روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| برنامه «۷۳ سوال» مجله ووگ اینبار سراغ جنیفر لوپز رفته. خواننده و بازیگر ۵۳ ساله در خانه مجللش را به روی دوربین باز میکند، قدمزنان به سوی آشپزخانهای بزرگ با گازی خالی میرود، توی فنجانهای سفید چای کیسهای میاندازد و به سوالها پاسخ میدهد و تند تند مروری بر موفقیت و محبوبیت و مهمترین اجراها و دستآوردهایش میکند.
جایی صدای مجری از او درباره محبوبترین تعطیلات میپرسد و زن به سرعت جواب میدهد: کریسمس. بعد درباره سنتهای خانوادگی حرف میزند و میگوید هر سال در کنار خانوادهاش غذاهای لاتین تکراری محبوبی که یک سال برایشان انتظار کشیده بود را میخورد. صدا میپرسد: «امسال برای کریسمس چی میخوای؟» زن چند لحظهای فکر میکند، بعد با لبخند به سمت دوربین برمیگردد و میگوید: «من هرچیزی که میخواستم رو دارم.»
طرفدار هنر و موسیقی نهچندان فاخر خانم لوپز نیستم، اما از این جواب خوشم آمد. او جداً همه چیز داشت. از ثروت و شهرتی افسانهای گرفته تا جوایز معتبر و کارنامهای پر و پیمان و سلامتی و ظاهر و… و عشقی که دائماً تازه میشود. عجیب است که کسی در موقعیتی باشد که دیگر چیزی نخواهد.
نه از آن نوع نخواستنهای فداکارانهای که گاهی از مادرها میبینیم، بلکه نوعی حقیقی از دارایی.
دارم به این فکر میکنم که بعد از رسیدن به این مرحله و تیک زدن تمام اهداف و خواستهها چه باید کرد؟ خانم لوپز! این که سرتان با سقف آرزوها مماس شده هولناک و غمانگیز نیست؟

