روزنامه هفت صبح، ارش خوشخو | یکی از آن دوتاییهای مشهور دوره مشروطه. همرزم و همینطور رقیب! مثل دوتایی باقرخان و ستارخان یا دوتایی آیتالله بهبهانی و طباطبایی. این دو نفر سردار اسعد بختیاری و محمد ولیخان تنکابنی هستند. در سال 1288. دو ملاک اشرافزاده که هردو بهدلایلی مبهم و حتی مشکوک به صف انقلابیون پیوستند. این زوج هم برخلاف آنچه عکس نشان ميدهد روابط خوبی با هم نداشتند.
همانطور که ستارخان و باقرخان هم اینگونه بودند و روایتهایی از روابط سرد آیتالله بهبهانی و طباطبایی هم در دست است.
پنجشنبه تا 5 خرداد 1287 را برایتان نقل کرده بودم. روز فوران چاه نفت. یک ماه بعد محمدعلی میرزا پادشاه وقت در تهران به لیاخوف روس دستور داد که اولین مجلس دوران مشروطه را که به نظر او نمایندگانش پایشان را از گلیمشان بیشتر دراز کرده بودند به توپ ببندد! و تمام پیمان مشروطیت را باطل اعلام کرد. این حادثه دورهای دوساله از جنگ داخلی را به ایران تحمیل کرد.
در تبریز، همان شهری که محمدعلی میرزا دوران ولیعهدی خود را گذرانده بود، ستارخان و باقرخان قیام کردند. این قیام برای محمدعلی میرزا گران تمام شد و در فرمانی جنونآمیز لشكر اصلی سپاه خود را به تبریز فرستاد تا تبریزیها را مجازات کند. تبریز اما به هدایت ستارخان و باقرخان و دستهجات محلی، بنای مقاومت گذاشت. از تیرماه 1287 تا اردیبهشت 1288 تبریزیها مقاومت کردند و در نهایت وقتی گرسنگی و بیماری مردم این شهر را در بر گرفته بود، قوای روس از مرز گذشتند و با تصرف شهر قال داستان را کندند (بهقدرتی خدا همه مداخلات روسها در ایران همینقدر زمخت و غیرمنطقی بوده است.
از لیاخوف بگیرید تا این اشغال تبریز) اما در آنسو سردار اسعد بختیاری که در دومین سفر خود به پاریس بهسر ميبرد، برای مذاکرهای مخفی با مقامات انگلیسی به لندن رفته بود. رابطه انگلیس با برخی خوانین بختیاری بعد از معاملات مربوط به زمینهای بختیاریها جهت اکتشاف نفت و بهخصوص پس از استخراج نفت، به شکل ویژهای حسنه بود.
او در اردیبهشت سال 1288 به شکل مخفیانه از مرز خرمشهر به ایران وارد شد و رفت به سمت زادگاه خود و توانست هفتصد تفنگدار را برای حمله به تهران جمعآوری کند، در آنسو در شمال محمدولی خان تنکابنی زمیندار اشرافی و حاکم تنکابن که جزو لشكرهایی بود که برای فتح تبریز مجهز شده بود، پس از چند روزی مشارکت در محاصره تبریز ناگهان بنای نافرمانی گذاشت و پرچم مشروطیت بلند کرد و همه را انگشت به دهان باقی گذاشت!
او هم با سپاهش و به دعوت مشروطهخواهان گیلانی (که از واکنش احتمالی او بیم داشتند) فرمانده سپاه گیلان شد برای حمله به تهران که حالا بهخاطر جنگ تبریز، قدرت دفاعی چندانی نداشت. در 22 تیرماه 1288 یک سال پس از به توپ بستن مجلس، قوای سردار اسعد و نیروهای محمد ولیخان تنکابنی در بادامک قزوین بههم رسیدند و مشترکا به سمت تهران حرکت کردند.
در این میان محمدعلی میرزا با 500 سرباز محافظش سراسیمه به باغ سفارت روسیه پناهنده شد (باز هم روسها!) و شهر به دست این دو سردار فتح شد. سردار اسعد 52ساله و محمد ولیخان 63ساله. بعد از فتح تهران این دو سردار از مقامات اصلی حکومت مشروطه شدند و بازوی نظامی حکومت مشروطه. اتفاق تلخ در سال 89 رخ داد.
وقتی با فشار روسها و همینطور استاندار آذربایجان، ستارخان و باقرخان و صدها تفنگدارشان، در قالب قهرمانان ملی از تبریز خارج شدند و بعد از یک سفر طولانی و پر از تشویق و تحسین و چراغانی کردن و قربانی کردن در شهرهای میانه راه، به تهران رسیدند و اینجا هم همچون قهرمانانی بزرگ مورد تمجید قرار گرفتند. ستارخان و سپاهیانش در پارک اتابک مستقر شدند و باقرخان و یارانش در منطقه عشرتآباد. اما این اقامت و این ضیافت به طول انجامید و طرح مجلس در خلعسلاح همه نیروها بهجز نیروهای دولتی، با واکنش منفی ستارخان روبهرو شد.
بهخصوص که نیروهای دولتی یعنی تفنگدارهای بختیاری و جنگجویان رشتی. در مرداد 1289 سه هزار نیروی دولتی عمدتا از تفنگچیهای بختیاری و با هدایت یپرمخان ارمنی به پارک اتابک حمله کردند و 150 نیروی تبریزی را کشتند و ستارخان را نیز از ناحیه پا مجروح کردند. عملیاتی که به دستور سردار اسعد بختیاری و با موافقت محمد ولیخان تنکابنی (بهعنوان رئیس دولت) شکل گرفته بود و یکی از روزهای سیاه تهران را رقم زد.
سردار اسعد یک دوره وزیر جنگ شد و سپس خشمگین از محمد ولیخان تنکابنی که صدراعظم و نایبالسلطنه دوره احمدشاه بود به سمت اروپا مهاجرت کرد و بالاخره در سال 1296 و در سن 61 سالگی بر اثر سکته قلبی درگذشت. محمد ولیخان تنکابنی اما زنده ماند تا کودتای سال 1299 را ببیند و در دورهای توسط رضاخان میرپنج به زندان بیافتد و زمینهایش مصادره شوند و دست آخر در سال 1305 و در گذر از 80سالگی با شلیک گلولهای به مغز خود، خودکشی کند.



