روزنامه هفت صبح، صوفیا نصرالهی| فیلم‌بین که باشید به‌تدریج در ۹۰درصد مواقع با دیدن 10دقیقه‌ اول فیلم دست‌تان می‌آید که آیا این فیلم شما خواهد بود و دوستش خواهید داشت یا نه. همین امر درباره‌ کتاب برای کتاب‌خوان‌ها هم صدق می‌کند. این شد که وقتی در تورق کتاب «تشابه‌ها و تناقض‌ها»، در همان صفحات اول ایده‌‌ دنیل برنبیم و ادوارد سعید را درباره‌ مفهوم وطن خواندم، آن هم در روزهایی که خودم درگیر وطن بودم، مطمئن بودم که این کتاب شخصی من خواهد شد.

این اولین کتاب بالینی غیر داستانی من است. برای سال‌ها «تاتار خندان» ساعدی و «خداحافظ گری کوپر» رومن گاری کتاب‌های بالینی‌ام بودند. کتاب‌هایی که هر از گاهی دوباره «تشابه‌ها و تناقض‌ها» با ترجمه‌ بهزاد هوشمند و منتشر شده توسط نشر گیلگمش البته در ادامه‌ مسیرش به سمت دیگری می‌رود که درباره‌اش توضیح خواهم داد اما در کل تجربه‌ خواندن حرف‌های دو روشنفکر آدم حسابی هم جذاب است و هم شما را به فکر می‌اندازد و افق‌های جدیدی پیش چشمتان باز می‌کند.

ماجرا از اینجا شروع می‌شود که یک رهبر ارکستر و ادوارد سعید که فصل مشترک‌شان اندیشیدن و عشق به موسیقی است اوایل دهه‌ 90 با هم ملاقات می‌کنند… اواخر دهه‌۹۰ به مناسبت سالگرد گوته در شهر وایمار فستیوالی ترتیب می‌دهند که رهبر ارکستر در آن نوازندگانی از کشورهای متفاوت را در یک ارکستر رهبری کند و ادوارد سعید برایشان نشست‌هایی در باب موسیقی و ادبیات می‌گذارد. گفت‌وگوهای این دو نفر در سال‌های بعد سر و شکلی می‌گیرد که در این کتاب می‌خوانید.

از موسیقی و به ویژه بتهوون و واگنر صحبت می‌کنند اما در حقیقت گستره‌ صحبت‌هایشان از موسیقی فراتر می‌رود و از زیبایی‌شناسی موسیقی به نکات فلسفی کلیدی زندگی مثل هویت، وطن، میل به جاودانگی، زمان و فضا می‌پردازند. طبعا اگر به موسیقی علاقه‌مند نباشید (همیشه فکر می‌کنم چطور ممکن است آدم‌ها هیچ‌گونه موسیقی دوست نداشته باشند؟!) کتاب برایتان خسته‌کننده خواهد شد چون همه‌ تشابه‌ها و تناقض‌هایی که در حرف‌های این دو نفر وجود دارد از دل موسیقی به وجود می‌آید و رشد می‌کند.

آنها از دل ساختار یک قطعه‌ موسیقی توانسته‌اند به مفاهیمی فراتر و بزرگتر دست پیدا کنند. مثلا از اپراهای واگنر به تاریخ ناسیونالیسم آلمانی برسند و…بخش زیادی از لذت خواندن کتاب «تشابه‌ها و تناقض‌ها» مرهون ترجمه‌ خوب بهزاد هوشمند است. با پانوشت‌های به اندازه برای آن‌ها که می‌خواهند دقیق‌تر در مباحث مطرح شده غور و تفحص کنند و دنبال مراجع دیگر هم بروند و در عین حال مخاطبش را از قشری فرض کرده که اگر خودشان دوست داشته باشند دنبال اصطلاحات موسیقی و قطعات موسیقی می‌گردند و درنتیجه هیچ چیزی را بیش از حد توضیح نداده.

آن‌قدر از تسلط مترجم روی کتاب کیفور شدم (این هم از آن چیزهایی است که اگر اهل کتاب خواندن باشید نشانه‌هایش برایتان آشکار خواهد بود) که در به در دنبالش گشتم که از حظی که نصیبم کرده تشکر کنم.«تشابه‌ها و تناقض‌ها» از آن کتاب‌هایی است که هر کسی به اندازه‌ خودش می‌تواند از آن توشه بگیرد.

اقیانوس عمیقی که خواندنش کمتر از یک هفته طول می‌کشد اما اگر بخواهید روی هر چیزی که در کتاب مطرح می‌شود دقیق شوید، موسیقی‌ها را بشنوید و استدلال‌ها را حس کنید، می‌توانید حتی ماه‌ها برایش وقت بگذارید. من یک سری کتاب شخصی برای هدیه دادن دارم. کتاب‌هایی که با دیدنشان آدم‌ها یادم کنند. کتاب‌هایی که من مترجم و نویسنده‌شان نیستم اما روح اثر آن‌قدر به من نزدیک است که انگار امضای مرا دارد. «تشابه‌ها و تناقض‌ها» برایم چنین کتاب شخصی شده است.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.