روزنامه هفت صبح، یاسر نوروزی| زنش ربوده شده! البته میگوید چنین چیزی، خیلی غیرطبیعی نیست و هر سال عدهای از مخالفان یا حتی عناصری که به نظر حکومت مشکوک میآیند، ناپدید میشوند! روایت را در واقع ما از نوشته همسرش، دزموند چام، میخوانیم. سیانان درباره این کتاب گفته: «کتابی که چین کمونیست نمیخواهد آن را بخوانید». واقعیت هم همین است. انتشار «رولت سرخ»، خاطرات واقعی دزموند چام که روابط بسیار نزدیکي با خانواده نخستوزیر چین داشته، قاعدتا نوعی خودکشی است.
چون دزموند چام در جای دیگر کتاب اشاره میکند حکومت مخالفان را در سراسر جهان زیر نظر دارد و گاهی حتی سربهنیست میکند. او ماجرای کتابش را از دزدیده شدن همسرش به دست حزب کمونیست شروع میکند، برمیگردد به زندگی خودش و بعد کمکم میگوید چطور همراه همسرش (ویتنی) با بالاترین ردههای حکومت چین ارتباط برقرار کرده است و محرم اسرارشان شده: «کار هر دوی ما شده بود فراهم کردن هر چیزی که خاله (همسر نخستوزیر چین) و نزدیکانش هوس میکردند.
ما شبیه آن ماهیهایی شده بودیم که دندانهای کروکودیلها را پاک میکنند.» (ص 157). ترجمه و انتشار چنین کتابی در ایران، از چند منظر اهمیت دارد. اول اینکه بسیار جدید است و انتشار آن مربوط به سال 2021؛ یعنی یک سال پیش. دوم اینکه مترجم، بیژن اشتری، در ترجمه این نوع کتابها تخصص دارد. سوم، کمبود چنین ترجمههایی در ایران درباره چین معاصر است.
همانطور که چام در کتابش اشاره میکند حفظ اطلاعات در حکومت کمونیستی چین بسیار مهم است و حزب کمونیست تا جایی که امکان دارد از بیرون آمدن جزئیات دقیق از روابط درون حاکمیت جلوگیری میکند. با این حال «رولت سرخ» اینقدر آشکارا پرده از همهچیز برداشته که در مقاطعی از اطلاعات آن حیرت میکنیم؛ از جمله فساد اقتصادی در ردههای بالای مقامات چینی: «فساد برآمده از فعالیتهای اقتصادی ارتش چین بهراستی ابعاد افسانهای داشت تا آنجا که توانایی ارتش برای جنگیدن را از بین برده بود.
من بههنگام کار با شرکت تیت ایژیا با چشم خودم این فساد را دیده بودم. شاهد بودم که چطور یک فرمانده نیروی دریایی چین پیشنهاد کرد که از ناوهای جنگی تحت فرمانش، برای قاچاق آبجو به داخل خاک چین استفاده کند.» (ص 147) چام بعد از ورود به خانه نخستوزیر و شرحی که از اعتماد همسر نخستوزیر به آنها میدهد، اضافه میکند: «خاله (همسر نخستوزیر چین) به هر جایی که سفر میکرد، هوانگ را هم همراه خودش میبرد.
ویتنی (همسر نویسنده) گرچه هیچوقت سند موثقی نداشت، حدس میزد که هوانگ، بهرغم شکم گنده و رفتار دهاتیاش، فاسق خاله باشد. ما اسم هوانگ را «میانشو»ی خاله ژانگ گذاشته بودیم که به زبان چینی باستان یعنی «فاسق یک زن اشرافی»… چنین پدیدهای در بین سردمداران حزب کمونیست چندان نامعمول نیست. مقامات مذکر معمولاً معشوقه دارند؛ آنهم نه یکی و دو تا بلکه گاهی ده دوازده تا. اما اینکه یک زنِ بلندپایه، فاسق داشته باشد امر نادری بود.» (ص 165).
از نکات دیگر مهم، اشاره به زندگی اشرافی فرزندان خانوادههای ردهبالاست. به روایت چام، تنها کسانی میتوانند در چین به ثروت برسند که «گوانشی» (پارتی) داشته و به هر نحوی با اعضای حزب در ارتباط باشند. چام توضیح میدهد که چگونه از طریق آشنایی با ویتنی (همسرش)، درون خانواده نخستوزیر راه پیدا میکند و بعد موبهمو، اشرافیگری مسلط بر این خانواده را شرح میدهد. این موضوع بهزعم چام البته مختص خانواده نخستوزیر نیست.
او میگوید: «فرزندان قشر حاکم چین در فضای بسته و لاکچری پکن بزرگ شده بودند. آنها کلی خدم و حشم داشتند، غذایشان از جای خاصی تهیه و تأمین میشد، به مدارس ویژه میرفتند و خلاصه از انواع امتیازات انحصاری برخوردار بودند.» (ص 139) البته اهمیت کتاب فقط به اشارههای مختلف به درون حزب کمونیست و حاکمیت چین نیست. چام گاهی به تفاوتهای فرهنگ چینی هم با دیگر فرهنگها اشاره میکند که حتی ممکن است تعجببرانگیز باشد. کتاب «رولت سرخ» کمتر از یک ماه است که با ترجمه بیژن اشتری توسط نشر «ثالث» روانه بازار کتاب شده است.

