روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | تابستان 1306 ایامی شوکه کننده برای مردم و علمای ایران بود. وقتی امانالله خانشاه جوان و سودایی افغانستان پس از سفر شش ماههاش به اروپا به همراه همسرش ثریا با اتومبیل شخصیاش و کاروان همراهان (در قالب شش رولزرویس مجلل) وارد تهران شد. شاید تنها رئیس حکومتی که در دوره رضا خان به تهران آمد. اما نکته مهم این بود که همسرش ثریا بیحجاب وارد تهران شد.
در اوایل دوره رضا شاه حتی قبل از این که او از مقام صدراعظمی به شاهی ترقی کند، برداشتن حجاب در طبقه اشراف تهران کم کم شیوع پیدا کرده بود. سرورالسلطنه همسر تیمورتاش با تکیه بر نفوذ شوهرش بدون حجاب در سطح شهر تردد میکرد. البته با محافظان ویژه. در سالهای 1303 و 1304 کنسرتهای قمرالملوک هم در تهران شروع شده بود، باز هم با پشتیبانی تیمورتاش به خاطر سالها زندگی در اروپا. در واقع خانواده رضاشاه به خاطر پیشینه محلیشان رویهای سنتی داشتند.
اما حامیان رضاشاه مثل همین آقای تیمورتاش یا نصرتالدوله فیروز و محمدعلی فروغی تشنه تجدد و مدرنیته بودند و مدام به رضاخان براي پیشبرد این مسئله فشار وارد میآوردند. حضور امانالله و ثریا در تهران برگ برندهای برای این گروه بود. روایت است ثریا که زنی زیبا و فرنگی مسلک بود در ضیافت کاخ سعدآباد نتوانست تاجالملوک را به عنوان ملکه تشخیص دهد چرا که تاجالملوک چادر نماز نازکی بر سر داشت و ثریا به اشتباه به سمت سرورالسلطنه زن تیمورتاش رفت که بیحجاب و با کلاه زینتی در گوشهای ایستاده بود.
این اتفاق به شدت تاج الملوک را ناراحت کرد و کینه سرورالسلطنه را نیز به دل گرفت. براي حل این مسئله قرار شد در ضیافتهای بعدی تاجالملوک و دختران نوجوانش به شکل افراطی از جواهرات سلطنتی استفاده کنند تا جایگاهشان روشن باشد. قبول کنید که برای تاجالملوک که شاید مدتها منتظر یک ضیافت بینالمللی بوده ضربه سختی محسوب میشده است. با حضور ثریا، تیمورتاش و فروغی و فیروز به رضاشاه اصرار داشتند که سیر ورود تجدد در تهران را تسریع کنند و مسئله حجاب نکته کلیدی در این سیاستها بود.
رضا شاه داشت نرم میشد که خبر آمد امانالله به خاطر همین سیاستهای افراطی تهاجمیاش در مورد حجاب و زنان و مدارس مختلط و این چیزها دچار شورش وسیعی در افغانستان شده که توسط خاندان قدرتمند مجددیها راهاندازی شده بود و بعدها به شورش بچه سقا مشهور شد. این بلوای بزرگ که از پشتیبانی علمای دینی در افغانستان برخوردار بود موجب فرار امانالله خان از کابل شد. امانالله و همسرش در ایتالیا پناه گرفتند و مشهور است که بعدها مسیحی شدند.
حکومت افغانستان هم چندین بار دست به دست شد تا آخر سر نادرخان سفیر افغانستان در پاریس به عنوان شاه روی تخت نشست که خب داستانش مفصل است. به هرحال این تجددگرایی در ترکیه و ایران و افغانستان همزمان آغاز شد. آیا این همزمانی نتیجه توطئه انگلیس علیه بنیان مذهب در خاورمیانه بود؟نمیدانیم. راستش بعید است چرا که امانالله خان سابقه دو جنگ با انگلیسیها را دارد و آتاتورک هم در جنگهای استقلال رودرروی متحدان انگلیس ایستاد و رضاخان هم در این سالها با انگلیس زاویه پیدا کرده است.
موج تجددخواهی مسئلهای ریشهدارتر بوده است ….هرچه بود سرنگونی امانالله خان موجب شد تا رضا خان بار دیگر به توصیههای تیمورتاش و فروغی بدبین شود و در سیاستهای خود بیشتر احتیاط کند. تا چند سال بعد که فروغی رضا خان را با ترفندهای خاص خود به یک سفر دیپلماتیک به سمت استانبول برد. آنجا بود که دیگر مقاومت رضاخان تمام شد…

