارد. در این بخش به انحرافهایی که در مشروطیت ایجاد شد، اشاره میشود که مهمترین آنها، «ریختن خون پاک عزیزترین پیشوای روحانی، شیخ فضلالله نوری» بود. در حقیقت اعدام شیخ، عامل بدبینی فدائیان به مشروطه بود. فدائیان اسلام مشروطه را ثمره فداکاریهای مسلمانان بیچاره که از روی نادانی بهجان هم افتاده بودند و اساس آن را شورهزار فاسدی میدانستند که آثار شوم بسیاری داشته است.
در کل، مطالعه این قسمت از کتاب حکایت از آن دارد که فدائیان اسلام نهتنها اساس مشروطه را زیرسوال میبرند، بلکه آثار و پیامدهای آن را هم بسیار منفی و شوم میدانند. در ادامه همین بخش، همچنین در مورد آزادی انتخابات به جلوگیری از انتخاب افراد بیدین و لغو قانونهای مخالف اسلام تاکید میشود که نهادی همچون شورای نگهبان را رهنمون میسازد.
آنها اعلام کردهاند: «نمایندگان مجلس شورا باید بفهمند که مجلس، مجلس قانونگذاری نیست، بلکه مجلس شورای اسلامی است و تنها حق دارند بر طبق قانون مقدس اسلام در راه عظمت ملت مسلمان ایران شور نمایند و راههای مشروعی برای ارتقای ملت مسلمان ایران پیدا نمایند و بر زیان مصالح مملکت اسلامی سخنی نگویند و در انجام وظیفه خود در مجلس شورای ملی تحت نظر حوزه روحانیت و علمای پاک طراز اول قرار گیرند.» با این استدلال که «حق قانونگذاری تنها برای خداست و قانونی که از فکر پوسیده بشر قانونگذار بگذرد، با علم و عقل و اسلام منافات دارد.»
در مورد اعتصابات فردا حرف خواهیم زد.

