روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | رضاشاه نخستین کسی بود که به محض اعلام جمهوریت در ترکیه، تغییر حکومت را به آتاترک تبریک گفت. سردار سپه که در آن زمان به تازگی به نخست‌وزیری منصوب شده بود، در ‌آبان 1302 یک جلد قرآن و یک قبضه شمشیر مرصع به عنوان هدیه برای آتاترک فرستاد.

در خرداد ماه 1313، رضاشاه تنها مسافرت خارجی خود را با حرکت به سمت ترکیه آغاز کرد. او در رأس یک هیأت 17 نفره که اکثرشان نظامی بودند، راهی این سفر شد. از طریق تبریز، خوی و ماکو وارد خاک ترکیه شد و پس از عبور از مسیرهای قارص، ارزروم، طرابوزان وسامسون به آنکارا پایتخت این کشور رسید. او روز 21خرداد وارد ترکیه و روز 26خرداد وارد آنکارا شد، 38روز در آن کشور ماند و روز 20تیر به تهران بازگشت.
مستشارالدوله خاطره خود را در این زمینه برای سناتور صدیق اعلم چنین نقل کرده است:

شبی پس از پایان ضیافت رسمی باشکوه وقتی رضاشاه به عمارت حزب خلق که محل اقامت او در آنکارا بود مراجعت کرد تا پاسی از شب نخوابید و در تالار بزرگ خانة ملت قدم می‌زد و فکر می‌کرد و گاه گاه بلند می‌گفت: عجب!عجب! وقتی چشمان شاه متوجه من شد که در گوشة تالار ایستاده بودم فرمود: «صادق من تصور نمی‌کردم ترک‌ها تا این اندازه ترقی کرده و در اخذ تمدن اروپا جلو رفته باشند. حالا می‌بینیم که ما خیلی عقب هستیم مخصوصاً در قسمت تربیت دختران و بانوان».

رضا شاه هنوز جرات ممنوعیت حجاب را نداشت. این وسوسه قدیمی زمانی توسط تیمورتاش و فیروز و فروغی به او القا می‌شد. اما حالا فیروز در زندان بود و تیمورتاش زیر خاک. قدم اول او ممنوعیت کلاه پهلوی بود. در نیمه خرداد ۱۳۱۴ کلاه یک لبه که به نام کلاه پهلوی معروف بود ناگهان ممنوع و به کلاه تمام لبه (شاپو) تبدیل شد.

در واقع این تقلیدی کامل از کلاه‌هایی بود که ترک‌ها پس از به قدرت رسیدن کمال پاشا (آتاترک) از آن استفاده می‌کردند. رضا شاه معتقد بود که با چنین تغییراتی اختلاف ظاهری ایرانی‌ها با اروپایی‌ها برداشته خواهد شد. یک ماه بعد اعتراض بزرگ روحانیت و مردم در مشهد رخ داد و تحصن اقشار مختلف در صحن مسجد گوهرشاد.

رضاشاه عصبانی از هرگونه مقاومتی (آن دوران اوج استبداد رضاشاه است) به پاکروان استاندار خراسان که درس آموخته مدرسه نظام سن سیر فرانسه بود دستور می‌دهد این وقفه در انجام دستوراتش را با گلوله پاسخ بدهد. به دستور پاکروان در ظهر گرم 21 تیرماه 1314 به متحصنین با مسلسل‌های قرار داده شده در پشت‌بام‌ها و دیوارهای مسجد شلیک کردند.

پاکروان که به سیاق همیشگی خراسان ‌رقابتی پنهان با نایب تولیت آستان قدس یعنی محمد ولی خان اسدی (پدر دامادهای محمدعلی فروغی و از سیاستمداران متنفذ مشهد) داشت او را مقصر اصلی نافرمانی روحانیت در مشهد نامید و به دستور رضاشاه،‌ محمد ولی خان در یک دادگاه صحرایی محاکمه شد و در آذرماه هم به جوخه اعدام سپرده شد. محمدعلی فروغی نخست‌وزیر هم برکنار شد.

در مرداد همان سال 1314 اولین بی‌حجابی رسمی در شیراز رقم خورد. طی سفر وزیر معارف وقت، میرزا علی‌اصغر خان حکمت به شیراز پس از برگزاری جشن و سخنرانی وزیر، تعدادی از زنان به روی سن آمده و با برداشتن حجاب خود شروع به پایکوبی کردند. مردم شیراز به نشانه اعتراض در مسجد وکیل جمع شده و با سخنرانی سیدحسام‌الدین فالی از علما و روحانیون متنفذ شیراز به این ماجرا اعتراض کردند.

در شمال و در گیلان هم تلاش‌هایی در این زمینه شد. رضاشاه در آذر همین سال 1314 به محمود جم رئیس‌الوزرا گفت: «نزدیک دو سال است که این موضوع ـ کشف حجاب ـ سخت فکر مرا به خود مشغول داشته است،‌خصوصاً از وقتی که به ترکیه رفتم و زن‌های آنها را دیدم که «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش به‌دوش مردهایشان در کارهای مملکت به آنها کمک می‌کنند.»

اما بالاخره در 17دی ماه 1314 (هفتم ژانویه 1936) شاه به اتفاق ‌تاج الملوک و دخترانش ‌ در جشن دانشسرای مقدماتی تهران بدون حجاب حاضر شدند و این آغاز دوره‌ای پرتنش در جامعه ایرانی بود. تصویر تاج‌الملوک و اشرف و شمس را می‌بینید. روایت است که اگر جنگ‌جهانی دوم پیش نیامده بود، شاید رضاشاه مانند ترکیه تقویم رسمی هجری را به میلادی تغییر می‌داد و روز تعطیل را از جمعه به یکشنبه تبدیل می‌کرد.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.