روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | تاسیس راهآهن ایران از آن حوادث پرماجراست که میتواند به یک سریال چندین قسمتی بدل شود. در واقع در دوره قاجاریان انگلیس و روسیه بر مبنای احتیاجات خود چند خط راهآهن کشیده بودند. از بوشهر به برازجان و یا از میرجاوه تا زاهدان. این دو خط در مناطق تحت نفوذ انگلیسیها بودند. روسها هم یک خط از بندرانزلی تا پیربازار رشت کشیده بودند و یک خط بلندتر میان جلفا تا تبریز. هرکدام از دو قدرت در مناطق تحت نفوذ خودشان.
بین سالهای 1848 تا 1914. یعنی سالهای 1227 تا 1293 شمسی. انگلیسیها نگران دسترسی رقبا به هند بودند و روسها هم مازندران و گیلان و آذربایجان را ملک طلق خود میدانستند. در اواخر دوره ناصرالدین شاه در حالیکه عراق و عثمانی و هند و مصر دارای خطآهن بودند در ایران خبری نبود. امینالسلطان صدراعظم مستبد و البته کاردان ناصرالدینشاه در مورد مخالفت با تاسیس راهآهن گفته بود:« مردم ايران چندان اهل مسافرت نيستند. اگر هم راهآهن احداث كنيم چاروادارهای ما بيكار شده و عليه ما شورش میكنند.
غير از اين هم سفر با قاطر باعث طولانی شدن سفرها میشود. چون اگر مردم زود به مقصد برسند باقی اوقاتشان را چه خواهند كرد. از طرفی اگر اين خط كشيده شود مردم ايران مردههايشان را به كربلا خواهند فرستاد و در اين صورت دولت عراق جلو كار را میگيرد.» در همین دوره ناصرالدینشاه و در سال 1261 است که خطآهن 9 کیلومتری بین تهران و شهرری برقرار میشود. با شرکت یک کمپانی مهندسی بلژیکی و سرمایهگذارهای روسی.
این خط آهن بسیار هم مورد استقبال قرار میگیرد اما در نهایت با شورش مرکبداران و چاروادارها مواجه میشود و یک بار هم به خاطر کشته شدن یک مسافر زیرچرخهای این قطار کوچک، بلوایی در تهران صورت میگیرد آن سویش ناپیدا! فرانسویها در همین دوران امتیاز یک خط راهآهن شمال به جنوب از رشت به تهران وتا بوشهر را به دست میآورند اما فشار روسها این قرارداد را لغو میکند. کلا میشود قدرت و اعتبار شاهان قاجار را از لابهلای این حوادث مرور کرد!
رضاشاه بالاخره طرح راه آهن سراسری را در سال 1307 کلید میزند.با انحصار تجارت قند و شکر و گرفتن عوارض برآن هزینه راهآهن تامین شد. چند کمپانی آمریکایی و آلمانی نقشهبرداری را انجام میدهند. با استفاده از هواپیماهای سبک نقشه برداری و یک کمپانی دانمارکی با استفاده از چند شرکت مهندسی ایتالیایی و اتریشی و سوئدی با برنده شدن در مناقصه، کار احداث را شروع میکند. مسیر این خط شگفتانگیز است. اصفهان و شیراز و یزد در مسیر قرار نمیگیرند.
خطی که از ماهشهر شروع شده و در گذر از خرمآباد و اراک به تهران میرسد و بعد به سمت شاهی (قائمشهر)حرکت میکرد و بعد به بندر ترکمن میرسید. در سال 1318 در حوالی اراک خط راهآهن شمال و جنوب به هم متصل میشوند. یعنی در سال 1939 میلادی ایران بالاخره صاحب یک خط آهن میشود که از دسترس دو سوم جمعیت کشور خارج است! این اتفاق 60 سال بعد از روزی است که امینالسلطان لزوم ایجاد خط راه آهن را در ایران نفی کرده بود. این خط آهن به زعم بسیاری شاهکار معماری بود.
مهندسین ایتالیایی بخصوص در جای جای این خط و در معماری ایستگاهها و پلها هنر نبوغآمیزی را از خود نشان داده بودند. بیدلیل نیست که کل راهآهن ایران جزو میراث یونسکو ثبت شده است. از سویی برای اولین بار یک پروژه بدون حضور مستقیم روسها و انگلیسیها برپا شده بود که البته حضور کارشناسان آلمانی و اتریشی موجب شکایت مستقیم انگلیسیها شده بود.
جالب آنکه روایت است که رضاشاه برای پاسخگویی به خدمات مهندسین آلمانی یک ایستگاه مهم در جنوب تهران را به اسم پیشوا(لقب آدولف هیتلر!) نام گذاری میکند که خب حالا شهرکی پرجمعیت در جنوب شرق تهران محسوب میشود. یکی از مهمترین شاهکارهای این خط آهن پل ورسک است در ارتفاع ۱۱۰ متری از ته دره با دهانه ۶۶ متری. لادیسلاوس فون رابسویچ مهندس اهل اتریش، سازنده پل ورسک بود. یک مهندس محاسب سوئیسی به نام هانس ناتر و یک مهندس دانمارکی به نام ساکسیلد از دیگر دستاندرکاران این پل عظیم و زیبا بودند که در منطقه ورسک سوادکوه مجاور زادگاه رضاشاه بنا شد.

